بزرگداشت هزاره سعدی رشته هنر و گرافیک doc

در نظام‌ها و سبك های ادبی همواره بر برتری هنرور، هنر پرور و صاحب هنر تكیه و تأیید شده است این برتری گاه از زبان حماسه سرای بزرگ ایران فردوسی نوعی گوهر فردی و در خود پادشاهان و پهلوانان و بزرگان همپایه با فرایندی ایزدی یاد شده و گاهی از زبان غزلسرایان همچون حافظ از هنر همانند گوهر نفس فضیلت و كمال سالك و رهرو یاد شده گاهی از دید منتقدانت اجتماعی هم

به صفحه دریافت بزرگداشت هزاره سعدی خوش آمدید.

امیدواریم که بزرگداشت هزاره سعدی همان چیزی باشد که نیاز دارید.

قسمتی از متن و توضیحات بزرگداشت هزاره سعدی را در زیر مشاهده می کنید.

در نظام‌ها و سبك های ادبی همواره بر برتری هنرور، هنر پرور و صاحب هنر تكیه و تأیید شده است این برتری گاه از زبان حماسه سرای بزرگ ایران فردوسی نوعی گوهر فردی و در خود پادشاهان و پهلوانان و بزرگان همپایه با فرایندی ایزدی یاد شده و گاهی از زبان غزلسرایان همچون حافظ از هنر همانند گوهر نفس فضیلت و كمال سالك و رهرو یاد شده گاهی از دید منتقدانت اجتماعی هم

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 12

حجم فایل: 10 کیلو بایت

– در نظام‌ها و سبك های ادبی همواره بر برتری هنرور، هنر پرور و صاحب هنر تكیه و تأیید شده است این برتری گاه از زبان حماسه سرای بزرگ ایران فردوسی نوعی گوهر فردی و در خود پادشاهان و پهلوانان و بزرگان همپایه با فرایندی ایزدی یاد شده و گاهی از زبان غزلسرایان همچون حافظ از هنر همانند گوهر نفس فضیلت و كمال سالك و رهرو یاد شده گاهی از دید منتقدانت اجتماعی همچون عبید، صائب و یا پروین اعتصادمی هم همچون اخلاقی و گاهاً در برابر كلمة عیب به كار می‌رفته است.

اما خود واژه هنر از یك واژه بسیار كهن سانسكریتی یعنی سونر و سونره با تركیبی از واژه‌های سو و نر یا نره به معنی نیك مرد (شجاع) ـ یعنی مردی كه دارای فضایل و كمالات انسانی است ـ وضع شده و بعداً در فرهنگ فارسی جدید ما نیز وارد گردیده و حرف سین اوستایی به ها فارسی میاند تغییر یافته و به هون و هونره تبدیل شده است.

– لذا هونر در فغت به معنای نیك مردی آمده است و معادل فرزانگی و یا فرهیختگی می‌باشد این معنای هنر، در ادبیات ایران و اسلام رواج یافت و انسانهای فرزانه، انسانهایی صاحب هنر شمرده شدند آنها با این تغییر انسان‌های كاملی شمرده می‌شدند. در تمدن‌های سنتی، اصل هنرمندی.

خدایا در آغاز چنان كن كه تو خشنود باشی و ما رستگار!

معنای هنر و تعریف آن با روش‌های گوناگون و از نظر نظام‌های فكری و جهان بین‌های مختلف مورد پژوهش و بررسی واقع شده و مطالب زیادی در این زمینه موجود است. فلاسفه زیبایی شناسان، مورخین، باستان شناسان، مردم شناسان و بالاخره تاقدین هنر نیز به نوبة خود هر یك از منظر خاص خود موضوع را بررسی كرده و سعی كرده راه به جایی ببرند. اما تاكنون یك تعریف واحد و مقبول همگان ارائه نشده است، بلكه برخلاف تصور، مسأله آنقدر گسترده و پیچیده است كه پژوهشگر یاد این دو بیتی خیام می‌افتد كه :

آنانكه محیط فصل و آداب شدند در جمع كمال شمع اصحاب شدند

ره زرین شب تاریك نبردند برون گفتند فسانه این و در خواب شدند

– در لغت نامه دهخدا! ذیل معنای واژه هنر نخست به مصادیقی از هنر همچون علم معرفت دانش فضل، فضیلت و كمال پرداخته، پس از آن چیدن تعریفی را دست داده است: این كلمة هنر در واقع به معنی درجة از كمال آدمی است كه هشیاری و فراست و فضل و دانش را در بر دارد و نمود آن را صاحب هنر برتر از دیگران می‌نماید.

شواهد شعری دهخدا با تلقی‌های و برداشت‌ها و معانی مختلف و مصادیق متفاوت آن بدون نظر داشت به این تفاوت‌ها از طیف‌های و گونه‌ها و انواع ادبی آمده است. از بوشكور، فردوسی، فرخی، ناصرخسرو این بوده كه شخص دل خود را كه در حقیقت لطیفه معنوی است كه در وجود ماست، از آلودگی و مزاولت با این عالم، یعنی از تعلقات این عالم دور كند و به بیانی، هنرمندی حقیقی در طی هزاره ها در تمدن های شرقی به صورت فلاح و رستگاری و بی تعلقی معنی می شده.

– هنر رستگاری بوده و هنرمندی رستگار شدن . وقتی خواجه ؟؟ در اخلاص ناصری سخن از چهار هنران می كند این چهار هنر حكمت است، عدالت است و عفت است و شجاعت است.

– این معنا استمرار یافت تا اینكه آرام آرام برای هنر معنای دیگری هم مطرح شد و این دكمه نیز در معنای پیشه نیز استعمال شد و اصولاً به هر نوع فنی هم گفته شد [ در زبان عربی معادل واژه هنر فن می باشد و به هنرمند فغان گفته می شود] چنانكه بعدها به معنای ارب هم به كار رفت و افراد اهل ادب یا به تعبیر فارسی اهل فرهنگ، فرهیفته و هنرمند خوانده شده اند.

اما هنر در اطلاقاتی كه ما امروز داریم ترجمة كلمه انگلیسی Art است كه از كلمه لاتین ars اخذ شده است این كلمه لاتین خود ترجمه این است از techne در زبان یونانی.

در فرهنگ لغت websten هشت تعریف برای كلمه Art وجود دارد.

1- حالت دادن یا اصلاح كردن چفرها توسط مهارت انسانی، در جهت پاسخ به هدفی برنامه ریزی شده در این بخش art در برابر كلمة Nature (طبیعت ) آمده است.

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بزرگداشت هزاره سعدی ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بزرگداشت هزاره سعدی – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
سعدی;بزرگداشت سعدی;سبک های ادبی

بررسی خداشناسی سعدی با تكیه بر صفات باری تعالی رشته تاریخ و ادبیات

آنچه در این مجموعه گرد آمده است نتیجه بررسی دو اثر بزرگ سعدی – گلستان و بوستان –به تصحیح دكتر غلامحسین یوسفی است هدف اصلی نگارنده بررسی خداشناسی سعدی با تكیه بر صفات باری تعالی بوده استبخش اول شامل چكیده و پیش گفتار و مقدمه می‌باشد

به صفحه دریافت بررسی خداشناسی سعدی با تكیه بر صفات باری تعالی خوش آمدید.

امیدواریم که بررسی خداشناسی سعدی با تكیه بر صفات باری تعالی همان چیزی باشد که نیاز دارید.

قسمتی از متن و توضیحات بررسی خداشناسی سعدی با تكیه بر صفات باری تعالی را در زیر مشاهده می کنید.

آنچه در این مجموعه گرد آمده است نتیجه بررسی دو اثر بزرگ سعدی – گلستان و بوستان –به تصحیح دكتر غلامحسین یوسفی است هدف اصلی نگارنده بررسی خداشناسی سعدی با تكیه بر صفات باری تعالی بوده استبخش اول شامل چكیده و پیش گفتار و مقدمه می‌باشد

دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
تعداد صفحات 256
حجم فایل 294 کیلو بایت

بررسی خداشناسی سعدی با تكیه بر صفات باری تعالی

 

چكیده:

آنچه در این مجموعه گرد آمده است نتیجه بررسی دو اثر بزرگ سعدی – گلستان و بوستان –به تصحیح دكتر غلامحسین یوسفی است. هدف اصلی نگارنده بررسی خداشناسی سعدی با تكیه بر صفات باری تعالی بوده است.بخش اول شامل چكیده و پیش گفتار و مقدمه می‌باشد.

در بخش دوم، زندگی شیخ اجل سعدی بیان گردیده و در معرفی اجمالی او، اعم از تاریخ تولد، محل رشد، سفرها و استادان ، آثار و در آخر تاریخ وفات از منابع معتبر استفاده شده است.

 بخش سوم به تبیین ویژگی‌های سیاسی، اجتماعی، ادبی دوران سعدی پرداخته است.

در بخش چهارم خاستگاه فكری او مورد بررسی قرار گرفته است تا از این طریق ریشه‌های فكر و اندیشة او و آبشخور باورهایش معلوم گردد. از این رو به بررسی شباهت‌های سعدی با شهاب الدین ابوحفص سهروردی ،ابوالفرج بن جوزی، محمد و احمد غزالی همت گماشته شده است.

در بخش پنجم با طرح این فرضیه كه سعدی عارف است یا سخنوری متشرع، با بیان مضامین عرفانی و بیانات شرعی او، به فرضیه مورد نظر پاسخ داده شده است و در این حین با نگرش و تأمل در دو كتاب مشهور و معروف او «گلستان و بوستان» به آنچه تصدیق تشرع و عرفان اوست اشاره و نتیجه گیری شده است.

بخش ششم اختصاص به اصلی پایان نامه یعنی صفات و اسمای باری تعالی در دو اثر مذکور داشته و هر یك را به ترتیب الفبایی و به صورت مستقل با استناد به نوشته­ها و سروده­های شیخ آورده شده است.

در بخش هفتم صفتهایی را كه سعدی به ندرت از آنها استفاده كرده است به ترتیب الفبا یاد کرده است.

در بخش هشتم با بررسی اوصاف جمالی وجلالی به فرضیه های اصلی رساله پاسخ داده و نتیجه كلی پژوهش بازگو شده است.


پیش گفتار  

این پژ وهش،دو اثر گران قدر گلستان و بوستان از خداوند گار سخن – شیخ اجل – سعدی شیرازی را مورد بررسی قرار داده و کوشیده است از خلال آن تصویر روشنی مشخصی از خدای سعدی ارائه دهد.

پیشینه تحقیق :

در باب ویژگی های فکری سعدی در حوزه معرفتی (Theology) تا کنون مقاله‌های پراکنده ای نگا شته شده است.

شادروان دکتر غلامحسین یوسفی در کتاب« دیداری با اهل قلم » و نیز مقدمه ای که بر دو کتاب گلستان و بوستان نگاشته اند وزنده یاد دکتر« عبدالحسین زرین کوب »در مجموعه «حدیث خوش سعدی » و دکتر«محمد علی اسلامی ندوشن » در کتاب « چهار سخنگوی وجدا ن ایرا نی/ اسلامی» و نیز شادروان «علی دشتی » در کتاب «قلمرو و سعدی» بیشترین نکات را در این مورد ابراز داشته اند : اما به نظر می رسد تا کنون پژوهش سازمان یافته ای که مبتنی بر صفات و اسمای الهی مندرج در بوستان و گلستان باشد صورت نگرفته است .

مساله تحقیق :

این رساله در پا سخ این پرسش ها تدوین شده است.

خدای سعدی با توجه با توجه به دو کتاب تعلیمی او گلستان و بوستان – چگونه خدایی ست ؟

بیشترین صفات یا صفتی که از دید سعدی بر ازنده و یا معرف اوست کدام / کدام هاست ؟

و آیا صفاتی که وی به عنوان صفات ممتاز با بیشترین بسامد در مورد پروردگار به کار می برد ،در مورد انسان ها نیز به کار رفته است ؟یعنی آیا سعدی آدمیان را نیز شایسته تخلق به همان صفات می‌داند یا خیر؟

روند پژوهش :

نگارنده این پژوهش ، با مطالعه و فیش برداری از دو اثر -گلستان و بوستان- از دیدگاه خداشناسی و بررسی چند اثر مهم در این زمینه،همت گماشته است.


مقدمه:

سعدی در تاریخ ادب فارسی شاعری بزرگ و نویسنده­ای توانا وادیبی فرزانه شناخته شده است. بیت های بلندی كه وی به صورت غزل، قصیده ، رباعی و ترجیع بند سروده از یك سو و دو كتاب مشهور او – بوستان و گلستان- از سوی دیگر دلیل آشکاری بر فسحت میدان ادب و ابداع در تعبیر، در آثار اوست.

بازنگری شعر و اندیشه­های والای سعدی در هر عصر و زمان و گلگشت در بوستان و گلستان وی كه، مشحون از عطر گل­های فرهنگ اسلامی است، آدمی را به كمال انسانی و معنوی رهنمون می‌سازد.

آثار سعدی بازگوی تلاش او برای بیان معرفت خداست. در مجموعه او، همه پدیده­ها هدفمند است،تا انسان را از معرفت غریزی به معرفت ربانی فرصت عروج بخشد.

برگ درختان سبز پیش خداوند هوش                هر ورقی دفتری ست معرفت كردگار

«كلیات، ص 509»

«تسبیح كائنات، آمد و شد خورشید و ماه و پویائی و كارگری و رسالت باد و ابر و باران، شكوه كوهساران و دریاها، درختان، مرغان نغمه خوان، گیاهان و میوه­های الوان، مراحل تكوین جنین ، یادكرد صفات جلال و جمال الهی و ده ها موضوع دیگر، آرمان شعری سعدی را در شناخت خداوند تشكیل می­دهد.» ([1])

شیخ اجل، اشعار بلندی را در توحید سروده است كه به صفات الهی چه جمالی و چه جلالی اشاره دارد و او را به داشتن علم و قدرت و لطف و كبریا … توصیف می­كند و ذات پاكش را از هر شائبه ای منزه می شناسند.

وصف این معانی در آثار گوناگون او بویژه بوستان هویداست. او علاوه بر دعوت انسانها به شناخت حق،آنها از تفكر در ذات الهی نهی می­كند:

نه هر جای مركب توان تاختن         كه جایی سپر باید انداختن

«بوستان، ص 35»

او طی طریق، تفكر در آثار و آیات و آلاء حق می­داند نه تفكر بی‌حاصل در ذات اقدس الهی زیرا كه:

خاصان در این ره فرس رانده­اند           به لااحصی از تگ فرومانده­اند

«بوستان، ص 35»

او معتقد است اگر انسان در این وادی بی‌كران، طالب فرس راندن است باید آیینه دل را صیقل دهد و آنگاه كه عشق الهی در دل او تابید با بال محبت در آسمان عشق به پرواز در آید.

خواننده ارجمند در این رساله علاوه بر آشنایی با سعدی و دوران او از جهت های مختلف به طرز تفکر و چگونگی عقاید او آگاهی می­یابد.

با توجه به موضوع رساله- كه خداشناسی سعدی با تكیه بر صفات الهی ست- نگارنده صفات ذكر شده در گلستان و بوستان را استخراج كرده و با استناد به جمله ها و ابیات سعدی به توضیح آنها پرداخته است.

در ابتدا آیات در بردارنده هر صفت در ذیل همان صفت ذكر شده و بعد در صورت لزوم برخی صفت­ها را از لحاظ لغوی معنی کرده است و سر انجام با آوردن نمونه های صفت مورد نظر از گلستان و بوستان،نظریه شیخ بیان شده است.

در انتها با بررسی اوصاف الهی، با توجه به بسامد بالای صفات جمالی، نگارنده بر آن بوده است كه شیخ اجل بر رحمانیت حق بیش از قهاریت و جباریت او تکیه داشته و این معرفت ناشی از حالت روحانی وی بوده كه ذات مطلق را نه به برهان بلكه به ذوق و وجدان درك كرده است.

از آنجا كه هر اثری ناگزیر از عیب و نقص است، اینجانب نیز طبیعتاً كار خود را مبرّا از نقص و خطا نمی‌داند و امیدوار است ، كمبودها و نارسایی­هایی كه از دید بنده پنهان بوده از راه تذكار استادان صاحب نظر جبران شود.

 

زندگی سعدی

 

زندگی سعدی:

«الشیخ الامام المحقق ملک الکلام افصح المتکلمین ابو محمد مشرف الدین ( شرف الدین ) مصلح بن عبدالله بن مشرف السعدی الشیرازی» ، از شاعران بزرگ زبان و ادب فارسی­ست. (1)

غیر از لقب اکتسابی او – «افصح المتکلمین» – که هنرش به او بخشیده ، در شناسنامة او ، تکلیف هیچ چیز دیگر روشن نیست.(2)

«ابوبکر بیستون» که چهل واندی سال بعد از شیخ ، کلیات و غزلیات او را جمع کرده و منظم ساخته است در مقدمه­ای که بر دیوان او نوشته، او را « مشرف المله و الدین مصلح الاسلام و المسلمین » می­خواند.

«حمدالله مستوفی» در «تاریخ گزیده» سعدی را «مشرف الدین مصلح شیرازی» معرفی می­کند.

در نسخة کهنه­ای از کلیات که در 716 کتابت یافته و متعلق به «لقمان الدوله» بود در سال 1326 مورد استفادة «فروغی» برای تصحیح چاپ دیوان قرار گرفت، بخش «طیبات» بدین عبارت خاتمه می­پذیرفت: « و قد نقل هذا من حظ الامام المحقق المغفور مشرف المله و الدین مصلح السعدی…..» و قطعه سنگی که هنگام کندن زمین پیرامون آرامگاه سعدی برای تعمیر اسفالت از خاک بیرون آمد و در موزة «فارس» حفظ شده است و گمان می­کنند مربوط به سر در مقبرة قدیمی پیش از تعمیر «کریم خانی» بوده باشد. بر این پاره سنگ به خط ثلث، آیاتی از «قرآن» و شعری از سعدی و عباراتی در توصیف او که به نام سعدی ختم می­شده است که فعلاً دو کلمة اول و آخر آن بر جا مانده است: « ابو عبد…. السعدی » که به قرینه « ابو عبدالله …. سعدی » باید باشد.

«جامی» در «نفحات الانس» نام او را «مشرف الدین مصلح بن عبدالله» و در «بهارستان» «شیخ مصلح الدین» می­نویسد. نظر «ابن فوطی بغدادی» در کتاب «مجمع الالقاب» قدیمترین روایت راجع به معرفی اوست که بدین نام می­خواند:  « مصلح الدین ابو محمد عبدالله بن مشرف بن المعروف با السعدی الشیرازی »

روایت­ها بسیار است و «محیط طباطبایی» معتقد است می­توان با مقایسة آنها از روی حدس به وجود رابطه­ای میان لقب « مصلح الدین » و کنیه « ابو محمد » و اسم « عبدالله » و همچنین لقب « مشرف الدین » با کنیه ابو عبدالله پی برد. (3)

برخی نیز نام کامل سعدی را «مشرف الدین بن مصلح الدین عبدالله» نام برده نه «مصلح الدین». (4) «هانری ماسه» نیز در انتخاب نام او مردد مانده و اینگونه می­نویسد: « نام او را مصلح الدین یا بنا به قولی شرف الدین عبدالله یا مشرف الدین عبدالله گذاشتند » . (5)

«یان ریپکا» در کتاب «تاریخ ادبیات ایران» او را «شیخ ابو عبدالله مشرف الدین مصلح، سعدی شیرازی می­نامد» . (6)

نتیجة پژوهش­های دهه­های اخیر در نهایت این شده که به روایت ابن فوطی ( م 723 هـ ) که معاصر سعدی بوده و با سعدی نامه­نگاری داشته است، رضایت دهنده و نام او را مصلح الدین، کنیه­اش را ابومحمد، لقبش را مشرف الدین یا شرف الدین و تخلصش را سعدی بدانند. (7)

«تاریخ تولد او از مواردی­ست که مورد تردید واقع شده و نظریه پردازان با دلایل خاص خود آن را تعیین کرده و بر آن پا فشاری ورزیده­اند.

برای نوشتن زندگی نامة شخصی، می­توان به آثار بر جا مانده از آن شخص و یا شاهدان عینی تکیه کرد و از آنجا که در مورد سعدی افسانه­ها بسیار است، شواهد عینی وجود ندارد و آنچه که در تعیین تاریخ تولد یاری گراست، نگاه به آثار وبررسی آنهاست.

در آثار سعدی شواهدی که می­تواند گویای زمان تولد او ­باشد وجود دارد که هر ادیبی بنابر نظریة شخصی خود تاریخی بر تولد او ساخته­اند. به عنوان نمونه گروهی بنابر، بیان حال سعدی در «دیباچة گلستان» ، تاریخ تولد او را چنین گویند : چون شیخ شب هنگام تأمل ایام گذشته می­کرده و به عمر تلف شده تأسف می­خورده و این بیتها را مناسب حال خود می­گفته:

هر دم از عمر می­رود نفسی

چون نگه می­کنم نماند بسی

ای که پنجاه رفت و در خوابی

مگر این پنج روز دریابی (8)
                                                     

و در پایان دیباچه، زمان اتمام گلستان را به این تاریخ بیان می­کند :

در این مدت که ما را وقت خوش بود

ز هجرت ششصد و پنجاه و شش بود (9)
                                                     

پس سعدی در زمان اتمام گلستان 50 سال داشته است و بنابراین تولد او 606 هجری قمری می­باشد «محیط طباطبایی» این نظریه را رد کرده و تولد او را حدود 585 قمری می­داند» . (10)

برخی نیز تاریخ تولد او را 580 ذکر کرده­اند. (11) دکتر «ذبیح الله صفا» تاریخ تولد او را سال 606 هجری می­داند . (12) و «الطاف حسین حالی» ادیب و شاعر در اواخر قرن 13 هجری، سعدی را شاگرد نظامیه­ای «ابوالفرج بن جوزی» بزرگ، در گذشتة سال 597 هجری و صاحب کتاب مشهور «تاریخ المنتظم فی التاریخ الامم و الملوک»پنداشته و طاماتی بدین استدلال یافته که چون سعدی به هنگام در گذشت استادش بیش از 9 سال نداشته، تولد او پیش از 589 هجری بوده است. (13)

بحث در مورد تاریخ تولد سعدی هنوزهم ادامه دارد اما سال 606 قطعی ترین نظری است که پذیرفته­اند و متعقدند سعدی در آن سال در شیراز متولد شده است. (14)

و نیز آنچه دربارة زندگی سعدی بیان شده با تکیه بر آثار او بویژه بوستان و گلستان است. بنابر روایت «تذکرة دولتشاه»پدر شاعر «عبدالله» و در خدمت «سعدبن زنگی» بوده و لقب «سعدی» را او برای خود برگزیده بود. اما بیشتر احتمال دارد خود شاعر به عنوان حق شناسی تخلص« سعدی » را انتخاب کرده باشد. (15) در مورد تخلص سعدی نیز اظهار نظر بسیار است. برخی بر این نظر­ند که تخلص او مأخوذ او نام « سعد » پسر اتابک ابوبکر است و برخی هم تخلص او را مأخوذ از اسم سعد زنگی پدر اتابک ابوبکر می­دانند و محیط طباطبایی نیز معتقد است که تخلص سعدی باید از نسبت خانوادگی او گرفته شده باشد که منسوب به سعدبن عباده خزرجی صحابی­ست. (16)

او در شیراز و بنابر گفتة خود در خانواده­ای فرهنگی به دنیا آمده است:

همة قبیلة من عالمان دین بودند

مرا معلم عشق تو شاعری آموخت (17)
                                                    

او از کودکی تحت تربیت پدر قرار گرفت و از هدایت و نصیحت او بر خوردار گشت. (18)

سعدی در هر داستان موقعیتی را می­آفریند تا در آن فضا نکتة اخلاقی را بیان کند اما اگر برخی حکایت را مانند حکایت زیر بتوان واقعی پنداشت، چگونگی سالهای خردسالی­اش و اینکه پدرش از کارکنان سادة دیوان بوده و در رفاه بودند را می­توان فهمید: (19)

ز عهد پدر یاد دارم همی

که باران رحمت بر او هر دمی

که در طفلیم لوح و دفتر خرید

 ز بهرم یکی خاتم زر خرید

بدر کرد ناگه یکی مشتری

به خرمایی از دستم انگشتری (20)
                                                    

از مرگ پدر در کودکی ­اش، سخن می­گوید :

مرا باشد از درد طفلان خبر

که در طفلی از سر برفتم پدر
                                                            (21)

بعد از مرگ پدر، ظاهراً در حجر تربیت نیای مادری قرار گرفت. (22) پس از محروم شدن از تربیت پدر شیراز تنها ماند. اما «اتابک سعد» مردی نبود که فرزند خدمتگزار پیشین خود را در سختی رها کند. در سایة توجه اتابک: سعدی که بی گمان بر اثر هوش و ذکاوت پیش رس خود انگشت نما بود به بغداد رهسپار گشت .(23) 

او که مقدمات دانش­های ادبی و شرعی را در شیراز آموخته بود برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت زیرا در پی لشکرکشی­های خوارزم­شاه و ایلغارهای  مغول به بغداد رانده شد و در مدرسه نظامیة آن شهر، دانش آموزی را دنبال کرد. (24)

تحصیلات مقدماتی سعدی در مدرسة عالی نظامیة بغداد- که توسط خواجه نظام الملک طوسی در نیمة قرن پنجم هجری در عصر سلجوقی برای پرورش فقیهان شافعی مذهب تأسیس شده بود- صورت گرفت. سعدی در اواخر دهة دوم در سدة هفتم برای تحصیل در آن جا، رحل اقامت ناپایدار افکند و این دوره تا سال 623 هـ.ق دوام داشت.

این مدرسه برای هر طالب علمی کعبة آمالی بود که رسیدن به آرزوهای دین و دنیای خود را در آن می­یافت . زیرا این مدرسه، بزرگترین دانشگاه علوم دینی دنیای اسلام بود و نخستین استاد آن، «ابواسحاق شیرازی» (م 476 هـ) پیشوای شافعیان بود که شهرتی جاودانه یافت و او 15 سال قبل از سعدی از فارس وارد عراق شده بود.

ورود به مدرسة نظامیة بغداد در بین سایر مدارس نظام الملکی راحت­تر بود زیرا مدارس «مرو» و«بلخ» و «نیشابور» و «هرات» در آتش هجوم تاتار می­سوخت و دیگر شهرهای نظامیه­ای، مانند «اصفهان» شاهد درگیری تعصبات «خجندیان شافعی» و «ساعدیان حنفی» بودند.

دیدار سعدی از «عراق» و اقامت او در «بغداد» با نیمه خلافت دیر پای «ناصر» (575-623هـ ) و خلافت یک سالة پسر و جانشینانش «الظاهر» ( 622-623هـ ) و خلافت «مستنصر»  ( 623-640 هـ ) و «مستعصم» آخرین خلیفة «عباسی» ( 640-623 هـ ) تقارن داشته است.

بغداد در آن زمان بیش از سی مدرسه داشت و در بین این همه مدارس، تنها مدرسة نظامیه بود که هر استاد و طالب علم حضور در آنجا را افتخاری می­شمرد. مدرسة «مستنصریه» با حمایت مادی و معنوی «مستنصر بالله عباسی» خلیفة وقت برای مذهب اربعه سنیان، با شکوه عظیمی ساخته شده بود ولی نتوانست با نظامیه رقابت کند. مخصوصاً در ایام «مستعصم» ( 640-656 هـ ) کار تجسس در عقاید و تجاوز به آزادی شغلی و فکری دانشمندان به جایی رسیده بود که وزیر، استادان «حنفی» ، «مالکی» شافعی ، «حنبلی»  مستنصریه را متعهد ساخته بود که در مجالس درس سخنی از خویش نگویند وتنها به گفته­ها و نوشته­های پیشینیان و تکرار مکررات در مسایل مذهبی بسنده کرده و این چنین باب اجتهاد و نقد و نظر را در این دانشگاه بزرگ مرکز خلافت عباسی مسدود کردند. سعدی در چنین فضای فکری و زمان و مکان سیاسی، اجتماعی، بغداد را دیده و فقط در مدرسه نظامیه تحصیل کرده است. (25)

 


[1] – جلیل تجلیل، ذكر جمیل سعدی. انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1366، صص 251-252.

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی خداشناسی سعدی با تكیه بر صفات باری تعالی ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی خداشناسی سعدی با تكیه بر صفات باری تعالی – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
سعدی,بوستان,گلستان,دکتر غلامحسین یوسفی,خداشناسی سعدی,صفات باری تعالی,پروژه,پژوهش,مقاله,جزوه,تحقیق,دانلود پروژه,دانلود پژوهش,دانلود مقاله,دانلودجزوه,دانلود تحقیق

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.