روش تحقیق بررسی تاثیر جو عاطفی خانواده بر اعتماد به نفس فرزندان رشته روانشناسی و علوم تربیتی doc

در پژوهش حاضر با عنوان بررسی تاثیر جو عاطفی خانواده براعتماد به نفس فرزندان ( دختران وپسران 1913 سال شهر تهران ) تست استاندارد عزت نفس كویر اسمیت بر 50 دختر و 50 پسر اجراشد ، وبا استفاده از آزمون T استودنت نتایج زیر بدست آمد

به صفحه دریافت روش تحقیق بررسی تاثیر جو عاطفی خانواده بر اعتماد به نفس فرزندان خوش آمدید.

امیدواریم که روش تحقیق بررسی تاثیر جو عاطفی خانواده بر اعتماد به نفس فرزندان همان چیزی باشد که نیاز دارید.

قسمتی از متن و توضیحات روش تحقیق بررسی تاثیر جو عاطفی خانواده بر اعتماد به نفس فرزندان را در زیر مشاهده می کنید.

در پژوهش حاضر با عنوان بررسی تاثیر جو عاطفی خانواده براعتماد به نفس فرزندان ( دختران وپسران 1913 سال شهر تهران ) تست استاندارد عزت نفس كویر اسمیت بر 50 دختر و 50 پسر اجراشد ، وبا استفاده از آزمون T استودنت نتایج زیر بدست آمد

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 105

حجم فایل: 81 کیلو بایت

چكیده :

در پژوهش حاضر با عنوان : بررسی تاثیر جو عاطفی خانواده براعتماد به نفس فرزندان ( دختران وپسران 19-13 سال شهر تهران ) تست استاندارد عزت نفس كویر اسمیت بر 50 دختر و 50 پسر اجراشد ، وبا استفاده از آزمون T استودنت نتایج زیر بدست آمد :

1- اعتماد به نفس دخترانی كه جو عاطفی مناسب در خانواده دارند بیشتر از دخترانی است كه جو عاطفی نامناسبی درخانواده دارند .

2- اعتماد به نفس پسرانی كه جو عاطفی نا مناسب در خانواده دارند بیشتر از پسرانی نیست كه جو عاطفی مناسبی درخانواده دارند .

« فهرست مطالب »

عنوان صفحه

چكیده :

فصل اول – كلیات

بیان كلی مسئله 1

سوال پژوهشی 4

فرضیه ها 4

تعریف اصطلاحات 5

بیان اهداف پژوهش 9

فصل دوم – بررسی پیشینه وادبیات پژوهش

بررسی آخرین پژوهش های انجام شده درزمینه پژوهش حاضر 11

بررسی كلیه نظریه ها وتئوریهای درزمینه پژوهش حاضر 22

عوامل تعیین كننده جوعاطفی خانواده 25

رابطه پدر ومادر بافرزندان 26

الگوهای تربیت فرزندان 29

رابطه اعتماد به نفس وروابط دوستانه والدین با كودك 33

مسئولیتهای والدین دررابطه با ایجاد اعتماد به نفس 35

علائم ونشانه های اختلال در اعتماد به نفس 36

نشانه های اعتماد به نفس در افراد 39

ضرورت اهمیت وفایده پژوهش 41

فصل سوم – روش جامعه آماری

روش نمونه گیری 43

انواع متغیرها 43

روش گرد آوری اطلاعات 43

معرفی ابزار پژوهش 44

روش مطالعه 46

مدل آماری 46

فصل چهارم – تجزیه و تحلیل نتایج

تجزیه و تحلیل آماری 49

فصل پنجم – بحث ونتیجه گیری

بررسی و بحث درباره نتایج 54

محدودیتها وانتقادها 56

پیشنهادها 57

خلاصه پژوهش 61

خلاصه پژوهش به زبان انگلیسی 62

پیوست ها

پیوست یكم – منابع فارسی برحسب حروف الفبا

پیوست دوم – منابع پایان نامه ای

پیوست سوم – پرسشنامه وپاسخ نامه

فصل یكم »

« مقدمه »

– بیان كلی مسئله

– سؤال پژوهش

– فرضیه ها

– تعریف اصطلاحات

– بیان اهداف پژوهش

بیان كلی مسئله

خانواده ازمهمترین نهاد واز نیرومند ترین ارگان اجتماعی است زیرا پایه های خوشبختی وبدبختی انسان در آنجا به وجود می آید .

انسانیت واخلاق آدمی درمحیط خانواده شكل می گیرد وعواطف نیك وبد در آنجابه وجود می آید . وقتی سخن از خانواده به میان می آید بحث از محیطی است كه در آن دوكانون مهر وانضباط ، دوانسان یادومسئولیت وشیوه رفتار وخلق وخوی جداگانه آغوش گشوده و فرزند را دركنار خود گرفته اند . سخن از دامنها ی پاكی است كه نسلی را در خود می پروراند و آنها را برای حیات شرافتمندانه آماده می سازد .

طبیعی است كه اگراین دو عنصر ، یعنی پدر ومادر درمسیر ثواب باشند خانواده برای طفل سعادت آفرین است واگراین دو آلوده باشند كودك جزنگون بختی وسیه روزی بدست نخواهد آورد . ( قائمی ، 1381 ، ص 269) كودك ازخانواده ووالدین خودتاثیر می پذیرد همانگونه كه گیاه ونهالی از زمین ، آب وغذا اوازخورشید نور می گیرد . عوامل خانوادگی ازعقاید وافكار ، مذهب واخلاق ، عاطفه وخلق وخوی دركودك بعد ومیزانی است كه برخی از روان شناسان رابه اظهار این اندیشه واداشته است كه طفل آئینه تمام نمای وجود والدین است .

برخورد كودك باالگوها وسرمشق های خانوادگی درتكوین شخصیت او چنان اثر دارند كه به زحمت می توان بخشی از آن را ازصفحه ذهن وروان كودك زدود . او معیارهای اخلاقی والدین وجنبه های الگوئی آنان رابه گونه ای جذب می كند ودرخود نفوذ می دهد كه تقریباً می توان گفت جزء سرشت وطبیعت اواست . القاآت والدین ، امر ونهی آنها ، هدایت وموعظه وارشادشان ،منع وردشان همه دركودك مؤثراست .

تذكرات وهدایتهای پدر بزرگ ومادربزرگ ، القاآت ورهنمودهای برادران وخواهران ارشد ، سخنان وتذكرات خدمتكار وكلفت ونوكر ، وبالاخره رهنمودهای همه كسانی كه درعرصه حیات خانواده با كودك درارتباطند درسازندگی یاویرانی بنای اخلاقی كودك اثر دارند والدین در طریق تربیت صحیح كودكان به این مسائل باید آگاه باشند ( همان منبع ، ص 177) نوجوان وجوان امروز كودك گذشته است خصایص ورفتارهای وی نیز وابسته به دوره كودكی وی بوده اند كه آن را از اولیا وخانواده خود كسب نموده است . پدر ومادر اولین كسانی هستند كه زیر بنای شخصیت سالم یك نوجوان رامی سازند وپایه گذار ارزش ها ومعیارهای فكری وی هستند نوجوان دراین دوره بیش از هر زمان دیگر نیاز به مراقبت وهمراهی والدین خود دارد ، لذا قطع رابطه با نوجوان ویا رابطه نادرست بانوجوان ممكن است تاثیرات مخربی بر او بگذارد ( اكبری ، 1381، ص 321) .

ازنیازهای مهم واساسی انسان كه زمینه ساز حیات اجتماعی وشرافتمندانه است نیاز به اعتماد به نفس است معنی ومفهوم آن این است كه آدمی بااستفاده ازمددرسانی خداوند وبا قرار دادن امور درمسیر سنت او وبازمینه سازی هایی كه برای موفقیت درانجام هر كاری ضروری است بتواند تردید ودودلی رااز خود دورسازد وبا اعتماد واطمینان پیش رود . انتظار آن رانداشته باشدكه دیگران برای انجام كارها ورفع نیازش اقدام كنند ویا والدین ومربیان درخدمت او قرار گیرند خود به اتكای توان وامكانش ازجای برخیزد وبه اقدام بپردازد چنین امری هم موردنیاز شخصی فرد ولازمه عزت نفس اوست وهم از نظر اجتماعی وتداوم حیات برای اوضرورت دارد اودراین اعتماد نیاز دارد از اطمینان استفاده كند و آن را قابل تبعیت واجرا بداند باجرأت وصبارت تصمیم گیرد وبه پیش رود نه با تزلزل وتردید قدش راست وگامش استوار و اعتقادش درانجام دادن امور راسخ باشد ( قائمی ، 1370 ، ص 245)

سؤال پژوهشی

آیا جوعاطفی خانواده بر اعتماد به نفس فرزندان تاثیر دارد ؟

فرضیه ها :

اعتماد به نفس دخترانی كه جوعاطفی مناسبی درخانواده دارند بیشتر از دخترانی است كه جو عاطفی نامناسبی درخانواده دارند .

اعتماد به نفس پسرانی كه جوعاطفی مناسب درخانواده دارندبیشتراز پسرانی است كه جو عاطفی نامناسبی درخانواده دارند .

تعریف اصطلاحات

1) جوعاطفی خانواده

الف: تعریف نظری :

منظور ازجوعاطفی خانواده نحوه ارتباط وطرز برخورد افراد یك خانواده باهم ، نظر افراد خانواده نسبت به هم ، احساس وعلاقه آنها به یكدیگر است ( شریعتمداری ، 1376،ص211)

ب : تعریف عملی سنجش (ایستا ) :

جو عاطفی خانواده آن است كه پرسشنامه پژوهش حاضر می سنجد .

ج: تعریف عملی آزمایشی ( پویا ) :

جوعاطفی می تواند به صورت دیكتاتور ومدارگروآزاد منش باشد كه درخانواده های دیكتاتور بچه ها سركوب می شوند وگاه طرد می شوند احساسات وعواطفشان توجه نمی شود درخانواده های مداراگر بچه ها لوس وپرخاشگر بارمی آیند ومسئولیت پذیرنیستند وهرگزدیگران رامورد پذیرش قرار نمی دهند خانواده های آزاد منش كودكان را كنترل می كنند با بچه ها به طورمنطقی ومهربان برخوردمی كنند وبه نظرات خود احترام می گذارند ، آن بچه ها نیز در آینده دیگران رامحترم می شمارند وبا افراد اجتماع صمیمانه كنار می آیند .

2) اعتماد به نفس

الف : تعریف نظری :

اعتماد به نفس آن است كه فردشخصیت خودرا به هما ن گونه كه هست قبول می كند واز خصومت وكشمكش باخود درپرهیز است واگرمسئولیتی درحدتوان اوبه او واگذار شوداز آن نمی گریزد ومی كوشد باكوشش وتوانش آنرا پذیرا گردد وبه مقصدش می رساند ( قائمی ، 1370، ص 253)

ب : تعریف عملی سنجش ( ایستا )

اعتماد به نفس آن است كه پرسشنامه پژوهش حاضر كه تست عزت نفس كوپراسمیت است می سنجد .

ج : تعریف عملی آزمایشی ( پویا )

افرادی كه دارای اعتمادبه نفس هستند دارای صفات وویژگیهائی هستند كه برخی از آنها بدین قرار است.

كارهای خود راسعی دارند شخصی انجام دهند ومی كوشند از دیگران كمتر استمداد كنند ودر انجام كارها وبرنامه های خود دچار تردید و تزلزل نیستند ؟ مستقیم وباجرأت در آن واردمی شوند واگر شكستی درمسیر زندگیشان پدید آید خود را نمی بازند ومی كوشند .

راه خودرا از سرگیرنده وبه موفقیت نائل آیند وهرگز سعی ندارند ازراه خودستائی وخودنمائی ، فخر فروشی وخود پرستی خود را به نوائی برسانند .

3) توانایی

مهارت موجود وكنونی مشخص ، مثل مهارت دردوچرخه سواری یاماشین نویسی یاازبرخواندن یك شعر ولی منظور از ظرفیت اعمالی است كه فرد پس از دید ن آموزش مناسب ، انجام خواهد داد ( مان ، 1378، ص 640)

4) درك كردن

تشخیص دادن ،تمیز دادن ،مشاهده كردن وفهمیدن معنی اشیاء وامور ( همان منبع بالا ، ص 644)

4) صفات

جنبه های نسبتا ثابت ، خصوصیات یاابعادرفتار ، معمولا ازاین اصطلاح برا ی نشان دادن شخصیت استفاده می شود وبا اصطلاحاتی مانند درون گرایی ، تسلط جویی ، جامعه پذیری ،مداومت شرافت و… نشان داده می شود ( همان منبع ، ص 650)

6) عادات

حالت خاصی از رفتار كه كسب یا تحصیل می شود ، مثل مهارتهای حركتی یاكلامی ،روش یانحوه انجام اعمال خاصی یا روش خاصی فكر كرد( همان منبع بالا ، ص 650)

7) یادگیری

تغییر كم وبیش دائمی رفتار كه درنتیجه فعالیت ، آموزش خاص یا مشاهده بوجودمی آید ( همان منبع بالا ، ص 660)

بیان اهداف پژوهش

خانواده می تواند عامل سازندگی جسمی ، روانی ،عاطفی ، ذهنی و… كودك باشد یا عامل ویرانی ، نابودی آن ، می تواند شرافت وملامت ایجادكند یاانحراف واختلال تاثیر مستقیم آن دررشد ونمو قوای مادی یا معنوی كودك امری است كه آن را نمی توان به سادگی منكرشد .

خانواده درتهذیب اخلاق وجهت دادن افراد به سوی انسانیت وپرورش وتكوین شخصیت آنان می تواند نقش فوق العاده ای ایفاكند وخطوط اصلی واساس رفتار آنان را پدید آورد آنها را در برابر مسائل وامور به مقاومت واداشته ویا سبب پیدایش افتشاشات واختلالات عصبی و حتی بیماری روانی اوگردد اعتبار اخلاقی وفرهنگی خانواده درتوانایی كودكان وپرورش آنها ازاهمیت فوق العاده ای برخورداراست ودرصورت انجام وظیفه خانواده می تواند كانون كار وعبادت ومركز تربیت وكانون ایجاد تعالی و رشدباشد . كودك درس زندگی وانسانیت را در خانواده می آموزد ووالدین ا زاین بابت می تواند همچون كارگزاران الهی درخدمت كودك باشند محیط خانواده وشرایط تربیتی آن ازمسائل سرنوشت ساز واز جنبه هائی است كه نمی تواند مسكوت عنه بماند . تنها اعلانات ، آموزشها والقاآت والدین نیست كه دركودك اثرمی گذارد بلكه جریانات عاطفی ،اخلاقی ، انضباطی ودركل تربیت خانواده نیز دركود ك اثر می گذارد واین خود سبب بسیاری از سازگاریها ونابسامانیها است شرایط اخلاقی وعاطفی خانواده ممكن است بگونه ای باشد كه طفل رابرای بهتر زیستن آماده كند ، درامرتحصیل وپیشرفت اومفید وموثر باشد ویا برعكس او را از تحصیل رشد وپیشرفت باز دارد . این خود هشداری برای والدین درزمینه سازی شرایط مساعد برای رشد است .

«فصل دوم »

«بررسی پیشینه وادبیات پژوهش »

– بررسی آخرین پژوهشهای انجام شده درزمینه پژوهش حاضر

– بررسی كلی نظریه ها وتئوریها درزمینه پژوهش حاضر

– ضرورت ، اهمیت وفایده پژوهش حاضر

بررسی آخرین پژوهشها ی انجام شده درزمینه پژوهش حاضر :

خانواده كوچكترین واحدیانهاد ، اجتماعی به حساب می آید وسلول اولیه واساس تشكیل دهنده جامعه است سلولهای سالم ، جامعه سالم ، پویا و بانشاط رابه وجود می آورند تحقیقات انجام شده روشن كرده است كه بیش از 50 درصد شخصیت افراد درخانواده شكل می گیرد وپدر ومادر واعضای خانواده الگوهای رفتار ی كودك به شمار می روند وبه عبارت دیگر افراد طرز رفتار بادیگران ، چگونگی برخوردبا مشكلات ، شیوه كنترل عواطف ، بهره گیری ازمعنویت وموازین اعتقادی ، امور دینی ، باورها ، وارزشها ، نحوه نگرش به امور از جمله كاروتلاش وبسیاری اموردیگر راازخانواده فرا می گیرند آموزش روحیه تلاشگری ،اهمیت دادن به كار واشتغال مولد وسازنده یكی ازمهمترین رسالتهای نهاد خانواده است كودكان پیش دبستانی پدر ومادر راالگوهای اصلی خویش در پذیرش رفتارهاوشیوه ها ی زندگی به می شمارند واز رفتارهای پدر ومادرتقلید والگو برداری می نمایند . باچنین استدلالی پدر ومادر بیشترین تاثیر را در ایجاد رفتارهای مطلوب درنهاد خانواده به عهده دارند . بنابراین چنانچه پدر ومادر خود به ارزش وقداست كار باورداشته باشند وبطور عملی دررفتارهای خود ،احترام به كار ، درست انجام دادن كار ونظم وانضباط درانجام كار رانشان دهد ، بیشترین تاثیر را بر فرزندان خویش به جای می گذارند وفرزندان ارزشهای اكتسابی را درونی می كنند تا در آینده به عنوان یك شهروند ، چنین ارزشهایی رادرزندگی اجتماعی خویش به نمایش بگذارند ( كریم آبادی ، 1376، ص 15)

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” روش تحقیق بررسی تاثیر جو عاطفی خانواده بر اعتماد به نفس فرزندان ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – روش تحقیق بررسی تاثیر جو عاطفی خانواده بر اعتماد به نفس فرزندان – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی تاثیر جو عاطفی خانواده براعتماد به نفس فرزندان;روش جامعه آماری;تعریف عملی سنجش (ایستا )

روش تحقیق بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی رشته روانشناسی و علوم تربیتی doc

هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی، اضطراب حالت و اضطراب صفت دانش آموزان دختر سال اول دوره دبیرستان است

به صفحه دریافت روش تحقیق بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی خوش آمدید.

امیدواریم که روش تحقیق بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی همان چیزی باشد که نیاز دارید.

قسمتی از متن و توضیحات روش تحقیق بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی را در زیر مشاهده می کنید.

هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی، اضطراب حالت و اضطراب صفت دانش آموزان دختر سال اول دوره دبیرستان است

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 155

حجم فایل: 95 کیلو بایت

چكیده:

هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی، اضطراب حالت و اضطراب صفت دانش آموزان دختر سال اول دوره دبیرستان است.

فرضیات پژوهش عبارتند از:

1- گذراندن درس مهارت های زندگی، عزت نفس دانش آموزان را افزایش می دهد.

2- گذراندن درس مهارت های زندگی، سازگاری اجتماعی دانش آموزان را سبب می‌شود.

3- گذراندن درس مهارت های زندگی، موجب پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می‌شود.

4- گذراندن درس مهارت های زندگی، سطح اضطراب حالت دانش آموزان را كاهش می دهد.

5- گذراندن درس مهارت های زندگی، سطح اضطراب صفت دانش آموزان را كاهش می دهد.

به همین منظور از بین 360 نفر دانش آموز دختر سال اول دوره دبیرستان، 60 نفر دانش آموز، بطور تصادفی، انتخاب شدند. سپس با آرایش تصادفی به دو گروه آزمایشی و كنترل تقسیم شدند.

پس از این كه، پیش در گروه آزمایشی و كنترل اجراء شد. گروه آزمایشی، آموزش مهارت های زندگی را به مدت 16 هفته و هفته ای یك جلسه دریافت نمود. پس از اتمام دوره آموزش، پس آزمون در دو گروه آزمایشی و كنترل اجرا گردید.

نتایج پژوهش حاضر به شرح زیر است:

1- پس از گذراندن درس مهارت های زندگی، عزت نفس دانش آموزان، بطور معنادار افزایش پیدا كرده است.

2- پس از گذراندن درس مهارت های زندگی، سازگاری اجتماعی دانش آموزان بطور معنادار افزایش پیدا كرده است.

3- پس از گذراندن درس مهارت های زندگی، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بطور معنادار بیشتر شده است.

4- پس از گذراندن درس مهارت های زندگی، سطح اضطراب حالت دانش آموزان بطور معنادار كاهش پیدا كرده است.

5- پس از گذراندن درس مهارت های زندگی، سطح اضطراب صفت دانش آموزان بطور معنادار كاهش پیدا كرده است.

6- بین وضعیت اشتغال پدران با اضطراب حالت و عزت نفس دانش آموزان ارتباط معنادار وجود دارد.

7- بین سطح تحصیلات والدین با عزت نفس دانش آموزان ارتباط معنادار وجود دارد.

8- بین ترتیب تولد دانش ، اضطراب حالت، اضطراب صفت و عزت نفس دانش آموزان ارتباط معنادار وجود دارد.

مقدمه:

زندگی بشر تحت تاثیر تغییرات وسیع صنعتی، اجتماعی، فرهنگی، دچار تحول شده است. شمار زیادی از افراد قادر نیستند بین محركهای متنوع بیرونی ونیروهای متعارض درونی توازون ایجادكنند ودر فرایند رشد موزون و همه جانبه كه همانا هدف اصلی تعالی انسان است، دچار مشكل می شوند. بدیهی است كه كودكان ونوجوانان به سبب بی تجربگی و نا آگاهی از مهارتهای بازدارنده و تسهیل كننده، اصلاحی، بیشتر در معرض آسیبهای جدی درونی و اجتماعی هستند. دانش آموزانی كه مهارتهای مقابله با موقعیتهای تنش زا را ندارند، به نوعی مقهور آنها خواهند شد و بدین ترتیب مستعد اختلالات روانی، عاطفی، افسردگی، اضطراب و احتمالاً مصرف مواد مخدر و رفتارهای ضد اجتماعی خواهند شد این دانش آموزان در فرایند تصمیم گیری نیز دچار مشكل می‌شوند.

بنابراین با توجه به نقش مهم مدارس در تامین بهداشت روانی دانش آموزان، برنامه آموزش مهارتهای زندگی، روش موثری در جهت رشد شخصیت سالم دانش آموزان و تامین بهداشت روانی دانش آموزان است.

آموزش مهارتهای زندگی، نوعی كوشش است كه در سایه آن نوجوانان ترغیب می شوند تا خلاقیت خود را به كار گیرند و به طور خود جوش راههای موثر را برای حل تعارضات و مشكلات زندگی خود بیابند.

به نظر می رسد آموزش مهارت‌های زندگی گام موثری در این جهت باشد كه استعدادها و توانمندیهای دانش آموزان بكار گرفته شود تا خود فعالانه سر نوشت خویش را بدست گیرند و انتخاب گر باشند. ضمناً فرایند خود باوری در نوجوانان مسیر درست خود را طی كرده و نوجوان ضمن استفادة درست از مهارت ها، مسئولیت اعمال و احساسات خود را می پذیرد و مهارتهای لازم را برای اتخاذ تصمیم های مهم زندگی كسب می كند.

بیان مسئله

كودكان و نوجوانان به دلیل تجربه ناكافی وعدم آگاهی از مهارتهای لازم از جمله آسیب پذیرترین قشر از اقشار اجتماعی هستند و به رغم انرژی واستعدادهای بالقوه و سرشار، آنها از چگونگی بكار بردن توانمندیهای خود در مواجهه با مسائل و مشكلات زندگی آگاه نیستند.

آموزش و پرورش بهترین بستر برای ارائه این آگاهی به نوجوانان است. بنظر می رسد آموزش مهارتهای زندگی می تواند توانمندی افراد را برای مقابله موفق با چالشهای زندگی، افزایش دهد. عزت نفس آنها را بالا ببرد و به آنها یاد بدهد كه چطور بتوانند خشم خود را مهار نموده و برای برخورد با ناكامیها روش درستی را اتخاذ نمایند دانش آموزان می توانند با استفاده از مهارت حل مساله تصمیمات مهم زندگی را بگیرند ومشكلات خود را درست تحلیل نمایند.

به همین جهت با توجه به اهمیت موضوع، سازمان بهداشت جهانی (WHO) به منظور افزاش سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیبهای روانی – اجتماعی، برنامه‏ای تحت عنوان آموزش مهارتهای زندگی تدارك دیده و در سال (1993) در یونیسف «صندوق كودكان سازمان ملل متحد» پیشنهاد كرد. از آن سال به بعد، این برنامه در بسیاری از كشورها مورد آزمایش واجرا قرار گرفته است (سازمان بهداشت جهانی، ترجمه نوری قاسم آبادی، محمد خانی،1377). در این ارتباط تحقیقات نشان داده اند كه فشارهای ناشی از مسائل روز مره، برای افرادی كه دارای عزت نفس بالا هستند و از سیستم حمایتی خوبی برخوردارند كمتر است. بنابراین به نظر می رسد با استفاده از آموزش مهارتهای لازم میتوان حس كنترل درونی را فعال نموده و حالت خود كار آمدی و عزت نفس را تقویت نمود. با آموزش همین مهارت و در نتیجه افزایش سطح عزت نفس و كاهش تاثیرات منفی استرسهای روزمره، می توان به سلامت روان فرد كمك كرد.

كودكان در فرآیند رشد و بالندگی خود، مهارتهای ارتباطی و نحوه مقابله با چالشهای زندگی را یاد می گیرند. این آموزش بصورت الگو برداری از طریق خانواده، مدرسه، جامعه و حتی دوستان، به شكل غیر منظم و اتفاقی فرا گرفته می‌شود. به نظر می رسد فرزندان خانواده های توانمند (از نظر بكارگیری مهارتهای مقابله ای) در بكارگیری مهارتهای مقابله ای مثبت، موفق ترند و بر عكس فرزندان فاقد و والدین توانمند از این امر محروم می‌باشند. بدیهی است كه نهاد آموزش و پرورش بعنوان یكی از نهادهای زیربنایی جامعه می تواند در این خصوص نقش مهم و ارزنده ای را ایفا نماید. كشورهای توسعه یافته مدتها است در این ارتباط اقدام موثر داشته اند و به دنبال تحقیقات گسترده آموزش مهارت‌های زندگی به صورت رسمی و مدون در برنامه ریزی آموزشی آنان گنجانیده شده است. در كشور ایران نیز در سالهای اخیر آموزش مهارتهای زندگی در برخی مدارس به صورت مقدماتی (ضعیف از نظر محتوی) به اجرا درآمده است.

1- همچنین به نظر می رسد كه انجام پژوهشهای متعدد به ویژه به صورت آزمایشی توجه مسئولین را بدین امر مهم معطوف می‌كند.

اهمیت و ضرورت پژوهش

با شیوع روز افزون ابتلا به انواع اختلالات روانی در سطح جهان از یك طرف و اهمیت جهانی مفهوم بهداشت روانی از طرف دیگر، روز به روز لزوم انجام تحقیقات گسترده و متنوع و اهمیت و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی آشكارتر می شود. اساس پیشگیری اولیه همانا آموزش است. مطالعات نشانگر این امر است كه آموزش مهارت های مقابله ای، سطح بهداشت روانی كودكان و نوجوانان را ارتقاء می بخشد.

سه عامل مرتبط با مصرف مشروبات الكلی و مواد مخدر عبارتند از عزت نفس ضعیف، ناتوانی در بیان احساسات و فقدان مهارتهای ارتباطی، همچنین پژوهش ها نشان داده‌اند كه بین خود كار آمدی ضعیف و مصرف سیگار و الكل، مصرف مواد مخدر، رفتارهای مخاطره آمیز و ضعف عملكرد شناختی رابطه معناداری وجود دارد. مطالعان نشان داده اند كه ارتقا مهارت های مقابله‌ای و توانایی های روانی اجتماعی در بهبود زندگی بسیار موثر است. توانایی های روانی- اجتماعی عبارتند از آن گروه توانایی هایی كه فرد را برای مقابله موثر و پرداختن به كشمكش ها و موقعیت های زندگی یاری می كنند. این تواناییها فرد را قادر می سازند تا در رابطه با سایر انسانها، جامعه و فرهنگ مثبت و سازگارانه عمل كند و سلامت روانی فرد را تأمین می‌كنند.‌(كلینكه، ترجمه محمدخانی،1380)

براساس تحیقیات مهمترین و موثرترین دوره سنی جهت آموزش پیشگیرانه دوره نوجوانی است، لذا با توجه به مطالب فوق و اهمیت و نقش ارزنده آموزش مهارتهای زندگی بر عزت نفس افراد بخصوص نوجوانان و با توجه به تاثیر مثبت برنامه های پیشگیرانه در مدارس، پژوهش حاضر به بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی، بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی، اضطراب حالت و اضطراب صفت دانش آموزان سال اول دوری دبیرستان می پردازد. و همچنین رابطه اشتغال پدران، سطح تحصیلات والدین و ترتیب تولد دانش آموزان با عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی، اضطراب حالت و اضطراب صفت آنها نیز در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرند.

اهداف تحقیق

هدف كلی این تحقیق، گردآوری اطلاعات در مورد اثرات آموزش مهارتهای زندگی بر عزت نفس و وضعیت رفتاری نوجوانان است. همچنین نشان دادن درستی این نظریه است كه استفاده از آموزش مهارت‌های زندگی سبب پرورش مهارت‌های روانی، اجتماعی و رفتاری می گردد، زیرا افراد بالغ برای حضور در صحنه روابط بین فردی، مدرسه، محل كار و به طور كلی اجتماع به این مهارتها نیاز دارند.

فرضیه‌های اصلی تحقیق:

در جامعه دانش آموزان دختر در سال اول دوره دبیرستان در شهرستان كرج:

1- گذراندن درس مهارت های زندگی، عزت نفس دانش آموزان را افزایش می دهد.

2- گذراندن درس مهارت های زندگی، سازگاری اجتماعی دانش آموزان را سبب می شود.

3- گذران درس مهارت های زندگی، موجب پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود.

4- گذراندن درس مهارت های زندگی سطح اضطراب حالت دانش آموزان را كاهش می دهد.

5- گذراندن درس مهارت های زندگی، سطح اضطراب صفت دانش آموزان را كاهش می دهد.

فرضیه های فرعی پژوهش:

در جامعه دانش آموزان دختر سال اول دوره دبیرستان در شهرستان كرج

1- بین وضعیت اشتغال پدران و عزت نفس دانش آموزان، رابطه وجود دارد.

2- بین وضعیت اشتغال پدران و سازگاری اجتماعی دانش آموزان، رابطه وجود دارد.

3- بین وضعیت اشتغال پدران و پیشرفت تحصیل دانش آموزان رابطه وجود دارد.

4- بین وضعیت اشتغال پدران و اضطراب حالت دانش آموزان، رابطه وجود دارد.

5- بین وضعیت اشتغال پدران و اضطراب صفت دانش آموزان، رابطه وجود دارد.

6- بین سطح تحصیلات والدین و عزت نفس دانش آموزان، رابطه وجود دارد.

7- بین سطح تحصیلات والدین و سازگاری اجتماعی دانش آموزان، رابطه وجود دارد.

8- بین سطح تحصیلات والدین و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه وجود دارد.

9- بین سطح تحصیلات والدین و سطح اضطراب حالت دانش آموزان رابطه وجود دارد.

10-بین سطح تحصیلات والدین و سطح اضطراب صفت دانش آموزان رابطه وجود دارد.

11-بین ترتیب تولد و عزت نفس دانش آموزان، رابطه وجود دارد.

12-بین ترتیب تولد و سازگاری اجتماعی دانش آموزان، رابطه وجود دارد.

13-بین ترتیب تولد و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، رابطه وجود دارد.

14-بین ترتیب تولد و سطح اضطراب حالت دانش آموزان، رابطه وجود دارد.

15-بین ترتیب تولد و سطح اضطراب صفت دانش آموزان، رابطه وجود دارد.

متغیرهای پژوهش

پژوهش حاضر به بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی با اضطراب حالت و اضطراب صفت دانش آموزان دختر سال اول دوره دبیرستان شهر كرج می پردازد، بنابراین متغیرهای پژوهش عبارتند از:

1- متغیر مستقل:

در این پژوهش، آموزش مهارت های زندگی متغیر، مستقل است كه تاثیر آن بر متغیرهای وابسته‌ی پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است.

2- متغیرهای وابسته:

در این پژوهش متغیرهای وابسته عبارتند از عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی، اضطراب حالت و اضطراب صفت كه تاثیر مستقل بر آنها مورد بررسی قرار گرفته است.

3- متغیرهای مداخله گر (تعدیل كننده):

سطح تحصیلات والدین، وضعیت اشتغال پدران و ترتیب تولد دانش آموزان به عنوان متغیرهای مداخله گر پژوهش هستند كه در بررسی یافته های جانبی پژوهش، ارتباط متغیرهای مذكور یا متغیرهای وابسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

4-متغیرهای كنترل:

سن، جسن و پایه تحصیلی از متغیرهای كنترل پژوهش هستند، به این صورت كه دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان با حدود سنی 16-15 ساله جهت جامعه و نمونه پژوهشی انتخاب شدند.

تعریف عملیاتی عزت نفس:

در این پژوهش عزت نفس، نمره ای است كه فرد در آزمون عزت نفس كوپر اسمیت بدست می آورد.

تعریف عملیاتی مهارت های زندگی:

در پژوهش حاضر مهارتهای زندگی عبارت است از تمرین عملی كردن پس از ارائه اطلاعات در مورد هر یك از مهارت‌های حل مسأله، استفاده از سیستمهای حمایتی، آشنایی با برنامه ریزی و تعیین هدف، مشاركت جویی و آموزش مهارتهای اجتماعی، همدلی و برقراری تعامل درست، حفظ كنترل درونی، حرف زدن با خود در هنگام چالشها، استفاده از شوخ طبعی، ورزش كردن، آشنایی با مفهوم خشونت و روشهای مهار آن آشنایی با سلامت جسمانی، مهارت جرأت ورزی و اظهار وجود (نه گفتن)، پاداش دادن به موفقیتهای خود و تمرین تفكر مثبت.

جهت آموزش مهارت‌های زندگی از ‍(كتاب مهارت‌های زندگی)[1] و نیز (راهنمایی آموزش مهارتهای زندگی)[2] استفاده شده است، مبنای این آموزش به صورت فعالیتهای گروهی آزمودنیها و تشكیل كارگاه آموزشی بوده است و برای هر جلسه تمرین عملی ارائه شده است.

تعریف عملیاتی سازگاری اجتماعی:

در این پژوهش سازگاری اجتماعی، نمره ای است كه فرد در آزمون سازگاری اجتماعی واینلند به دست می آورد.

تعریف عملیاتی پیشرفت تحصیلی:

در این پژوهش پیشرفت تحصیلی عبارت است از میانگین نمره های امتحانی در یك دوره تحصیلی.

تعریف عملیاتی اضطراب حالت:

در این پژوهش اضطراب حالت، نمره ای است كه آزمودنی از تست اضطراب حالت STAI كسب می‌كند.

تعریف عملیاتی اضطراب صفت:

در این پژوهش اضطراب صفت نمره ای است كه آزمودنی از تست اضطراب صفت STAI كسب می‌كند.

فصل دوم: (مروری بر پیشینه پژوهش)

مقدمه:

امروره در سراسر دنیا، آموزش و پرورش، صرفاً تدریس كتابهای درسی و انباشتن اطلاعات را بر عهده ندارد، بلكه آموزش در جهت تغییر در نگرش و رفتار دانش آموز و برانگیختن آنان برای استفاده از قدرت تفكر و خلاقیت خویش مدنظر می باشد. دانش آموزان باید در سایه تعلیم و تربیتی كه می یابند قادر باشند مشكلات خود را در زندگی اجتماعی حل كنند و با كسب مهارتهای مختلف و مناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی، افرادی موثر و مفید به حال خود و دیگران باشند.

پیشرفت علم و تكنولوژی در سالهای اخیر، انسان ها را به انبوهی از مسائل گوناگون مواجه نموده است. اغلب نوجوانان با مشكلات عدیده ای همچون احراز شغل، ادامه تحصیل و تعارضات مختلف اجتماعی و انواع تصمیم گیری ها در زندگی روبرو هستند. توانایی حل موثر مسائل و مشكلات شخصی و اجتماعی مستلزم مهارتهای مهم و مفیدی است كه نقش تعیین كننده ای در تامین سلامت روانی فرد دارد. همه انسانها به طور فطری و بالقوه توانایی حل مشكلات زندگی را دارند. بدیهی است كه این توانایی بالقوه، باید مطابق شرایط و موقعیت فرد، پرورش یابد.

آموزش مهارت های زندگی به عنوان یك طرح پیشگیرانه مورد تأیید و توجه خاص بسیاری از كشورهای جهان و بخصوص «سازمان بهداشت جهانی» است، زیرا براساس برنامه های بهداشت مدارس، مداخلات پیشگیرانه در مدرسه می تواند موجب اشاعه‌ی رفتار درست و افزایش آگاهی دانش آموزان در رابطه با به كار بردن راه حل های متمركز بر مشكل در مقابله با چالش های زندگی باشد. به وسیله آموزش مهارتهای زندگی به شكل فعال، دانش آموزان با مشاركت جویی در امور اجتماعی، فرهنگی و علمی آشنا می‌شوند.

انسان معاصر درگیر مسائل و مشكلات زیادی است كه برای از بین بردن یا كاهش آنها، باید از ابزارهای مختلفی بهره گیرند.

دوره های حساسی در زندگی انسانها وجود دارد كه طی آن افراد، مستعد فراگیری موضوعات معینی می باشند. بلوم دوره كسب مهارتهای لازم در آموزش و پرورش افراد را (دوره حساس) نامیده است و اعتقاد دارد كه باید حداكثر استفاده از دوره حساس آموزش و پرورش افراد به عمل آید. تا آنان بتوانند به صلاحیت های مورد نیاز برای زندگی اجتماعی نائل آیند. اگر برنامه ریزی آموزش و پرورش برای كودكان و نوجوانان بر این اساس باشد كه آنان وظایف و تكالیف خود را در ابعاد جسمانی عاطفی و اجتماعی به خوبی یاد بگیرند و بتوانند به طور موثر و مناسب در دوره های سنی معین به كار ببرند، به نظر می رسد اینگونه برنامه ریزی موجبات رشد شخصیت افراد را فراهم آورد.

بنابراین، دوره تحصیل عمومی كه همزان با دوره حساس یادگیری افراد است، می تواند دوره آموزش مهارتهای لازم در جهت احراز صلاحیت های فردی و اجتماعی باشد. با استفاده از آموزشهای مناسب مهارتهای زندگی و ایجاد عادت مثبت و مطلوب در افراد، بی تفاوتی، منفی گرایی و بی انگیزگی جای خود را به نشاط مشاركت و مثبت اندیشی می دهد.

تعریف عزت نفس

سیف (1368) عزت نفس را به معنی نیاز به احترام یا كسب موفقیت، تأیید، یا نیاز فرد به ایجاد تصور مثبت در مورد خود و دیگران و اینكه او را فردی قابل احترام بدانند تعریف كرده است.

شاملو (1368) عزت نفس را به عنوان درجه تصویب، تأیید، پذیرش و ارزشمندی آن فرد نسبت به خویشتن احساس می‌كند، تعریف نموده است. این احساس ممكن است در مقایسه با دیگران و یا مستقل از آنان باشد، ما ا در اكثریت قاطع موارد، گروه مرجع برای فرد، همگنان، همدرسان یا همسالان اوست.

عزت نفس، از تفاوت بین خود ادراك شده یا خود پنداره (یك نظر عینی از خود) و خود ایده آل (آنچه كه شخص با ارزش می داند یا می خواهد كه دوست داشته باشد) نشأت می گیرد، به طوری كه تفاوت و فاصله زیاد این دو منجر به عزت نفس پایین می شود. «این تناسب منطقی» با توجه به انواع علائق و سعی و كوششهایی كه یك فرد در زمینه های مختلف زندگی از خود نشان می دهد، به وجود می آید (بیابانگرد 1378).

عزت نفس به این معناست كه ما در مجموع چگونه خود را ارزشیابی كنیم، یا چه احساسی در خود داریم. آزمونهای روان شناختی، عزت نفس را به طور كلی اندازه گیری می كنند (بیابانگرد 1379).

شكل گیری عزت نفس:

عزت نفس هر فرد براساس تركیبی از اطلاعاتی در مورد خودش و ارزشهای ذهنی برای آن اطلاعات، قائل است، بنا نهاده می شود. در بررسی عزت نفس، اولین كار توسط ویلیام جیمز[3] (1980) انجام شده است وی به توضیح و تمیز بین «خود شناخته» و «خوشناسانده» پرداخته است و آن را به سه عنصر مادی (بدن، خانواده، خانه)، اجتماعی (فرد در عین داشتن سطوح مختلف اجتماعی، برای سایر افراد قابل شناخت است) و روحانی (حالات هوشیاری و تمایلات) تقسیم كرد. او معتقد بود كه تصور فرد از خود در حین تعاملات اجتماعی، یعنی از زمانی كه متولد شده است مورد شناسایی دیگران واقع می شود، شكل می گیرند.

جرج كلی[4] (1902) به گسترش این عقیده، «یعنی توجه به خود» پرداخت و اهمیت واكنش‌های در افراد دذیگر در شكل دادن به عزت نفس، مورد تایید قرار داد. استور (1379)[5]. مكتب روان پویایی در تعریف عزت نفس بیان می دارئ كه نوزاد پس از تولد، به تدریج از نیاز به بزرگسالان و ناتوانی خود آگاه می گردد. حال اگر در خانواده ای متولد شده باشد كه مورد پذیرش و توجه و محبت باشد، پس در طی رشد و تكامل خود احساس ارزشمندی می‌كند و حس ارزشمندی در فرد درونی می شود. در غیر این صورت اگر در خانواده ای به دنیا آمده باشد كه مورد پذیرش، توجه و محبت نباشد دچار احساس فقدان ارزشمندی می شود. این نقیصه در طی فرایندهای رشد روانی به طرق مختلف بر رفتار فرد تاثیر می گذارد.

اهمیت عزت نفس

گرینبرگ[6] در نظریه (مدیریت وحشی) بیان می دارد، چون عزت نفس، ما را از اضطراب محافظت می‌كند به آن نیاز داریم (گرینبرگ 1992). وی در توضیح این مطلب اظهار می دارد: از بدو تولد تا اوایل كودكی، تنها اساس سلامتی و امنیت، مراقبتی است كه از جانب والدین اعمال می شود. پس از مرحله نوزادی كودكان برای دریافت محبت و مراقبت بایستی خوب و ارزشمند جلوه كنند و تا زمانیكه كودك خوبی باشند، پاداش دریافت می كنند. در غیر این صورت خطر عدم مراقبت و پشتیبانی والدین، آنها را تهدید خواهد كرد. در نتیجه احساس امنیت با «خود مثبت» و احساس اضطراب و وحشت، با «خود منفی»، همراه می شود. از این زمان به بعد افراد برای خودداری از احساس اضطراب و وحشت باید باور داشته باشند كه خوب و ارزشمند هستند. یعنی انسان برای مقابله با اضطراب به عزت نفس نیاز دارد.

با افزایش تواناییهای شناختی كودك، او می بیند، گاهی حتی والدین نیز نمی توانند وی را از پیامدهای خاص محافظت كنند. بدین ترتیب برای رهایی از اضطرابِ نابودی، اساس بالاتری از ارزش و حمایت بوجود می آید. خوشبختانه فرهنگ از طریق ارائه ارزش ها، نقش ها، تصور منصفانه نسبت به دنیا و امكان جاودانگی، چنین اساسی را فراهم می آورد. كودك به تدریج در می یابد كه درون بافت فرهنگی كه نسبت به آن متعهد است، دارای ارزش و شایستگی است، به این ترتیب، برای فرد بزرگسال، عزت نفس، سپری در برابر اضطراب فرهنگی است (بامیسر 1396)[7].

نیاز به احساس ارزش و عزت نفس برای تعادل روانی و تكامل وجود فرد در شرایط اجتماعی بسیار ضروری است. در صورت خدشه دار شدن ارضاء این نیاز در فرد، احساس حقارت و یا خود بزرگ بینی پدید می آید. دلیل اصلی احساس حقارت و خود بزرگ بینی را می توان در طرد شدن مستمر و مداوم از طرف والدین و دیگران دانست. (شاملو 1368،ص 141)

تحقیقات نشان داده است عزت نفس، نقش مهمی را برای روبرو شدن با مشكلات آینده، در كودكان و نوجوانان ایفا می‌كند. كودكی كه احساس خوبی درباره خویشتن دارد، برخورد مناسب تری، با مشكلات آتی خود خواهد داشت. همان طور كه عزت نفس بالا، جزئی از اجزاء سلامت روانی محسوب می شود، عزت نفس پایین نیز می‌تواند منشأ بسیاری از اختلالات روانی باشد.

روانشناسان معتقدند كه احساس بی ارزشی عمیق، ریشه بسیاری از نابهنجاریهای روانی است كه در بین افراد انسانی دیده می شود. (شاملو 1368، ص 141).

پپ[8] و همكاران (1989) اظهار می كنند خود پنداره و به تبع آن عزت نفس، براساس تركیبی از مسائل و موضوعاتی كه در زندگی، برای ما اهمیت دارند، ساخته شده است. اگر فرد، زمینه هایی كه در آن فعالیت داشته است، با ارزش بداند، عزت نفس كلی او بالا خواهد بود، در حالی كه اگر وی آن زمینه ها را، بی ارزش بداند در مورد خودش، عقیده منفی خواهد داشت.

تفاوت عزت نفس با مفاهیم (اعتماد به نفس، خویشتن پذیری، خود پنداره)

تفاوت عزت به نفس با اعتماد به نفس:

اعتماد به نفس اساسا به انتظار غلبه‌ی موفقیت آمیز بر چالشها و رفع موانع اطلاق می شود، از سوی دیگر عزت نفس بر «حرمت نفس»[9] و ‌«احساس خود ارزشی»[10] دلالت می‌كند. اعتماد به نفس یعنی اعتماد به اینكه فرد می تواند رفتاری را كه برای پیامد مطلوب، مورد نیاز است، به نحو موفقیت آمیزی انجام دهد.

تفاوت عزت نفس با خویشتن پذیری:

عزت نفس به عنوان احترام و علاقه به خود احساس واقع گرایانه دارد. خویشتن پذیری به معنی قبول كردن خود است. این دو از لحاظ تجربی رابطه زیادی با هم دارند. به طور كلی خویشتن پذیری ممكن است برای عزت نفسِ بالا یك پایه اساسی و لازم باشد. (رابینسون 1976)[11]

تفاوت عزت نفس با مفهوم خود پنداره:

مفهوم خود پنداره از عقاید فرد درباره خود است كه بیشتر بر منبای توصیف است تا قضاوت. ولی عزت نفس به قضاوت و ارزیابیهای شخصی از خصوصیاتش اطلاق می‌شود.

ممكن است بعضی بخشهای خودپنداره خوب باید تلقی شود ولی بعضی از بخشها، نه خوب تلقی می شود نه بد. خودپنداره عبارت است از مجموعه ویژگیهایی كه فرد برای توصیف خویش به كار می برد. اما عزت نفس عبارت از ارزشی است كه اطلاعات درون خودپنداره برای فرد دارد.

كوپراسمیت چهار عامل را در تحول عزت نفس كودك مهم می داند. كه عبارتند از:

الف) ارزشی كه كودك از سوی دیگران، از طریق ابراز مهر و محبت، تحسین و توجه دریافت می‌كند.

ب) تجربه همراه با موفقیت كودك؛ مقام یا موقعیتی را كه فرد خودش را در ارتباط با محیط می بیند.

ج) تعریف شخصی كودك از موفقیت یا شكست.

د) شیوه كودك در ارتباط با پسخوراند (بازخورد)[12] منفی یا انتقاد.

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” روش تحقیق بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – روش تحقیق بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر عزت نفس، سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر عزت نفس;تعریف عملیاتی عزت نفس;تعریف عملیاتی پیشرفت تحصیلی

بررسی عوامل خانوادگی موثر بر تكرار پایه دانش آموزان دختر رشته روانشناسی و علوم تربیتی doc

در این پژوهش به منظور بررسی عوامل خانوادگی مؤثر بر تكرار پایة دانش آموزان دختر پایة سوم راهنمایی آموزش و پرورش منطقة 18 تهران از یك پرسشنامه محقق ساخته كه دارای 21 سئوال است استفاده شد بعد از اعتباریابی این پرسشنامه بر روی یك گروه نمونه این مقیاس برروی دو گروه نمونه دانش آموزان مردود و قبول كه هر گروه شامل 40 نفر بودند اجرا شد با استفاده از آزمون

به صفحه دریافت بررسی عوامل خانوادگی موثر بر تكرار پایه دانش آموزان دختر خوش آمدید.

امیدواریم که بررسی عوامل خانوادگی موثر بر تكرار پایه دانش آموزان دختر همان چیزی باشد که نیاز دارید.

قسمتی از متن و توضیحات بررسی عوامل خانوادگی موثر بر تكرار پایه دانش آموزان دختر را در زیر مشاهده می کنید.

در این پژوهش به منظور بررسی عوامل خانوادگی مؤثر بر تكرار پایة دانش آموزان دختر پایة سوم راهنمایی آموزش و پرورش منطقة 18 تهران از یك پرسشنامه محقق ساخته كه دارای 21 سئوال است استفاده شد بعد از اعتباریابی این پرسشنامه بر روی یك گروه نمونه این مقیاس برروی دو گروه نمونه دانش آموزان مردود و قبول كه هر گروه شامل 40 نفر بودند اجرا شد با استفاده از آزمون

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 55

حجم فایل: 74 کیلو بایت

فهرست مطالب

عنوان

صفحه

* چكیده پژوهش

فصل اول: طرح پژوهش

مقدمه

بیان مسئله

ضرورت پژوهش

سئوالهای پژوهش

فرضیه های پژوهش

تعریف مفاهیم و اصطلاحات

فصل دوم: پیشینة پژوهش

مقدمه

عوامل ایجاد كنندة افت تحصیلی و تكرار پایه

تحقیقات جهانی انجام شده

وضعیت مطالعات در ایران

فصل سوم: روش پژوهش

مقدمه

روش پژوهش

جامعة آماری و گروه نمونه

روش نمونه گیری

ابزار پژوهش

اعتبار و روایی ابزار سنجش

روش گردآوری داده ها

روش تحلیل آماری

كیفیت تحلیل

فصل چهارم: تحلیل داده ها

مقدمه

جداول فراوانی

نمودار فراوانی

تحلیل داده ها

خلاصة نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه های تحقیق

فصل پنجم: تفسیر یافته های پژوهش

بحث و نتیجه گیری

محدودیتهای پژوهش

پیشنهادات

منابع

پیوستها

پرسشنامه

پاسخنامه

فهرست جدولها

جدول 1-4

توزیع فراوانی دانش آموزان قبول و مردود

جدول 2-4

توزیع فراوانی تحصیلات پدر دانش آموزان

جدول 3-4

توزیع فراوانی تحصیلات مادر دانش آموزان

جدول 4-4

توزیع فراوانی ترتیب تولد دانش آموزان

جدول 5-4

توزیع فراوانی تعداد افراد خانوادة دانش آموزان

جدول 6-4

توزیع فراوانی میزان درآمد والدین

جدول 7-4

توزیع رابطة والدین با دانش آموزان

جدول 8-4

توزیع فراوانی علاقه و انتظار والدین به تحصیل دانش آموزان

جدول 9-4

توزیع فراوانی زندگی والدین با دانش آموزان

جدول 10-4

توزیع فراوانی زندگی والدین با هم

جدول 11-4

توزیع فراوانی ارتباط والدین با مدرسه

جدول 12-4

توزیع فراوانی بومی بودن دانش آموزان

جدول 13-4

توزیع فراوانی فعالیتهای غیردرسی دانش آموزان

جدول 14-4

توزیع فراوانی فعالیت فوق برنامة دانش آموزان

جدول 15-4

توزیع فراوانی مطالعة مجله، روزنامه و كتاب دانش آموزان

جدول 16-4

توزیع فراوانی فعالیت ورزشی دانش آموزان

جدول 17-4

توزیع فراوانی دیدار با آشنایان و بستگان

جدول 18-4

توزیع فراوانی داشتن معلم خصوصی

جدول 19-4

توزیع فراوانی شركت در كلاس تقویتی و متفرقه

جدول 20-4

توزیع فراوانی استفاده از كتاب كمك درسی

جدول 21-4

توزیع فراوانی مباحثه و همخوانی دانش آموزان

جدول 22-4

مربوط به میزان تحصیلات والدین

جدول 23-4

مربوط به میزان درآمد والدین

جدول 24-4

مربوط به روابط والدین با فرزندان

جدول 25-4

مربوط به زندگی والدین با فرزندان

جدول 26-4

مربوط به علاقه و انتظار والدین به تحصیل فرزندان

جدول 27-4

مربوط به روابط والدین با معلم دانش آموز

جدول 28-4

مربوط به بومی بودن دانش آموزان

جدول 29-4

مربوط به منابع و مواد خواندنی در خانه

جدول 30-4

مربوط به آموزشهای غیركلاسی (معلم خصوصی – كلاس تقویتی)

جدول 31-4

مربوط به تعداد افراد خانواده

جدول 32-4

مربوط به ترتیب تولد دانش آموزان

فهرست نمودارها

نمودار 1-4

توزیع فراوانی دانش آموزان قبول و مردود

نمودار 2-4

توزیع فراوانی تحصیلات پدر دانش آموزان

نمودار 3-4

توزیع فراوانی تحصیلات مادر دانش آموزان

نمدار 4-4

توزیع فراوانی ترتیب تولد دانش آموزان

نمودار 5-4

توزیع فراوانی تعداد افراد خانواده

نمودار 6-4

توزیع فراوانی درآمد والدین

نمودار 7-4

توزیع فراوانی روابط والدین با فرزندان

نمودار 8-4

توزیع فراوانی علاقه و انتظار والدین به تحصیل فرزندان

نمودار 9-4

توزیع فراوانی زندگی والدین با فرزندان

نمودار 10-4

توزیع فراوانی زندگی والدین با هم

نمودار 11-4

توزیع فراوانی ارتباط والدین با مدرسه

نمودار 12-4

توزیع فراوانی بومی بودن دانش آموزان

نمودار 13-4

توزیع فراوانی فعالیت غیردرسی دانش آموزان

نمودار 14-4

توزیع فراوانی شركت در فوق برنامه مدرسه

نمدار 15-4

توزیع فراوانی مطالعة روزنامه و مجله و كتابهای مختلف

نمودار 16-4

توزیع فراوانی فعالیتهای ورزشی

نمودار 17-4

توزیع فراوانی دیدار با آشنایان و بستگان

نمودار 18-4

توزیع فراوانی استفاده از معلم خصوصی

نمودار 19-4

توزیع فراوانی شركت در كلاسهای تقویتی و متفرقه

نمودار 20-4

توزیع فراوانی استفاده از كتابهای كمك درسی و كمك خانواده

نمودار 21-4

توزیع فراوانی مباحثه و همخوانی با دوستان

چكیدة پژوهش

در این پژوهش به منظور بررسی عوامل خانوادگی مؤثر بر تكرار پایة دانش آموزان دختر پایة سوم راهنمایی آموزش و پرورش منطقة 18 تهران از یك پرسشنامه محقق ساخته كه دارای 21 سئوال است استفاده شد. بعد از اعتباریابی این پرسشنامه بر روی یك گروه نمونه این مقیاس برروی دو گروه نمونه دانش آموزان مردود و قبول كه هر گروه شامل 40 نفر بودند اجرا شد. با استفاده از آزمون خی دو (K) داده های پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آماری به دست آمده از این بررسی نشان داد كه میزان روابط صمیمی والدین با دانش آموزان مردود و كمتر از روابط صمیمی والدین دانش آموزان قبول است. علاقه و انتظار به تحصیل والدین دانش آموزان مردود كمتر از والدین دانش آموزان قبول است. وجود منابع خواندنی موجود در خانه (روزنامه، مجله، كتاب) دانش آموزان مردود كمتر از دانش آموزان قبول است.

فصل اول

طرح پژوهش

مقدمه:

انسان در درون خانواده متولد می شود، رشد می یابد و بسیاری از امور و مفاهیم را از خانواده می گیرد و همواره با آن سر و كار دارد، بنابراین مهمترین تجربیات انسانی كه اساسی ترین عوامل شكل دهندة شخصیت محسوب می شود در درون خانواده شكل می گیرد. خانواده نخستین مدرسه و مهد اصلی تربیت است، كارگاه اصلی الگوسازی است، زمینه ساز تحول و تكامل است. ما هیچ بنیادی را نمی شناسیم كه جنبة سرنوشت سازی و تربیت از خانواده مؤثرتر باشد. كودك درسهای اصلی و اساسی خود را از خانواده می گیرد هر سازندگی یا اشتباهی كه در آن واقع گردد مستقیماً در كودك اثر می گذارد.

خانواده عامل انتقال فرهنگ، تمدن، ادب و سنن است و اهمیت آن همیشگی است و برای دوام و بقای جامعه و تمدن و فرهنگ راهی جز آن وجود ندارد. از لحاظ واحد می یابیم كه خانواده كوچك است ولی از لحاظ اهمیت بسیار مهم و بزرگ است. زیرا هستة اصلی و زیرساز جامعه های بشری است.

خانواده در كودكان دارای دو گونه تأثیر است: وراثتی و محیطی

در بعد وراثت باید گفت كودكان وارث بسیاری از صفات و ویژگیهایی از والدین خویشند، ازجمله: ساخت و اسكلت بندی بدن، مسائل مربوط به جنبه های هوشی و استعدادی، بیماریهای جسمی و روانی، مخصوصاً آنها كه مزمن بوده اند، جنبه های مربوط به فیزیولوژی و وظایف اعضا و قد و رنگ و طول عمر و حتی طاسی سر، ویژگیهای مربوط به خون و ارهاش آن.

در جنبة محیط باید گفت طفل تحت تأثیر محیط داخل رحم و محیط بیرون است. سلامت یا عفونت های رحمی به كودك سرایت كرده و اثرات كشنده ای می تواند داشته باشد. محیط خارج رحمی برای او امری حتمی و اجتناب ناپذیر و حتی غیرقابل انتخاب و نوع تربیت آن تحمیلی و اجباری است. طبیعی است كه كودك در چنین محیطی شكل گیرد و نتواند از جبر محیط لااقل در دوران كودكی رهایی یابد.

افراد یك خانواده، ساخته و پرداخته عوامل محیطی وراثتی هستند و به همین دلیل شخصیت شان شدیداً تحت تأثیر این عوامل است تا حدی كه می توان گفت كودك آئینه‌ای تمام نما از معجون و تركیب شخصیت والدین است. شرایط عادی و یا بحرانهای خانوادگی در او شدیداً اثر گذارده و رشد آنان را تحت نفوذ قرار خواهد داد. (قائمی، 1374)

خانه مكانی است كه شخصیت اولیه انسان در آنجا شكل گرفته و سنتها و الگوها، قوانین و همین طور ضوابط آن، در كودك اثر داشته و برای او می تواند مثبت یا منفی باشد. زمانی بیشتر می توان به اهمیت خانواده واقف شد كه فردی عاری از خانواده بشود و به خاطر مسائلی همچون طلاق، مرگ، و … از خانواده جدا شود. خانواده می تواند عامل سازندگی یا ویرانی و نابودی اعضا خود مخصوصاً كودكان شود، خانواده می تواند سلامت و شرافت و یا انحرافات و اختلال در فرد ایجاد كند. خانواده همچنین در تذهیب اخلاق، حفظ سلامت جسمی و روانی و تربیت افراد تشكیل دهندة خود مؤثر است، در صورت موجود بودن كانون گرم خانوادگی همراه با سلامت و تربیت صحیح، می تواند عامل پیشرفت و تكامل هر یك از اعضای خود باشد.

بطور كلی می توان اینگونه بیان كرد كه خانواده جایی است كه تعلیم و تربیت همه جانبة كودك در آنجا صورت می گیرد. كودك طی تماسهای روزانه خود با اعضای خانواده با دنیای اطراف خویش آشنایی حاصل می كند و در معرض تجربیات جدید و فراگیری قانونمندی و اصول زندگی می باشد. اكثر متخصصین امور تربیتی، به نقش اساسی والدین در شكل گیری شخصیت كودك تأكید ورزیده و خانواده را به عنوان هستة اجتماعی معرفی می كنند. (نجاتی، 1371)

یكی از مهمترین مشكلاتی كه معمولاً نظامهای آموزش و پرورش جهان، با آن روبرو می باشند و به عنوان عمده ترین معضل نظام آموزش محسوب می گردد افت تحصیلی است كه هر سال بگونه های مختلف مقدار قابل توجهی از منابع انسانی و اقتصادی جامعه را تلف نموده و موجب آثار زیانبار و جبران ناپذیری در حیات فردی و خانوادگی افراد مردود برجای گذارده و نابسامانی های اجتماعی فراوانی نیز به وجود آورده و كارایی و باروری نظامها را با نقصان روبرو می سازد.

با توجه به مهم بودن این مسئله خاص و عام هر یك به دلایلی چند به این مسئله توجه داشته و غالباً از بهای سنگین این ضایعه و یا اتلاف منابع عظیم مالی و انسانی صحبت می كنند و در این میان مجامع علمی و فرهنگی بخصوص دست اندركاران تعلیم و تربیت با تحقیقات و پژوهشهای پر دامنه خود سعی در كاهش انواع افت تحصیلی دارند كه علاوه بر جلوگیری از خسارتهای اقتصادی و مالی باعث تخفیف مشكلات روانی و اجتماعی در سطح خانواده ها و جامعه می گردد و گاهی انتقال میراث فرهنگی جامعه، پرورش استعدادهای دانش آموزان و آماده سازی آنان برای شركت فعال در جامعه را سبب می شوند.

امروزه در كشور ما نیز این پدیده به میزان چشمگیری رقم بالایی را به خود اختصاص داده و موجب تلف شدن استعدادهای بالقوه انسانی و توان مالی خانواده ها و جامعه می گردد كه شناخت انواع و ابعاد این افت، و تحلیل این مسئله و تجسس در علل بوجود آورندة آن و راههای مقابله با آن یكی از مهم ترین موضوع‌های پژوهشی و تحقیقی نظامهای آموزش و پرورش است. بسیاری از افراد ناتوانی دانش آموز در یادگیری مواد درسی را افت تحصیلی می دانند به نظر می رسد كه این تصور درست نباشد چرا كه ناتوانی كودك در فراگیری دروس ممكن است از نقصان ذهنی و محدودیتهای آن ناشی شود درحالیكه افت تحصیلی به معنای نزول از سطح بالاتر به سطح پایین تر در تحصیل و آموزش است.

به منظور تمایز بین این قبیل ناتوانیها و افت تحصیلی ارائه تعریفی از افت تحصیلی لازم و ضروری است. «افت تحصیلی به كاهش عملكرد تحصیلی دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب گفته می شود» توجه به تعریف فوق نشان می دهد كه مقایسه دو بخش عملكرد تحصیل قبلی و فعلی دانش آموز بهترین شاخص از افت تحصیلی است. (لیامی، نجاریان، مكوندی 1373)

از آنجا كه افت تحصیلی علاوه بر نظام آموزش (هدفها و برنامه های آموزش، مواد درسی، برنامة درسی، وضعیت و نقش معلمان و مدیریت آموزش، روشهای تدریس …) با فرهنگ و نظام اجتماعی، ساختار سیاسی و نظام خانوادگی هر كشور رابطه تنگاتنگی دارد، محقق را بر آن می دارد تا در تحقیق و پژوهش خود ارزیابی های دقیقی از عوامل خانوادگی مؤثر بر تكرار پایة دانش آموزان مقطع راهنمایی داشته باشد.

بیان مسئله

افت تحصیلی را به دو صورت كمی و كیفی طبقه بندی می كنند. افت كمی به صورت نسبت دانش آموزانی كه نمی توانند یك دورة آموزشی را بر اساس هدفهای آموزشی آن دوره بگذرانند به كل دانش آموزانی كه وارد دورة آموزشی مذكور می شوند تعریف می شود. و افت كیفی منظور درصد معینی از دانش آموزان هستند كه از عهدة گذراندن امتحانهای رسمی برمی آیند اما مهارتها و توانائیهای لازم را آنچنان كه در هدفهای آموزشی و پرورشی پیش بینی شده است، به دست نمی آورند. (شریفی، 1369)

در این تحقیق نیز به مسئله تكرار پایة تحصیلی یا مردودی كه فقط جنبة كمی بازدهی نظام آموزش و پرورش كه در چارچوب نمرات درس دانش آموزان است می پردازیم تا با بررسی آماری درصد دانش آموزان مردود به نتایجی مثمر ثمر رسیده و آن را مورد استفاده قرار دهیم.

در تعریف مردودی یا تكرار پایه تحصیلی می توان گفت كه «تكرار یك كلاس برای دانش آموزی كه در خلال یك سال تحصیلی در همان كلاس و پایه كه در سال قبل به سر می برده به تحصیل ادامه می دهد و همان كاری را انجام می دهد كه در سال گذشته نیز انجام داده است» (امین فر، 1365)

ضرورت پژوهش

امروزه یكی از مشكلات عمده نظام آموزشی كشور ما پدیدة مردود شدن دانش آموزان است كه علاوه بر خسارات اقتصادی كه رقم قابل توجهی را به خود اختصاص می دهد و با توجه به تأثیرات فراوان مردود شدن در حیطه فردی و اجتماعی می توان برخی از علل این پدیده را شناسایی كرده و به دنبال آن با ارائه راه كارهای مناسب با این معضل فردی، اجتماعی مقابله كرد و موجب جلوگیری از هدر رفتن نیروی بالقوه انسانی و مالی گردید.

چاره اندیشی در این زمینه:

1) موجب جلوگیری از هدر رفتن نتایج مادی و معنوی و نجات انسانهایی است كه پس از شكست تحصیلی زمینه مساعدی برای بزهكاریهای اجتماعی دارند.

2) جلوگیری از این امر با كاهش تعداد مردودین باعث خواهد شد كه نظام آموزشی بتواند امكانات تحصیلی در اختیار افرادی كه این مردودین جای آنها را اشغال كرده اند قرار دهد.

3) از تراكم كلاسها كاسته شود و كیفیت آموزشی بهبود یابد.

4) منابع را در اختیار بهبود برنامه های تربیت معلم و مواد آموزشی، كمك آموزشی و غیره قرار دهد كه ضعف و كمبود آنها عامل اصلی افت تحصیلی و مردودی به شمار می آید.

سئوالهای[i] پژوهش

پژوهش حاضر به دنبال پاسخ برای پرسشهای مطروحة زیر است.

1- آیا بین میزان تحصیلات والدین و مردود شدن فرزندان رابطه ای وجود دارد؟

2- آیا بین میزان درآمد والدین و مردود شدن فرزندان رابطه ای وجود دارد؟

3- آیا بین عدم روابط صمیمی والدین با فرزندان و مردود شدن آنان رابطه ای وجود دارد؟

4- آیا بین جداییهای والدین (فوت، طلاق) و مردود شدن فرزندان آنان رابطه ای وجود دارد؟

5- آیا بین علاقه و انتظار كمتر والدین به تحصیل فرزندان و مردود شدن آنان رابطه ای وجود دارد؟

6- آیا بین عدم روابط والدین دانش آموز با معلم دانش آموز و مردود شدن فرزندان آنان رابطه ای وجود دارد؟

7- آیا بین مهاجرت و جابه‌جایی خانواده و مردود شدن فرزندان آنان رابطه ای وجود دارد؟

8- آیا بین عدم وجود منابع و مواد خواندنی در خانه (كتاب، روزنامه، مجله) و مردود شدن فرزندان رابطه ای وجود دارد؟

9- آیا بین عدم آموزشهای درسی و غیر كلاسی (مثل معلم خصوصی و كلاس تقویتی و متفرقه و كمك خانواده) و مردود شدن رابطه ای وجود دارد؟

10- آیا بین تعداد فرزندان خانواده و مردود شدن رابطه ای وجود دارد؟

11- آیا بین ترتیب تولد فرزندان و مردود شدن رابطه ای وجود دارد؟

فرضیه های[ii] پژوهش

فرهنگ وبستر2 فرضیه را چنین تعریف می كند: «فرضیه عبارت است از حالت یا اصلی كه اغلب بی آنكه اعتقادی نسبت به آن موجود باشد، پذیرفته می شود تا بتوان از آن نتایج منطقی استخراج كرد، و بدین ترتیب مطابقت آن را با واقعیتهائی كه نزد ما معلوم است یا می توان آنها را معلوم ساخت آزمود.» 0(هومن 1380)

فرضیه های پژوهش به شرح زیر می باشد:

1- میزان تحصیلات والدین دانش آموزان مردود كمتر از تحصیلات والدین دانش آموزان عادی است.

2- میزان درآمد والدین دانش آموزان مردود كمتر از درآمد والدین دانش آموزان عادی است.

3- روابط صمیمی والدین با دانش آموزان مردود كمتر از روابط صمیمی والدین با دانش آموزان عادی است.

4- میزان جدایی (فوت، طلاق) والدین دانش آموزان مردود بیشتر از والدین دانش آموزان عادی است.

5- میزان علاقه و انتظار تحصیل والدین دانش آموزان مردود كمتر از والدین دانش آموزان عادی است.

6- میزان روابط والدین با معلم دانش آموزان مردود كمتر از روابط والدین با معلم دانش آموزان عادی است.

7- میزان مهاجرت و جابه جایی والدین دانش آموزان مردود بیشتر از والدین دانش آموزان عادی است.

8- میزان وجود منابع و مواد خواندنی در خانه (كتاب، روزنامه، مجله) دانش آموزان مردود كمتر از منابع موجود در خانه دانش آموزان عادی است.

9- میزان آموزشهای درسی غیر كلاسی (مثل معلم خصوصی و كلاس تقویتی و متفرقه و كمك خانواده) دانش آموزان مردود كمتر از دانش آموزان عادی است.

10- میزان جمعیت خانوادة دانش آموزان مردود بیشتر از جمعیت خانوادة دانش آموزان عادی است.

11- فرزندان غیر اول بیشتر از فرزندان اول خانواده مردود می شوند.

تعریف مفاهیم[1] و اصطلاحات[2]

در اغلب موارد به منظور آنكه رابطه ای كه در فرضیه بیان شده آزمون پذیر باشد، یعنی بتوان آن را از طریق مشاهده و آزمایش آزمود، لازم است متغیرهای مورد مطالعه از شكل انتزاعی و مفهومی خارج و به شكل عملی تعریف شود به بیان دیگر، پژوهشگر متغیرهای مورد مطالعه خود را به صورت عملی تعریف و نامگذاری می كنند (هومن، 1380) در این پژوهش نیز هر یك از متغیرها[3] به صورت عملیاتی[4] تعریف شده است و در پایان به هر یك از مؤلفه ها نمره ای داده شده است.

متغیر مستقل:[5] عوامل خانوادگی (تحصیلات والدین، درآمد والدین روابط والدین با فرزندان، جدایی والدین، توجه و علاقه و انتظار والدین به تحصیل فرزندان، رابطة والدین با معلم دانش آموز، مهاجرت و جابجایی، منابع و مواد خواندنی در خانه، آموزشهای درسی و غیر كلاسی، تعداد خانوار جنسیت)

1- تحصیلات والدین: منظور از تحصیلات والدین مدركی است كه با تحصیل در مدارس برای آنان صادر شده است.

2- روابط والدین با فرزندان: سطح طرد كنندگی و تأیید كنندگی: مقصود از والدین طرد كننده به خانواده هایی اطلاق می شود كه در آنها وضع رفتاری والدین موجب می شود فرزند از پدر و مادر خود فاصله بگیرد و در نتیجه از خانواده گریزان شود و مقصود از والدین تأیید كننده والدینی است كه با خوشرویی به پیشنهادهای فرزندان خود توجه می كنند و به نظر و عقاید آنها احترام می گذارند و به نیازهای آنها و آرزوهایشان علاقه مند هستند. آنها را به اظهار نظر و ابراز وجود ترغیب می كنند و هرگونه رفتار خوب را مورد تحسین و ستایش قرار می دهند. (انجمن اولیا و مربیان ایران، 1358)

3- جدایی والدین: طلاق و مرگ والدین

4- توجه، علاقه و انتظارات: تأثیرگذاری فرد بر دیگران است كه در این تحقیق تأثیرگذاری والدین بر فرزندان و دانش آموزان است كه از طریق ابراز علاقه و نگرش مثبت به فرزندان یا دانش آموزان است و یا نگرش منفی و عدم توجه و علاقه به خود و كارهای او.

5- مهاجرت و جابجایی: منظور از مهاجرت و جابه‌جایی تغییر محل سكونت خانواده از شهری به شهری كه دانش آموز در آن تحصیل می كند، است.

6- منابع و مواد خواندنی در خانه: منظور كتابهای غیردرسی، مجله های مختف، روزنامه و … می باشد.

7- آموزشهای درسی غیر كلاسی: منظور آموزشهای درسی غیركلاسی، كلاسهای جبرانی، تقویتی، معلم خصوصی، و كمك خانواده است كه از طرف خانواده برای فرزندانشان تدارك دیده می شود.

8- تعداد خانوار: منظور تعداد افراد خانواده است.

متغیر وابسته:[6] مردود شدن دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی.

9- مردود شدن:2 مردود شدن به معنای عدم موفقیت دانش آموزانی كه در بخشی از یك نظام آموزشی پذیرفته شده اند در دست یابی به معیارها، ملاك هایی كه برای موفقیت آنها در هر سال تحصیلی تعیین گردیده است. در بیشتر نظامهای آموزشی این معیارها و ملاكها هدفهای هر سال تحصیلی را به طور یكسان برای همه دانش آموزان یك پایه تحصیلی قرار می دهند. و این عدم موفقیت بر اساس ارزیابی مدرسه از كار دانش آموزان در خلال یك سال تحصیلی و یا بر اساس امتحانی كه در پایان سال انجام می گیرد. در اینجا منظور دانش آموزانی است كه در پایان سال تحصیلی 82-81 در كارنامه هایشان مردود اعلام شده اند.

متغیر مداخله گر3: یادگیری4 یك صفت نهانی و باطنی است و فقط می توان آن را از روی رفتار فرد استنباط كرد. در اینجا یادگیری با رفتار دانش آموزان به صورت كلامی و غیر كلامی از طریق نمره های ثبت شده در كارنامه های تحصیلی فهمیده می شود.

متغیر كنترل كننده:5 این متغیر توسط آزمایشگر كنترل می شود تا اثر آنها با اثر متغیر مستقل آمیخته نشود و هرگونه اثر احتمالی آنها در پدیده مورد مشاهده حذف یا خنثی گردد.

1- سن:1 سن همة آزمودنیهای تقریباً بین 13 سال تا 17 سال كامل قرار گرفته، كه در كلاس سوم راهنمایی مشغول به تحصیل می باشند جهت پژوهش انتخاب گردیده اند.

فصل دوم

پیشینة پژو.هش

مقدمه

اسلام آیین الهی و مقدسی است كه برای خانواده اهمیت قایل است. و آن را سنگ بنای مهم حیات اجتماعی می شناسد. و بنای آن را بنایی محبوب می داند.

انسان و حیوان تفاوتهای زیادی دارند. از جمله اینكه حجم مغز انسان نسبت به جثة او از تمام حیوانات بیشتر است. در بحث خانواده و زناشویی، بارزترین تفاوت انسان و حیوان وجود خانواده و شبكة خویشاوندی است. انسان از كودكی می آموزد كه دنیا را آن طور ببیند كه خانواده می بیند. عمدتاً افراد خواسته های خود را كم و بیش با معیارهای خانواده می بینند.

نظام تربیتی شامل تمام شیوه هایی است كه والدین با كمك یكدیگر و برای تربیت و نگهداری بچه ها در پیش می گیرند. لذا روابط بین والدین و كودك و نیز روابط خود فرزندان چگونگی جریان رشد فرزند را تأمین می كند. (ثنایی، 1375)

امروزه از عمده ترین مشكلات نظام آموزشی هر كشور پدیدة مردودی یا تكرار پایه است. كه در برخی از كشورها میزان آن بسیار چشمگیر است. تكرار پایه موضوعی است كه علاوه بر خسارات اقتصادی بر دولت و دانش آموزان مردودی و خانواده هایشان، تأثیر روان شناختی خاص بر مردودشوندگان می گذارد و به تبع آن علاوه بر اتلاف نیروی انسانی و استعدادهای بالقوه، خسارتهای مالی چشم گیری در سطح جامعه بر جای می گذارد.

با توجه به مهم بودن مسئله، تحقیقات فراوانی از سوی مجامع بین المللی، دولتها و مؤسسات آموزشی و غیره انجام می گیرد كه نتایج بیشتر تحقیقات نشان می دهد كه برخی از این علت ها با ویژگی های دانش آموزان و خانواده شان ارتباط دارند. برخی دیگر به آموزشگاه و آموزگار و شرایط یاددهی و یادگیری مربوط می شوند و برخی هم در زمینة سیاست اجرایی و نظام آموزشی هستند.

این یافته ها و نتایج تحقیقات برنامه ریزان و سیاست گذاران را بر آن می دارد تا در كشور خود به این موضوع پرداخته و روز به روز در كاهش این پدیدة ناگوار فردی و اجتماعی گام بردارند.

عوامل ایجاد كنندة افت تحصیلی و تكرار پایه

بیشتر صاحب نظران علوم تربیتی در یك جمع بندی كلی عوامل ایجاد كنندة افت تحصیلی را به دو طبقه كلی یعنی عوامل داخلی یا درون سازمانی و عوامل خارجی یا بیرون سازمانی تقسیم می كنند. كه علل داخلی ناظر بر آموزشگاه به (آموزگار، مواد درسی، برنامه درسی، شرایط یاددهی و یادگیری و …) اشاره می كند و علل خارجی به بیرون از آموزشگاه از قبیل خانواده و عوامل خانوادگی (درآمد والدین، شغل والدین، تحصیل والدین و …) محیط و اجتماع و عوامل فردی (هوش و میل و انگیزه، هیجان و عواطف و ..) اشاره دارد.

روشهای تدریس یكی از عناصر جدایی ناپذیر فرایند آموزش و پرورش است كه باید در بررسی و مطالعة افت كمی و كیفی تحصیلی مورد توجه قرار گیرد. تدریس را نباید وسیله ای برای انتقال دانش از ذهن معلم یا محتوای كتاب به ذهن دانش آموز تلقی كرد. بلكه مراد از تدریس، فراهم كردن شرایط مناسبی است كه دانش آموز تحت آن شرایط به یادگیری بپردازد و روش آموختن اكتشاف و تفكر علمی را فرا گیرد. معلمان به جای انباشتن ذهن شاگردان از اطلاعات و دانش هایی كه همواره در حال تغییر و تحولند باید به دانش آموزان چگونه آموختن را بیاموزند. (شریفی 1369)

هدف اساسی نظام آموزش و پرورش آن است كه شرایط و امكانات لازم را برای یادگیری و رشد همه جانبة كودكان و دانش آموزان فراهم كند. نخستین شرط تحقق این هدف آن است كه فضای آموزشی، كتابها، مواد درسی، برنامه و دیگر امكانات آموزشی با نیازهای دانش آموزان هماهنگ باشد.

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی عوامل خانوادگی موثر بر تكرار پایه دانش آموزان دختر ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی عوامل خانوادگی موثر بر تكرار پایه دانش آموزان دختر – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی عوامل خانوادگی موثر بر تكرار پایه دانش آموزان دختر;توزیع فراوانی شركت در فوق برنامه مدرسه;توزیع فراوانی زندگی والدین با فرزندان;عوامل ایجاد كننده افت تحصیلی و تكرار پایه;اعتبار و روایی ابزار سنجش;خلاصه نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه های تحقیق;توزیع فراوانی دانش آموزان قبول و مردود;توزیع فراوانی تحصیلات پدر دانش آموزان;توزیع فراوانی

بررسی میزان كارایی آموخته های مشاوران رشته روانشناسی و علوم تربیتی doc

راهنمایی به مفهوم كلی آن با خلقت انسان همراه است و خداوند متعال پس از آفرینش انسان از طریق بعثت پیامبران، بشر را پیوسته در جهت میل به كمال و سعادت در دنیا و آخرت راهنمایی نموده است مفهوم هدایت و ارشاد از دیرباز در فرهنگ و ادبیات غنی زبان فارسی پیوسته مورد تاكید و دارای اهمیت زیاد بوده است لیكن راهنمایی به معنی علمی و تخصصی آن با صنعتی شدن جوامع و

به صفحه دریافت بررسی میزان كارایی آموخته های مشاوران خوش آمدید.

امیدواریم که بررسی میزان كارایی آموخته های مشاوران همان چیزی باشد که نیاز دارید.

قسمتی از متن و توضیحات بررسی میزان كارایی آموخته های مشاوران را در زیر مشاهده می کنید.

راهنمایی به مفهوم كلی آن با خلقت انسان همراه است و خداوند متعال پس از آفرینش انسان از طریق بعثت پیامبران، بشر را پیوسته در جهت میل به كمال و سعادت در دنیا و آخرت راهنمایی نموده است مفهوم هدایت و ارشاد از دیرباز در فرهنگ و ادبیات غنی زبان فارسی پیوسته مورد تاكید و دارای اهمیت زیاد بوده است لیكن راهنمایی به معنی علمی و تخصصی آن با صنعتی شدن جوامع و

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 30

حجم فایل: 26 کیلو بایت

فهرست مطالب

موضوع

صفحه

فصل اول

مقدمه

39

بیان مسئله

39

هدف های پژوهش

40

محدودیت ها پژوهش

40

تعریف واژه های و اصطلاحات

41

فصل دوم (كلیات طرح، ادبیات و پیشینه پژوهش)

مقدمه

2

تعریف راهنمایی

2

فلسفه راهنمایی

2

تاریخچه راهنمایی

3

انواع راهنمایی

6

خدمات راهنمایی

6

خدمات مشاوره ای

7

راهنمایی مشاوره در آموزش و پرورش

9

آموزش متوسطه در ایران

15

فرایند هدایت تحصیلی در نظام جدید آموزش و پرورش

17

برنامه های آماده سازی حرفه ای و تربیت مشاور

20

فصل اول

ادبیات و پیشینه پژوهش

1-2) كلیات

مقدمه:

در این پژوهش، ارتباط بین برنامه های و شیوه های تربیت مشاور در دانشگاهها با نیازهای شغلی – حرفه ای مشاوران در آموزش و پرورش مورد بررسی قرار می گیرد. این بخش حاوی ادبیات و پیشینه تحقیق است كه شامل چهار مبحث عمده بدین شرح است: كلیات مربوط به خدمات راهنمایی و مشاوره؛ راهنمایی و مشاوره در آموزش و پرورش با تأكید بر دوره متوسطه: برنامه های آ‌ماده سازی حرفه ای و تربیت مشاوران، به تفصیل مورد بحث قرار می گیرد؛ و در پایان پژوهشهای انجام شده در ارتباط با موضوع (در ایران و خارج) عنوان شده است.

راهنمایی به مفهوم كلی آن با خلقت انسان همراه است و خداوند متعال پس از آفرینش انسان از طریق بعثت پیامبران، بشر را پیوسته در جهت میل به كمال و سعادت در دنیا و آخرت راهنمایی نموده است. مفهوم هدایت و ارشاد از دیرباز در فرهنگ و ادبیات غنی زبان فارسی پیوسته مورد تاكید و دارای اهمیت زیاد بوده است. لیكن راهنمایی به معنی علمی و تخصصی آن با صنعتی شدن جوامع و پیدایش نیازهای متنوع و نیز مسائل و مشكلات روانی و اجتماعی از تكنولوژی جدید در زندگی امروز مفهومی وسیع به خود گرفته است.

امروز راهنمایی دارای معانی گوناگونی است و یك دیدگاه، مجموعه ای از خدمات، و در نهایت یك رشته تحصیلی است.

خدمات راهنمایی و مشاوره

راهنمایی و مشاوره عبارت است از یك فرایند تخصصی و منظم و كمك به افراد از طریق روشهای آموزشی و تفسیری به منظور نیل به شناخت بهتر خصوصیات و توانایی های بالقوه فرد و ارتباط رضایت بخش او با فرصتها و امكانات اجتماعی و محیطی زندگی خویش.

به بیان دیگر خدمات راهنمایی مشاوره برنامه ای است كه توسط كارشناسان این رشته در نظام مدرسه به مورد اجرا درمی آید؛ و وظیفه اصلی آن كاربرد مهارتها و نظریه های ارائه شده در علوم رفتاری است. كه در یك فرایند كمكی فرد را، در شناخت خود و محیط و استفاده مطلوب از توانایی و قابلیت هایش یاری می دهد.

فلسفه خدمات راهنمایی و مشاوره

روانشناسان معتقدند كه اكثریت قریب به اتفاق افراد قابلیت رشد و سازگاری و تعدیل به مقتضیات محیط را دارا می باشند و می توانند خود را با شرایط و فرصتهای محیط وفق بدهند. این وظیفه در حیطه فعالیتهای راهنمایی و مشاوره است تا افراد را یاری دهد تا منطبق با استعدادهای ذاتی به بهترین شكل رشد و تكامل یابند. در حقیقت فلسفه راهنمایی و مشاوره فردی كردن آموزش و پرورش است؛ تا فرد را در جهت – خود – رهبری و شكوفایی استعداد و توانایی ها، برای یك زندگی با هدف و سازنده برخوردار نماید.

امروزه ملل و جوامع گوناگون بر اثر تحولات همه جانبه اجتماعی – اقتصادی و سیاسی بیش از هر موقع لزوم راهنمایی و مشاوره افراد، به ویژه جوانان را به منظور جلوگیری از به هدر رفتن استعدادها و نیروهای انسانی آنان، درك كرده است. كارشناسان این فن با شناخت نیازهای فردی و اجتماعی و ملی می كوشند تا با روشهای تخصصی، افرادی را كه فاقد اطلاعات لازم در باره خود و محیط هستند از این واقعیتها آگاه سازند.

فلسفه راهنمایی و مشاوره را می توان در موارد زیر خلاصه كرد:

1-انسانی موجودی پویا و، هر فردی، از نظر شخصیتی بی همتا و دارای قابلیت رشد و سازگاری است.

2-انسان پیوسته در حال رشد و تغییر است، و رشد او را می توان در جهاتی كه برای خود او و برای جامعه اش مفید باشد، هدایت و ارشاد نمود.

3-شخصیت فرد از دو عامل مهم تركیب یافته است: ویژگیهای ارثی (جسمی و روانی) و ویژگیهای محیطی (حال و گذشته).

4-به هر فرد می توان در انتخابهای صحیح جهت نیل به یك زندگی موفقیت آمیز كمك كرد.

5-و.ظیفه و مسئولیت نظام آموزش و پرورش هر كشوری است كه خدمات راهنمایی و مشاوره لازم را برای رشد مطلوب در اختیار فرد فرد دانش آموزان قرار دهد.

6-رشد مطلوب و سازگاری افراد در هر جامعه، بهبود و سرفرازی آن جامعه را در بر خواهد داشت.

آرنولد، ج. توین بی، فیلسوف و مورخ انگلیسی می نویسد «آنچه برای انسان در وهله اول اهمیت است، مهارتها و دانش او نیست؛ بلكه چگونگی ارتباط او با دیگران است». در این ارتباط ویلیام، منینجز روانكار معاصر، سلامت روان و برخورداری از شخصیت سالم و توانایی استفاده هرچه بهتر و بیشتر از زندگی واقعی را هدف اصلی آموزش و پرورش می داند.

امروزه پیچیدگی های روابط انسانی به دلیل تحولات سریع جوامع، افراد را در زندگی با مشكلات زیادی مواجه ساخته است. برای مقابله با این مشكلات باید قابلیت های افراد پرورش یابند، و افراد بیاموزند كه چگونه از تمامی قابلیتها و استعدادهای خود در زندگی بهره گیرند. تحقق این اهداف، اساس فلسفه راهنمایی را تشكیل می دهد.

تاریخچه راهنمایی و مشاوره

الف-در جهان: تاریخچه راهنمایی و مشاوره به سال 1908 میلادی و اقدامات فرانك پارسونز، (در شهر بوستون، آمریكا) برمی گردد كه بعدها به پدر راهنمایی حرفه ای و شغلی معروف گردید، این تلاش اولیه با هدف كمك به جوانان در سازگاری حرفه ای پس از مدرسه به وجود آمد.

جنبش راهنمایی حرفه ای را تقریبا می توان با جنبش مشاوره مرتبط دانست. با گسترش راهنمایی حرفه ای در مدارس، جنبش راهنمایی به تدریج به عنوان یك فرایند مداوم و مستمر كه همه موقعیت های زندگی فرد را در بر می گیرد، شناخته شد.

در سال 1913، انجمن ملی راهنمایی حرفه ای تاسیس شد كه اعضای آن از رشته های گوناگون آموزش و پرورش؛ روانشناسی؛ بازرگانی؛ دولت و مددكاری اجتماعی تشكیل می گردد. راهنمایی حرفه ای، سالها حوزه فعالیت مربیان تعلیم و تربیت بوده است.

در حقیقت جنبش راهنمایی حرفه ای، پاسخی به نیاز انبوه مهاجرانی بود كه از نقاط گوناگون دنیا، با مشكلات اقتصادی – اجتماعی و روانی، از جمله بیكاری به ایالات متحده سرازیر بودند؛ و همگی نیازمند كمك در شغل یابی بودند. در پاسخ به این نیاز، راهنمایی حرفه ای به عنوان یك ضرورت فردی و اجتماعی مطرح و گسترش یافت. اقدامات پارسونز در خودشناسی و انطباق بین خصوصیات فردی و نیازها و ویژگی های شغلی در جامعه متكی بود، كه به تدریج به دلیل نیازهای گوناگون و شدید مردم؛ به حوزه های تحصیلی، روانی، اجتماعی، خانوادگی و شخصی گسترش یافت.

امروزه خدمات راهنمایی و مشاوره به صورت علمی بخش مهمی از فعالیتهای مدارس و موسسات تربیتی بیشتر نقاط جهان را تشكیل می دهند. برای مثال، مركز راهنمایی حرفه ای بلژیك در سال 1941 و در فرانسه در سال 1945، در نروژ در سال 1947، و در انگلستان در سال 1948، عمده فعالیتهای رسمی خود را آغاز كردند. بنابراین در حال حاضر، در مقاطع گوناگون تحصیلی و در اغلب كشورهای جهان خدمات راهنمایی بخش مهم و جدانشدنی از نظام آموزش و پرورش را تشكیل می دهند.

ب-در ایران: خدمات راهنمایی و مشاوره در ایران به صورت غیر مدون از گذشته بسیار دور چه در خانواده و چه در نظامهای تربیتی، اجتماعی، و مذهبی اعمال می شده است و معلم در فرایند تعلیم و تربیت، شناخت استعدادهای دانش آموزان را ملاك اصلی تدریس و آموزش خود قرار می داده است. در منابع غنی زبان و ادبیات فارسی و منابع مذهبی و اعتقادی مردم این سرزمین، راهنمایی پیوسته مطرح بوده است. لیكن به صورت سازمان یافته و برنامه ریزی شده، آغاز آنرا باید سال 1332 دانست كه با كمك وزارت كار و همكاری موسسات دیگر عملا فعال گردید.

بر اساس مصوبه كنفرانس فرهنگی سال 1337 در مشهد و آبادان، ایجاد برنامه راهنمایی در آموزش و پرورش به منظور كمك به دانش آموزان در انتخاب رشته تحصیلی كه عملا به اشتغال آتی آنان بیانجامد، ضروری شناخته شد. در نتیجه در اداره كل تعلیمات متوسطه، مركز راهنمایی به وجود آمد، و اجرای تست و تشكیل پرونده در چند مدرسه بطور آزمایشی آغاز گردید. در سال 1346 وزارت آموزش و پرورش، رسماً از دانشكده های علوم تربیتی دانشگاهها و مدارس عالی، تقاضای تربیت مشاوران تحصیلی را نمود. دانشگاه تربیت معلم (دانشسرای سابق)، در همان سال به تاسیس دوره كارشناسی ارشد و كارشناسی رشته راهنمایی و مشاوره مبادرت ورزید. و متعاقب آن دفتر كل آموزش راهنمایی تاسیس گردید. در سال 1350 مدارس راهنمایی در سراسر كشور رسما كار خود را آغاز نمود.

برنامه راهنمایی و مشاوره تا سال 1358 ادامه یافت. بنا به دلایل چندی از جمله: كمبود نیروی انسانی ماهر، ناشناخته ماندن اهداف و برنامه راهنمایی برای دانش آموزان و اولیاء و مربیان مدارس، نبودن امكانات كافی برای اجرای برنامه، ناكافی بودن برنامه تخصصی تربیتی مشاور، ناهماهنگی در برنامه های فرهنگی و اجتماعی جامعه، سرانجام ارائه خدمات راهنمایی و مشاوره در مدارس و برنامه تربیت مشاوران، موقتا تعطیل گردید. در سال 1367 بر اساس برنامه مصوب شورایعالی انقلاب فرهنگی، دانشگاههای معتبر كشور مجددا اقدام به تربیت مشاوران در سطوح كارشناسی و كارشناسی ارشد نمودند.

محیط حرفه یا كار مشاوران در دبیرستان

نقش مشاور مدرسه در ارتباط با دانش آموزان، مدرسه و جامعه بستگی تمام به وجود فیزیكی محیطی دارد كه متناسب با مسوولیتهای او باشد. چنین محیطی شامل شرایط فیزیكی و روانی كار است. چنین محیط مطلوبی اعم از شرایط فیزیكی و روانی، تنها به كمك و تلاش مشترك اولیاء مدرسه به ویژه مدیر و مشاوران امكانپذیر است.

شرایط روانی كار، شامل موارد گوناگون از جمله موارد زیر است:

وجود روابط انسانی سالم در مدرسه، محیط آزاد برای برنامه مشاوره، خط مشی روشن اداری و كاری و قوانین حمایت كننده از مشاور، فضای مناسبی را كه در آن مشاور آزادی بكارگیری مهارتهای مربوط به حرفه اش را داشته باشد.

جنبه های فیزیكی نیز شامل تشكیلات و تجهیزات و مواد لازم در محیطی دنج و آرام برای دفتر مشاور است. بدیهی است ایجاد محیط مطلوب فیزیكی و روانی، مشاور را در نیل به مسئولیتهای حرفه ای اش یاری می دهد.

3-2-برنامه های آماده سازی حرفه ای و تربیت مشاور

آماده سازی حرفه ای و تربیت مشاور نیز همانند هر رشته علمی دیگر نیازمند سازماندهی و برنامه ریزی های علمی و عملی است.

در اینجا، قبل از عنوان كردن برنامه های تربیت مشاوران دبیرستان، اصول كافی را كه در زمینه سازماندهی و برنامه ریزی های علمی و عملی باید رعایت گردد، یادآوری می نماییم:

آمادگیهای حرفه ای مشاور

براساس مصوبات انجمن بین المللی مشاوران و عملكرد بیشتر كشورهای جهان، (مانند: فرانسه، انگلستان، ایالات متحده و سوئد) مشاوران می باید حداقل:

1-دارای مدرك كارشناسی ارشد از یك دانشگاه یا موسسه معتبر باشند.

2-دیپلم دولتی مشاوره از ایالتی كه در آن استخدام می شوند اخذ نمایند.

3-پیش از اشتغال مشاوران باید حداقل به مدت یكسال زیر نظر اساتید فن در مدرسه به تجارب علمی مشاوره یا بپردازند.

محورهای دورس در دوره مشاوره

– روانشناسی رشد، روانشناسی تربیتی، نظریه های مشاوره، فنون و روشها، ارزیابی تحصیلی روانشناختی و شخصیتی، نظریه های گروهی، روشها و فنون گروهی، روانشناسی و جامعه شناسی كار و رشد حرفه ای، كاركردها و روش شناسی تحقیق، اصول اخلاقی و قوانین مشاوره

لازم به یادآوری است كه دانشجوی رشته مشاوره باید زمینه ای قوی در علوم انسانی، اجتماعی، رفتاری و زیستی داشته باشد. داوطلبان مشاوره در مدارس باید در علوم طبیعی و زیستی و رفتاری و بیش از همه در زمینه علوم انسانی متبحر باشند.

-تجارب آزمایشگاهی، كارورزی و كارهای بالینی زیر نظر اساتید.

-درك و شناخت برنامه های دوره دبیرستان و فضای روانشناختی و جامعه شناختی موقعیتهای یادگیری در درون مدرسه

-آگاهی از عقاید و اندیشه های فلسفی در تعلیم و تربیت

-برنامه های تربیت مشاوران دبیرستان باید سیستماتیك باشد و طرح ریزی شود كه هر داوطلبی با توجه به نیازها و سوابق و زمینه های قبلی خود از آن بهره بگیرد.

-برنامه های تربیت مشاور هرگز با پایان یافتن دوره یا پایان نمی یابد. بلكه در كل سالهایی كه مشاور به این حرفه اشتغال دارد ادامه می یابد.

-مشاوران مسئولیت برنامه ریزی، كاربرد و شركت در برنامه های ضمن خدمت و مطالعه بیشتر جهت اخذ مدارك بالاتر در رشته خود به منظور نیل به شایستگی های حرفه ای بهتر را نیز برعهده دارند.

3-عملكرد مناسب مشاوره مستلزم حداقل 2 سال دوره كارشناسی ارشد مشاوره و كسب مدرك لازم باشد. توضیح اینكه مدرك دوره كارشناسی این گروه، در زمینه های مربوط (علوم تربیتی و روانشناسی) بوده است.

برنامه و مواد درسی دوره تربیت مشاور در دانشگاههای معتبر جهان

اینك قبل از ورود به بحث برنامه های تربیت مشاور دبیرستان در ایران، اشاره مختصری در باره برنامه و مواد درسی دوره تربیت مشاور در دانشگاههای معتبر دنیا كه عمدتا براساس برنامه های مصوب انجمن بین المللی مشاوره در ایالات متحده كه عالیترین مرجع علمی و تشكیلات مشاوره در جهان است، می پردازیم.

از آنجا كه مشاوره عمدتا مبتنی بر تجزیه و تحلیل، درك و شناخت و تغییر و اصلاح رفتار فرد است. بخش اساسی برنامه آماده سازی حرفه یا مشاوران دبیرستان لزوما باید دارای ماهیت روانشناسی باشد.

محورهای مربوط در روانشناسی تحت دو عنوان درسهای اصلی و درسهای تخصصی طبقه بندی می شوند. درسهای اصلی شامل موادی است كه مشاور را در زمینه شناخت كلی اصول رفتار انسانی آگاه می سازد؛ و درسهای تخصصی شامل زمینه هایی از روانشناسی است كه مستقیما به عملكرد مشاور در دبیرستان مربوط می شود. محتوای هر دو بخش با ترتیب و تركیب های متفاوت عرضه می گردند.

الف)مواد درسی اصلی: این بخش از برنامه شامل تركیبی از درسهای كارشناسی (پیشرفته) و كارشناسی ارشد در حوزه روانشناسی تربیتی است، كه در برنامه های تربیت معلم مورد استفاده قرار می گیرد. درسهایی كه در سوابق تحصیل مشاوران دبیرستان حائز اهمیت است به شرح زیر می باشد:

1-روانشناسی اختلافی:

-سازمان ذهن: هوش و استعداد

-شخصیت

-تفاوت های دیگر: اقتصادی، اجتماعی، جسمانی، سنی، جنسی و قومی

2-روانشناسی رشد:

-مفاهیم و اصول رشد

-رشد و تكامل در طول دوران زندگی

-ویژگی های طبیعی ارگانیزم

-انتظارات محیطی از ارگانیزم

3-یادگیری:

-شرایط تغییر و اصلاح رفتار

-فرایندهای اصلاح رفتار

-حل مساله، فرایندهای شناختی، و شكل دهی مفهوم

-خلاقیت در یادگیری

4-2-پژوهشهای انجام شده در ارتباط با موضوع

در این بخش كوشش شده است، پژوهشهای انجام شده در ارتباط با موضوع تحقیق حاضر گردآوری شود و خلاصه ای از آنها ارائه گردد.

الف-پژوهشهای انجام شده در ایران:

1-بررسی میزان موفقیت مشاوران مدارس در كمك به ل مشكلات دانش آموزان در سطح استان تهران (1373)، كه توسط باب الله بخشی پور جویباری انجام گرفته است.

2-ارزشیابی عملكرد مشاورین و دبیران راهنما در نظام جدید آموزش متوسطه (1373)، كه توسط لطف الله عباسی انجام گرفته است. دفتر مشاوره و تحقیق، معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش.

3-پایان نامه های: سیف الله شریفی (1374)؛ بهنیا (1372) كه رساله های كارشناسی ارشد خود را در زمینه میزان كارایی مشاوران در عملكردهای مشاوره ای و نیز در ارتباط با وظایف و مسئولیت های آنان انجام داده اند، نشان یم دهد كه دانش و تخصص مشاوران نمی تواند انتظارات و توقعات مدارس متوسطه را (به ویژه نظام جدید را) بطور واقع بینانه برآورده سازد.

آنچه از پژوهشهای فوق استنباط می شود نشان می دهند كه اكثریت مشاوران با فنون و روشهای مشاوره، آشنایی لازم و كافی ندارند و این امر میزان موفقیت آنان را در حل مشكلات دانش آموزان به ویژه در ارتباط با مشكلات شخصی و خانوادگی بطور قابل ملاحظه یا كاهش داده است. علاوه بر آن به دلیل آنكه درصد قابل ملاحظه ای از مشاوران با ماهیت هدایت تحصیلی و شغلی ضمن آنكه در مقایسه با مشكلات تحصیلی توفیق بیشتری داشته اند، لیكن كارآیی و اثربخشی آنان در این زمینه نیز چندان قابل ملاحظه نبوده است.

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی میزان كارایی آموخته های مشاوران ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی میزان كارایی آموخته های مشاوران – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی میزان كارایی آموخته های مشاوران ;راهنمایی مشاوره در آموزش و پرورش;آموزش متوسطه در ایران

بررسی شناخت عوامل مؤثر در بد حجابی دانش آموزان دختر رشته روانشناسی و علوم تربیتی doc

مساله حجاب که یک دستور دینی است از موضوعات مهم و کلیدی جوامع اسلامی است که با بسیاری از مسایل پیوند خورده است ودارای ابعاد سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی، فرهنگی گردیده است

به صفحه دریافت بررسی شناخت عوامل مؤثر در بد حجابی دانش آموزان دختر خوش آمدید.

امیدواریم که بررسی شناخت عوامل مؤثر در بد حجابی دانش آموزان دختر همان چیزی باشد که نیاز دارید.

قسمتی از متن و توضیحات بررسی شناخت عوامل مؤثر در بد حجابی دانش آموزان دختر را در زیر مشاهده می کنید.

مساله حجاب که یک دستور دینی است از موضوعات مهم و کلیدی جوامع اسلامی است که با بسیاری از مسایل پیوند خورده است ودارای ابعاد سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی، فرهنگی گردیده است

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 96

حجم فایل: 332 کیلو بایت

1-1- مقدمه
مساله حجاب که یک دستور دینی است از موضوعات مهم و کلیدی جوامع اسلامی است که با بسیاری از مسایل پیوند خورده است ودارای ابعاد سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی، فرهنگی گردیده است .
این موضوع از جهتی که مورد خطاب آن بیشتر زنان جامعه اسلامی است،به نیمی از جمعیت جامعه ارتباط پیدا می کند ولی از آن جهت که در تنظیم روابط زن و مرد نقشی مهم و اساسی را ایفا می کند در واقع به همه افراد جامعه مربوط می شود و کل جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد. هرچند حجاب در تمام ادیان آسمانی مورد توجه بوده است ولی دین مبین اسلام بعنوان آخرین و کاملترین ادیان به موضوع حجاب توجهی خاص دارد.دین اسلام بعنوان یک حکم الهی به زن می آموزد و بهتر بگویم دستور می دهد در برخورد با مرد و در پوشش خود حدودی را رعایت کند تا ضمن حضور خویش در فعالیت های مختلف جامعه اسلامی نقش اساسی خود را بعنوان مربی واقعی انسان بخوبی ایفا نماید.موضوع حجاب همواره بعنوان یک مساله جنجالی و پر هیاهو در بین طرفداران و مخالفین حجاب در داخل و خارج کشور مطرح بوده است و دشمنان ما به این مساله توجه زیادی دارند و علت توجه آنان عمدتا مبارزه با حجاب بعنوان یکی از مهمترین نشانه های اصالت فرهنگی در مقابل تجاوزگران و بیگانگان است.
دربین جوامع اسلامی برسر مساله حجاب ونیز تا حدودی چگونگی آن اختلاف نظر وجود دارد و همه آنها یکسان به این مساله نمینگرند و در رعایت و التزام به آن یکسان عمل نمیکنند

به گونه ای که عده ای از مردم جوامع وکشورهای اسلامی کاملا به آن مقیدند،عده ای هم هیچ قیدوبندی به آن ندارند،وعده ای تا حدودی آن را رعایت می کنند. این همه اختلاف در رفتار مسلمین با وجود پیامبرواحد،کتاب آسمانی واحد و نزدیکی نظرات علما و فقهای مذاهب مختلف اسلامی درباره حجاب و پوشش ناشی ازچه عواملی است؟

چرا در یک جامعه اسلامی زنان و دخترانی وجود دارند که توجه کافی به پوشش اسلامی ندارند وازآن مهمتر اینکه در بسیاری از موارد مشاهده میشود مادران دارای پوشش مناسب هستند ولی دختران آنها در اجتماع بدحجابندوبعضادر مجالس خصوصی گرفتار بی حجابی می شوند.

چرا در کشور اسلامی ایران با گذشت بیش ازدو دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی و باوجود توجه مدارس به این موضوع،انتشار کتب ورسالات مذهبی مختلف و…نسل جوان ما اهمیت کمتری به این مساله داده و گرایش به بدحجابی پیدا می کنند.هرچند تا کنون در خصوص مساله حجاب و عوامل بد حجابی سخنرانیهای زیادی شده است و کتابهای زیادی به رشته تحریر درآمده است ولی کماکان جامعه دچار بد حجابی است.

به نظر می رسد یکی از دلایل مهم گرایش رو به رشد دختران جوان به بد حجابی،عدم آشنایی آنان به مفهوم و فلسفه حجاب و رابطه دین و دستورات دینی با سعادت و شقاوت انسانهاست و همچنین نقش خانواده،مدرسه،دوستان،رسانه های گروهی و ماهواره و…از جمله مواردی هستند که در موضوع بد حجابی حایز اهمیت هستند وهر کدام در جای خود تاثیر بسزایی در کاهش ویا افزایش بدحجابی عهده دار می باشند.
دراین پژوهش سعی بر این است نقش هر کدام از عوامل فوق در میزان گرایش به بد حجابی دختران دبیرستانی مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد.امید آنکه نتایج این پژوهش بتواند در ترویج حجاب اسلامی وجلوگیری از گسترش بد حجابی و کاهش این ناهنجاری اجتماعی موثر واقع گردد.
1-2- بیان مساله پژوهش
از جمله مسایل و موضوعاتی که در تمام ادیان آسمانی و حتی در مکاتب غیر دینی از آن سخن به میان آمده است پوشش و رعایت حریم در روابط زن و مرد است.
از آنجا که جوانهای ماجامعه اسلامی زندگی می کنند و برنامه های آموزشی و تربیتی مدارس،برنامه های صدا وسیما،مراسم مذهبی،کتب ومقالات دینی والگوهای اسلامی و اجتماعی همگی درصدد تربیت جوانان ونسل جدید می باشند لکن متاسفانه آنگونه که می بایست عوامل فوق درتربیت فرزندان موفقیت مطلوبی بدست نیاورده اند و موضوع حجاب در جامعه اسلامی ما نسبت به دهه اول انقلاب کم رنگ تر شده ودر قشرها ومکانهایی به طور کلی رنگ باخته است . این مسئله ما را بر ان داشت تا به ریشه یابی عوامل موثر در گرایش دختران جوان به بدحجابی بپردازیم.
امید است یافته های این پژوهش، ریشه های کم توجهی به حجاب را در میان دانش اموزان ودانش پژوهان شناسایی نماید. و متولیان امر تعلیم وتربیت با بهره گیری ازنتایج این تحقیق

چرا در کشور اسلامی ایران با گذشت بیش ازدو دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی و باوجود توجه مدارس به این موضوع،انتشار کتب ورسالات مذهبی مختلف و…نسل جوان ما اهمیت کمتری به این مساله داده و گرایش به بدحجابی پیدا می کنند.هرچند تا کنون در خصوص مساله حجاب و عوامل بد حجابی سخنرانیهای زیادی شده است و کتابهای زیادی به رشته تحریر درآمده است ولی کماکان جامعه دچار بد حجابی است.

به نظر می رسد یکی از دلایل مهم گرایش رو به رشد دختران جوان به بد حجابی،عدم آشنایی آنان به مفهوم و فلسفه حجاب و رابطه دین و دستورات دینی با سعادت و شقاوت انسانهاست و همچنین نقش خانواده،مدرسه،دوستان،رسانه های گروهی و ماهواره و…از جمله مواردی هستند که در موضوع بد حجابی حایز اهمیت هستند وهر کدام در جای خود تاثیر بسزایی در کاهش ویا افزایش بدحجابی عهده دار می باشند.
دراین پژوهش سعی بر این است نقش هر کدام از عوامل فوق در میزان گرایش به بد حجابی دختران دبیرستانی مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد.امید آنکه نتایج این پژوهش بتواند در ترویج حجاب اسلامی وجلوگیری از گسترش بد حجابی و کاهش این ناهنجاری اجتماعی موثر واقع گردد.
1-2- بیان مساله پژوهش
از جمله مسایل و موضوعاتی که در تمام ادیان آسمانی و حتی در مکاتب غیر دینی از آن سخن به میان آمده است پوشش و رعایت حریم در روابط زن و مرد است.
از آنجا که جوانهای ماجامعه اسلامی زندگی می کنند و برنامه های آموزشی و تربیتی مدارس،برنامه های صدا وسیما،مراسم مذهبی،کتب ومقالات دینی والگوهای اسلامی و اجتماعی همگی درصدد تربیت جوانان ونسل جدید می باشند لکن متاسفانه آنگونه که می بایست عوامل فوق درتربیت فرزندان موفقیت مطلوبی بدست نیاورده اند و موضوع حجاب در جامعه اسلامی ما نسبت به دهه اول انقلاب کم رنگ تر شده ودر قشرها ومکانهایی به طور کلی رنگ باخته است . این مسئله ما را بر ان داشت تا به ریشه یابی عوامل موثر در گرایش دختران جوان به بدحجابی بپردازیم.
امید است یافته های این پژوهش، ریشه های کم توجهی به حجاب را در میان دانش اموزان ودانش پژوهان شناسایی نماید. و متولیان امر تعلیم وتربیت با بهره گیری ازنتایج این تحقیق

چرا در کشور اسلامی ایران با گذشت بیش ازدو دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی و باوجود توجه مدارس به این موضوع،انتشار کتب ورسالات مذهبی مختلف و…نسل جوان ما اهمیت کمتری به این مساله داده و گرایش به بدحجابی پیدا می کنند.هرچند تا کنون در خصوص مساله حجاب و عوامل بد حجابی سخنرانیهای زیادی شده است و کتابهای زیادی به رشته تحریر درآمده است ولی کماکان جامعه دچار بد حجابی است.

به نظر می رسد یکی از دلایل مهم گرایش رو به رشد دختران جوان به بد حجابی،عدم آشنایی آنان به مفهوم و فلسفه حجاب و رابطه دین و دستورات دینی با سعادت و شقاوت انسانهاست و همچنین نقش خانواده،مدرسه،دوستان،رسانه های گروهی و ماهواره و…از جمله مواردی هستند که در موضوع بد حجابی حایز اهمیت هستند وهر کدام در جای خود تاثیر بسزایی در کاهش ویا افزایش بدحجابی عهده دار می باشند.
دراین پژوهش سعی بر این است نقش هر کدام از عوامل فوق در میزان گرایش به بد حجابی دختران دبیرستانی مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد.امید آنکه نتایج این پژوهش بتواند در ترویج حجاب اسلامی وجلوگیری از گسترش بد حجابی و کاهش این ناهنجاری اجتماعی موثر واقع گردد.
1-2- بیان مساله پژوهش
از جمله مسایل و موضوعاتی که در تمام ادیان آسمانی و حتی در مکاتب غیر دینی از آن سخن به میان آمده است پوشش و رعایت حریم در روابط زن و مرد است.
از آنجا که جوانهای ماجامعه اسلامی زندگی می کنند و برنامه های آموزشی و تربیتی مدارس،برنامه های صدا وسیما،مراسم مذهبی،کتب ومقالات دینی والگوهای اسلامی و اجتماعی همگی درصدد تربیت جوانان ونسل جدید می باشند لکن متاسفانه آنگونه که می بایست عوامل فوق درتربیت فرزندان موفقیت مطلوبی بدست نیاورده اند و موضوع حجاب در جامعه اسلامی ما نسبت به دهه اول انقلاب کم رنگ تر شده ودر قشرها ومکانهایی به طور کلی رنگ باخته است . این مسئله ما را بر ان داشت تا به ریشه یابی عوامل موثر در گرایش دختران جوان به بدحجابی بپردازیم.
امید است یافته های این پژوهش، ریشه های کم توجهی به حجاب را در میان دانش اموزان ودانش پژوهان شناسایی نماید. و متولیان امر تعلیم وتربیت با بهره گیری ازنتایج این تحقیق
برنامه ریزی های لازم را جهت برطرف نمودن این مشکل به عمل آورند.
1-3-اهمیت وضرورت تحقیق

وجود جامعه سالم در گرو تربیت دختران سالم ومقید به احکام الهی است و وقتیکه در لباس ورفتارفرزندان تغییرایجاد شده است باید منتظر تغییر در سلامت جامعه خود و آیندگان باشیم.

در هر جامعه ای که روابط زن ومرد بر اساس عفاف باشد وزنان در خارج از دایره ازدواج خود آرا وخود نما نباشد قلبها آرام وروحها سالم خواهد بودو در هر جامعه ای که از این مسئله غافل شودغریزه جنسی تحریک پذیر شده است و برای هر دو جنس ناآرامی و طغیانگری را بدنبال خواهد داشت وثمره آن چیزی جز خیانت به ناموس دیگران ،قتل ،آدم ربایی ،حسادت ،رقابت در خود آرایی ،خود کم بینی،افسردگی، برهم خوردن روابط خانوادگی ،وجود فرزندان بی سر پرست ، بی فرهنگی و بی هویتی و در یک کلمه دوری از خدا نخواهد بود.

حال که جامعه کنون ما در این واد قدم گذاشته و خانواده ها احساس خطر و بی امنیتی برای فرزندان خود دارند ضروری است که با توجه دادن جوانان به امر حجاب و پوشش اسلامی ، اعتقادات آنها به این ارزش اخلاقی و اجتماعی تعمیق و با شناخت عوامل موثر در بوجود آوردن بد حجابی در جامعه به کمک مسئولین فرهنگی و دست اندر کاران تعلیم و تربیت بشتابیم و با مشارکت موثر خانواده ها، رسانه های جمعی و گروهی عوامل بوجود آورنده این ناهنجاری اخلاقی و اجتماعی را در حد امکان از بین ببریم تا جوانان ما بتوانند در بستری مناسب در فعالیت های مختلف اجتماعی ، فرهنگی ،اقتصادی، سیاسی جامعه حضوری فعال و موثر داشته باشند.

1-4-اهداف تحقیق
هدف این پژوهش شناسایی عوامل تاثیر گذار در نپذیرفتن پوشش و حجاب اسلامی می باشد و تلاش خواهد شد، مسایلی مانند عدم شناخت نسبت به موضوع ، برخورد نا مناسب وتند یاسهل انگاری والدین،که توجهی مراکز آموزشی ،همنشینی با دوستان ، وسایل ارتباط جمعی ،سینما ،ویدیو ، CDو ماهواره مورد بررسی قرار گیرند و نتایج آن در اختیار مسئولین آموزش وپرورش قرار گرفته تا بتوانند برای بر طرف نمودن و یا تقلیل این مشکل برنامه ریزی نمایند تا جامعه کنونی ما که دچار ناهنجاری بد حجابی شده است تا حدودی از این مشکل رها شده و زمینه تعمیق اعتقادات دختران جوان به این موضوع مهم فراهم گردد.
1-5-فرضیه هاوپرسشها
1)دختران جوان ودانش آموزان نسبت به حجاب اسلامی شناخت عمیق ندارند.
2)آیا برنامه های فرهنگی رسانه های گروهی باعث ترویج بد حجابی در بین دختران است؟
3) رفتاراولیاء ،مربیان،اقوام ودوستان درگرایش دختران به بدحجابی به چه میزان مؤثر
می باشد؟
1-6-تعاریف عملیاتی
در این پژوهش بعضی از تعاریف و واژه ها و کلمات بکاربرده شده دارای معانی خاص هستند که به شرح زیر در خصوص آنها توضیح داده می شود:
حجاب و پوشش:منظور حفظ احکام واجب اسلامی درمورد حجاب یعنی پوشش تمام بدن به جز قرص صورت از رستنگاه مو تاچانه ودستها تا مچ.
بدحجاب:کسی که حدود حجاب را که در بالا گفته شد رعایت ننماید.
ادیان:منظورازادیان در این پژوهش دین های آسمانی است شامل اسلام، مسیحیت ، یهودیت،و ادیان دیگر مانند زرتشت،و…میباشد
الگوها ونمونه های اسلامی:زنانی که به خانواده پیامبر اسلام(ص)منسوبند و زنان دیگر که،مسلمانان در طول تاریخ از آنها تاثیر پذیرفته اندمانند حضرت زهرا (س)،حضرت زینب کبری(س)،حضرت خدیجه وحضرت هاجر.
2-1-ریشه پیدایش بد حجابی در جهان

اگربه اوضاع حجاب دردو یا سه قرن قبل نگاه کنیم خواهیم دید که تقریبا درهمه نقاط جهان واز جمله غرب زنها دارای پوشش مناسبی بودند ونمونه های مبتذل امروزی درشکل لباس وحجاب زنها دیده نمی شود.پیدایش نظریات فلسفی ومکاتب جدید که عمدتا رابطه انسان را با ماوراء طبیعت قطع ویا ضعیف کردند وبعد ازشیوع نظریات روانشناسانه و جامعه شناسانه پیروان روابط آزاد زن و مرد، تغییرات اساسی درجهان بینی و فرهنگ مردم (ازجمله چگونگی پوشش زنان و نحوه ارتباط زن و مرد)ایجادشد.همه انحراف ها وبد بختی ها زمانی شروع شد که بشرقوانین کامل و حیات بخش الهی را که متضمن سعادت درهمه زمینه هاست کنارزد ودست به دامن کشفیات،تجارب واطلاعات ناقص بشری برای تنظیم برنامه زندگی شد وازطرفی اسیرهواهای نفسانی وانحرافات فکری خودگشت وقوانینی بدون احاطه کامل برجنبه های وجودی انسان وضع نمود.ازجمله این قوانین درخصوص مسائل جنسی وروابط بین زن و مرداست که ازافراط وتفریط خالی ومبری نیست.عده ای مانندکلیسای کاتولیک،غریزه جنسی را پلید شمردند وعلووتعالی بشررا درعدم ازدواج وسرکوبی این غریزه انگاشتند وازدواج رابه قدری زشت می دانستندکه بعضی ازکشیشها دراثر فشارجنسی مجبوربه همجنس بازی شدند،ووقتی این مساله درسراسرجهان افشاوعلنی گردیدروسای کلیسااعلام کردندکه همجنس بازی گناه صغیره است ولی ازدواج گناه کبیره است!!!عده ای دیگر به اصطلاح روانشناس ، روانکا و، جامعه شناس وفیلسوف كه درواقع اسیرهوس های نفسانی وعقده ها و تعصبات مختلف بودنداعلام کردند که تمام بدبختی های انسان،ازمحدودیت قوای جنسی است چرا که این محدودیت باعث عقده های روانی می شود واگرافردازکودکی با مسائل جنسی آشنا نباشند،درآینده نقش همسری را خوب ایفا نمی کنند ولی اگرشهوت جنسی آزادانه وبدون محدودیت ارضاءشود،دیگرمزاحمتی برای آنان ایجاد نخواهد کردوانسان می تواندبدون دغدغه وتشویش به اموردیگرزندگی خویش بپردازد.هرچندعواملی مانندآب وهوا،آداب ورسوم،مسائل اقتصادی،سیاسی درایجادفرهنگ بی حجابی موثرند ولی اگر اصلی ترین عامل را بخواهیم،جهانبینی و انسان شناسی است که بیشترین تاثیررا درفرهنگ آن جامعه ایفا می کند.درفرهنگ غرب قرنهاست که خدا زدایی آغاز شده است.اندیشه هایی چون انسان مداری و اصالت انسان به جای خدا محوری،علم پرستی واصا لت علوم تجربی به جای مذهب رایج شده

است انسان در غرب هیچگونه مسولیتی دربرابر خدا ندارد.
صحنه زندگی صحنه مسابقه ورفاه است انسان از تمام امکانات موجود در این جهت باید استفاده کند که یکی از آن وسائل غریزه جنسی وزن است.واژه آزادی وزن ازجمله واژه های غریب ومظلوم است که همیشه در تاریخ مورد ظلم وکج فهمیهای زیادی قرار گرفته ،در مناطق غربی آزادی یعنی بی قیدوبندی ورفع محدودیت از همه غرایز ویکی از ریشه های این آزادی افسار گسیخته،تحقیر ولگد مالی شخصیت زن در گذشته ودر نقاط مختلف جهان است. روزی زن چون کالا توسط پدر شوهر در بازار ها به فروش رسیده ،زمانی دیگر به علت مرگ شوهر به همراه اوزنده به گورشده وزمانی حق ارث،حق رای،حق انتخا ب سرنوشت ونوع زندگی خود را نداشته،این تحقیرها وسخت گیری های کلیسا باعث شدوقتی که قدرت کلیسا کاهش یافت فشارها وتفریط ها به یک انفجار وافراط تبدیل شود، زنان برای کسب حیثیت ومرتبت اجتماعی و جبران حقارت های گذشته خویش وارد یک مسابقه بزرگ با مردان شدند وبرای سبقت برمردان از جاذبه های جنسی خود بعنوان یک سلاح استفاده کردند.حکایت غرب دراین مورد،مثل شخصی است که برای ازبام نیفتادن ازیک سو،آنقدرعقب می رود که از سوی دیگربه زمین بیفتد منتهی این بارشخصیت وحیثیت انسانی زن با کمک خود او لگد مال می شود ودراین بین روانشناسی نیز به کمک آزادی غربی آمده وفرویدیسم ظهورمی کند که عقده های جنسی منشا همه گرفتاریهاست و باید غریزه جنسی بدون هیچ محدودیتی ارضاءشود. ظهورمکتب اومانیسم ازعلل دیگراین فاجعه و بحران بود.دراین مکتب،روح دین نفی شد و سپس انسان و خواسته های او محور ارزشها قرارگرفت .اومانیسم انسان را دارای روح الهی نمی داند وصحبتی از ارزشهای الهی ورستگاری حقیقت نمی کند…دیگر خدا و قوانین او بر انسان حاکم نیست واین انسان است که باید برای همه شئونات زندگیش قانون وضع کند ،آن هم قانونی که بر مبنای میل او باشد.دین حق هیچگونه دخالت و اظهار نظر در شئونات مختلف زندگی ندارد چرا که پیروی از باید و نباید های دینی،مخالف آزادی انسان است.به عبارت دیگر یا دین یا انسان !!!اخلاق،هنر،ادبیات و غیره، همه باید براساس خواست انسان باشد و میل او میزان خوب وبد وحق و باطل بودن است عاملی که جدای از این علل ،مزید بر علت شده،علاقه زنان به خود آرایی و خود نمایی بوده وهست.آری وقتی معنویت وارزشهای انسانی از جامعه رخت بر بست وخدا در آن نقش نداشت و کمالات روحی، دیگر کمال محسوب نشدند،وقتی شخصیت انسان برابرباجسم اوشد،کسی با شخصیت تر است که جنبه های ظاهری

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی شناخت عوامل مؤثر در بد حجابی دانش آموزان دختر ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی شناخت عوامل مؤثر در بد حجابی دانش آموزان دختر – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
شناخت عوامل مؤثردر بد حجابی دانش آموزان دختر;پوشش اسلامی;عوامل موثر در بد حجابی دانش آموزان دختر

بررسی روابط زوجین با والدین خود و مشکلات ناشی از آن رشته روانشناسی و علوم تربیتی doc

والر در این باب اشاره دارد به گرایش ناآگاهانه ای كه در افراد وجود دارد، میل به این باشد كه در زندگی زناشویی خویش تصویر دوست داشتنی والدین خود را جستجو می كنند (همان) با این نكته در حقیقت می توان این پرسش را مطرح كرد كه آیا فرد در انتخاب همسر خود آزاد است گاه ندانسته انتخاب می كند كه همسان والدین خود باشد؟ آیا پدر و مادر علی رغم آزادگذاردن فرزندان

به صفحه دریافت بررسی روابط زوجین با والدین خود و مشکلات ناشی از آن خوش آمدید.

امیدواریم که بررسی روابط زوجین با والدین خود و مشکلات ناشی از آن همان چیزی باشد که نیاز دارید.

قسمتی از متن و توضیحات بررسی روابط زوجین با والدین خود و مشکلات ناشی از آن را در زیر مشاهده می کنید.

والر در این باب اشاره دارد به گرایش ناآگاهانه ای كه در افراد وجود دارد، میل به این باشد كه در زندگی زناشویی خویش تصویر دوست داشتنی والدین خود را جستجو می كنند (همان) با این نكته در حقیقت می توان این پرسش را مطرح كرد كه آیا فرد در انتخاب همسر خود آزاد است گاه ندانسته انتخاب می كند كه همسان والدین خود باشد؟ آیا پدر و مادر علی رغم آزادگذاردن فرزندان

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 112

حجم فایل: 123 کیلو بایت

فهرست مطالب

فصل اول —————————————————

مقدمه —————————————————–

بیان مسئله ————————————————–

اهمیت و ضرورت ———————————————

فصل دوم—————————————————

پیشینه داخلی ————————————————

مقاله ——————————————————

مصاحبه اكتشافی و مصاحبه كارشناسی —————————–

فصل سوم—————————————————

تحلیل نظری ————————————————-

مدل نظری ————————————————–

فصل چهارم————————————————-

روش شناسی تحلیل ——————————————-

روش تحقیق ————————————————-

جامعه آماری ————————————————

شیوه انتخاب واحد نمونه—————————————–

روش گردآوری ———————————————-

سئوالات و فرضیات تحقیق —————————————

تعریف عملیاتی ———————————————–

فصل پنجم—————————————————

یافته ها—————————————————–

فصل ششم————————————————–

نتیجه گیری————————————————–

محدودیت ها————————————————-

فصل هفتم ————————————————–

ضمایم—————————————————–

پرسشنامه—————————————————

آراء صاحبنظران———————————————-

منابع ——————————————————

چکیده :

این پژوهش باهدف بررسی روابط زوجین با والدین خود و تاثیراتی که این روابط بر روابط بین زوجین می گزارد و مشکلاتی که طی آن به وجود می اید در بین زنان و مردان متاهل شهر کاشمر انجام گرفته است

این تحقیق دارای یک پیشینه داخلی ، مقاله و مطالعات اکتشافی است .

نمونه گیری به صورت تصادفی صورت گرفته ، داده ها از طریق پرسشنامه جمع اوری و تحلیل شده است و نتایج آن به این شرح است :

زوجین به دلیل عدم آشنایی با خصوصیات رفتاری همسر خود و همچنین عدم استقلال فکری ، فضای پدر سالارانه و مادر سالارانه خانواده از والدین خود در بروز مشکلات ناشی از آن خط میگیرند و تحت تاثیر والدین خود قرار میگیرند .

مقدمه :

والر در این باب اشاره دارد به گرایش ناآگاهانه ای كه در افراد وجود دارد، میل به این باشد كه در زندگی زناشویی خویش تصویر دوست داشتنی والدین خود را جستجو می كنند (همان) با این نكته در حقیقت می توان این پرسش را مطرح كرد كه آیا فرد در انتخاب همسر خود آزاد است گاه ندانسته انتخاب می كند كه همسان والدین خود باشد؟ آیا پدر و مادر علی رغم آزادگذاردن فرزندان خود را در این امر، در واقع نفوذ گاه كاملاً ناآگاهانه ای برایشان اعمال نمی كنند.

جامعه شناسان در تشریح رفتار انسان به وسیله محیط پیرامون برای تبیین حال، به تعمق در گذشته نمی پردازند كه این كار روانكاوان است.

ترمان عقیده داردكه مرد خواستار ازدواج با دختری است كه مادرش را در خاطره او زنده می كند پاتریك نیز بر شباهت خصوصیات ظاهر زن با خصایص مادر تكیه می كند.

نتیجه گیری استروس مبنی بر اینكه هر یك از والدین در موضعی قرار می گیرند كه از آن بر فرزندان خود تاثیر گذارند، می تواند به ما نشان دهد كه در حقیقت بنیان تصویر آرمانی زناشویی در واكنش غریزی فرزند نسبت به مادر یا پدر خویش قرار ندارد بلكه بر اساس این تصویر مبتنی بر رفتارهای عاطفی آنهاست . نظریه همسان همسری به معنای این اصل است كه در زندگی به ویژه آن كسانی كه با هم ازدواج می كنند كه مانند هم هستند به عقیده بسیاری از دانش پژوان شباهات و همسانی از نظر فردی یا اجتماعی، فرهنگی و … نخست اشخاص را به سمت خود جلب می كند و آنگاه پس از آن كه وصلت كردند خوشبختی خانوادگی آنها را تامین می كند (همان) فرضیه هایی كه از این نظریه استخراج می شود:

R والدین با القاء طرز تفكر خود بر فرزندان خود اعمال نفوذ می كنند.

R زوجین در زندگی زناشویی تصویر والدین خود را جستجو می كنند.

2-3 نظریه میدانی لوین

بسیاری از شرایط اجتماعی از جمله شرایط زن و شوهر به شدت وابسته به شرایط زمانی و مكانی می باشد. شرایطی كه با دارا بودن عناصر مختلفی می توانند در ابعاد گوناگون بر زندگی زن و شوهر از جمله رضایت و موفقیت در زندگی آنها موثر باشد بررسی اختلافات خانوادگی در قالب شرایط زمانی و مكانی خاص، ایجاب می كند كه از نظریه میدانی لوین نیز استفاده شود. (مهدوی، 1375؛ 28).

لوین واژه فیلو (پهنه یا میدان) را از فیزیك برگزیده است و همانند آن رفتار انسانی را تابع عوامل مختلفی و به هم پیوسته می داند وی این عوامل را نیروهای میدان می نامد.

لوین عوامل مذكور را به دو گروه تقسیم می كند خصوصیات شخصی و محیطی بدین ترتیب رفتار هر فرد تابع خصوصیات شخصی او و خصوصیات محیطی است. (همان)

با استفاده از این می توان بسیاری از مسایل جامعه شناختی از جمله اختلافات خانوادگی را مورد تبیین قرار داد لوین معتقد است كه به منظور بررسی زندگی زن و شوهر، باید عوامل محیطی و روانی مربوط به شرایط زن و شوهر كه شامل انتظارات و خصوصیات همسر نیز می شود مورد تحلیل قرار گیرد (مهدوی،‌ 1375؛ 29).

از نظر لوین شخصیت و محیط مستقل از هم نیستند بلكه ارتباط تنگاتنگی با هم دارند وی ارتباط و وابستگی متقابل عناصر فوق را در مجموع فضای زندگی می نامد (همان)، به این ترتیب نزاع زن و شوهر از دیدگاه این نظریه به قرار زیر است. دیگران مهم ومیزان آگاهی بر رضایت زوجین در نتیجه بر میزان اختلافات خانوادگی موثر است.

فرضیه های مرتبط با این نظریه:

R زوجین به دلیل عدم شناخت از هم از والدین خود راهنمایی می جویند.

R فضایی كه زوجین در آن رشد كرده اند بر اعتماد به نفس زوجین موثر است.

3-3 نظرات كارشناسان و سایر موارد:

در برخی موارد ممكن است زوجین تحت تاثیر راهنمایی های اشتباه والدین خود قرار گیرند و درگیری هایی را درخانواده ایجاد كنند. در اینجا نیاز است بزرگترها و والدین بین احترام و شان ومنزلت والدین و همچنین دخالت تفاوت قایل شوند ( باباصفری، 271،‌ 39).

از نظر ویژگی های اجتماعی و فردی معمولاً‌ زوجینی كه به والدین خود اجازه دخالت در زندگی خود را می دهند معمولاً ‌افرادی هستند كه از كودكی حق انتخاب نداشته اند حتی در زمان ازدواج والدین برای آنها تصمیم گرفته اند و از كودكی به والدین خود متكی بوده در مقابل این گونه فرزندان والدین نیز به كودكان خود اجازه تصمیم گیری را نداده اند امروز نیز كه مستقل شده اند هنوز شیوه قدیمی را به كار می برند.

فرضیه های استخراج شده در این بخش والدین و بزرگترها تفاوت بین احترام و دخالت را نمی دانند. زوجین تحت تاثیر رفتار عاطفی والدین به سمت آنها گرایش دارند.

زوجین به دلیل عدم استقلال فكری در زندگی زناشویی از والدین خود خط می گیرند.

استقلال فكری زوجین

4-3 مدل نظری تحقیق

R استقلال فكری زوجین بر روابط زوجین با والدینشان موثر است.

R وابستگی های عاطفی زوجین به روابط آنها با والدینشان مربوط است.

R تحصیلات بر روابط زوجین با والدینشان در هنگام بروز مشكل تاثیر دارد.

6- متغیرهای پژوهشمتغیر وابسته این تحقیق روابط زوجین با والدینشان است و متغیرهای مستقل شامل استقلال فكری زوجین، شناخت زوجین از هم، القاء تفكرات والدین به زوجین،‌ وابستگی های عاطفی زوجین، فضای رشد زوجین در خانواده (پدرسالار یا مادرسالار بودن)، تحصیلات

7- تعریف عملیاتی

تعریف عملیاتی متغیرها در جدول زیر انجام شده است.

متغیر

شاخص

سئوالات

سطح سنجش

تحصیلات

مدرك

تحصیلات شما چقدر است

ترتیبی

استقلال فكری

مدرك

نظرات دیگران تا چه حد در تصمیم گیری شما نقش دارد

ترتیبی

شناخت خصوصیات رفتاری

مدرك

شما تا چه حد از لحاظ فكری همسرتان را می شناسید

ترتیبی

وابستگی عاطفی

درد دل

شما چقدر با والدین خود درد دل می كنید

ترتیبی

القاء تفكرات والدین به زوجین

درد دل

هنگام بروز مشكل شخصی برای شما برخورد والدینتان چگونه است

اسمی

القاء تفكرات والدین به زوجین

درد دل

هنگام بروز اختلاف با همسرتان برخورد آنها چگونه است

اسمی

فضای پدر سالارانه یا مادرسالار

درد دل

در خانه پدری شما چه كسی حرف آخر را می زند

اسمی

تفاوت احترام و دخالت

درد دل

دخالت در امور خانه از ناحیه عضوی از خانواده همسر

اسمی

متغیر وابسته

سوال

سطح سنجش

رابطه زوجین با والدین

ارتباط شمابا والدینتان چگونه است

ترتیبی

فصل چهارم

روش شناسی تحقیق

مقدمه:

در این فصل به ویژگیهای روش شناسی تحقیق می پردازیم كه شامل روش تحقیق، جامعه آماری و حجم نمونه، شیوه انتخاب واحد نمونه، روش گردآوری سوالات تحقیق و فرضیات، متغیرهای پژوهش و تعریف عملیاتی متغیرها می باشد.

1. روش تحقیق: روش تحقیق در این پژوهش پیمایش است. این روش متداولترین روشی است كه در تحقیقات اجتماعی به كار می رود. پیمایش جمع آوری اطلاعات به عنوان راهنمایی عملی توصیف یاپیش بینی و یا به منظور تجزیه و تحلیل روابط بین برخی متغیرها است. این تحقیق از نظر معیار وسعت (كلان، میانه، خرد) در سطح خرد است و از لحاظ سطح تحقیق از نوع توصیفی تبیینی می باشد.

2. جامعه آماری و حجم نمونه: جامعه آماری این پژوهش 50 نفر از زنان و مردان متاهل در شهر كاشمر است .

3. شیوه انتخاب واحد نمونه: از بین خیابانهای اصلی و فرعی شهر كاشمر به طور تصادفی چند منطقه انتخاب شده و در بین این مناطق كوچه هایی به طور تصادفی انتخاب و پرسشنامه به صورت تصادفی سه تا در میان بین خانه های مسكونی توزیع شده است.

4. روش گردآوری: ابزار اصلی جهت جمع آوری اطلاعات در این تحقیق پرسشنامه است كه توسط محقق ساخته شده شامل 11 سوال بسته می باشد.

5. سوالات و فرضیات تحقیق:

1-5. سوالات:‌

1. آیا روابط زوجین با والدین خود در روابط آنها با هم تاثیر دارد؟

2. آیا این تاثیر مفید است یا مضر؟

3. آیا مشكلاتی ایجاد می كند چگونه مشكلاتی؟

4. والدین كه در زندگی فرزندانشان مشكل ایجاد می كنند چه ویژگی های فردی رواج دارند؟ ( توصیفی)

5. زوجینی كه تحت تاثیر والدین خود هستند چه ویژگی هایی دارند؟ ( توصیفی)

2-5. فرضیات تحقیق:

القاء تفكرات والدین بر روابط زوجین با هم تاثیردارد.

فضایی كه زوجین در آن رشد كرده اند براعتماد به نفس آنها موثر است. ارتباط زوجین با والدینشان به دلیل عدم شناخت از هم بر روابط آنها با هم تاثیر دارد.

ارتباط زوجین با والدینشان به برداشت آنها از احترام فرزندانشان مربوط است.

براساس جدول فوق 0.18پاسخگویان مردو.0.82زن بوده اند

براساس جدول فوق .0.28پاسخگویان زیر دیپلم 0.56دیپلم0.16لیسانس بوده اند

براساس جدول فوق 2%پاسخگویان کم 22%متوسط 24%زیاد 22%خیلی زیادبا خصوصیات همسرشان اشنا بوده اند

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی روابط زوجین با والدین خود و مشکلات ناشی از آن ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی روابط زوجین با والدین خود و مشکلات ناشی از آن – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی روابط زوجین با والدین خود و مشکلات ناشی از آن;روش شناسی تحلیل ;روابط بین زوجین

بررسی تفاوت بلوغ عاطفی در بین دانشجویان خانم مجرد و متأهل 18 تا 30 سال رشته روانشناسی و علوم تربیتی doc

پژوهش حاضر بررسی تفاوت بلوغ عاطفی در میان خانم های مجرد و متأهل در مقطع كارشناسی دانشگاه سیستان وبلوچستان است جامعه این پژوهش كه نمونه ما از آن انتخاب شده كل دانشجویان خانم دانشگاه سیستان و بلوچستان است نمونه این پژوهش شامل 160 نفر می باشد كه 80 نفر مجرد و 80 نفر متأهل می باشد كه به روش تصادفی انتخاب شده است پژوهش حاضر به این سئوال محقق پاسخ می د

به صفحه دریافت بررسی تفاوت بلوغ عاطفی در بین دانشجویان خانم مجرد و متأهل 18 تا 30 سال خوش آمدید.

امیدواریم که بررسی تفاوت بلوغ عاطفی در بین دانشجویان خانم مجرد و متأهل 18 تا 30 سال همان چیزی باشد که نیاز دارید.

قسمتی از متن و توضیحات بررسی تفاوت بلوغ عاطفی در بین دانشجویان خانم مجرد و متأهل 18 تا 30 سال را در زیر مشاهده می کنید.

پژوهش حاضر بررسی تفاوت بلوغ عاطفی در میان خانم های مجرد و متأهل در مقطع كارشناسی دانشگاه سیستان وبلوچستان است جامعه این پژوهش كه نمونه ما از آن انتخاب شده كل دانشجویان خانم دانشگاه سیستان و بلوچستان است نمونه این پژوهش شامل 160 نفر می باشد كه 80 نفر مجرد و 80 نفر متأهل می باشد كه به روش تصادفی انتخاب شده است پژوهش حاضر به این سئوال محقق پاسخ می د

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 77

حجم فایل: 53 کیلو بایت

بررسی تفاوت بلوغ عاطفی در بین دانشجویان خانم مجرد و متأهل 18 تا 30 سال دانشگاه سیستان

عنوان صفحه

چكیده 2

فصل اول: طرح تحقیق

1-1- مقدمه 3

1-2- بیان مسئله 4

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش 6

1-4- اهداف پژوهش 9

1-5- سؤالهای پژوهش 9

1-6- تعاریف نظری 10

1-7- تعاریف عملیاتی 11

فصل دوم: پیشینة تحقیق

2-1- پیشینة تحقیق

2-2 پیشینة نظری 12

تاریخچه روانشناسی بلوغ 13

مفهوم بلوغ و تفاوت آن با نوجوانی 13

عوامل مؤثر در بلوغ 14

بلوغ از دیدگاه روانشناسان 14

عاطفه چیست 17

جایگاه عاطفه در مغز از نظر زیستی 18

مراحل تشكیل هویت در جوانان دانشگاهی 19

الگوی تحور روانی- اجتماعی 19

تكالیف تحولی هویهورست برای نوجوانان 21

رشد و تكامل هیجانی- عاطفی 22

رشد هیجانی و عاطفی در نوجوانان 23

نیازهای عاطفی فرد و اهمیت آنها 24

رشد و تكامل اجتماعی 25

ترك خانه پدری 26

تأثیر روانی وارد شدن به دانشگاه 26

تعادل عاطفی روانی نوجوان 27

خودمحوری نوجوانان 28

خود پنداره و انواع خود 29

الگوی اریك اریكسون درباره هویت 31

آسیب پذیری و انعطاف پذیری در فرد 32

عوامل حفاظتی انعطاف پذیری 33

انواع هویت 34

بحرانهای دوره نوجوانی 38

2-3- پیشینه عملی 39

فصل سوم: اجرای تحقیق

3-1- جامعه آماری 42

3-2- نمونه آماری و روش نمونه گیری 42

3-3- ابزار گردآوری داده ها 43

3-4- روش گرد آوری داده ها 45

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته ها

4-1- تجزیه و تحلیل یافته ها 46

4-1-1- اطلاعات مربوط به سؤال اول پژوهش 47

4-1-2- اطلاعات مربوط به سؤالهای 2 تا 5 پژوهش 47

4-2- داده های جانبی 48

نمودار چند ضلعی فراوانی مشاهده شده 50

نمودار ستونی فراوانی مشاهده شده 51

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1- بحث و نتیجه گیری 52

5-2- محدودیت ها 55

5-3 پیشنهادات 55

پیوست

منابع و مآخذ

چكیده:

پژوهش حاضر بررسی تفاوت بلوغ عاطفی در میان خانم های مجرد و متأهل در مقطع كارشناسی دانشگاه سیستان وبلوچستان است.

جامعه این پژوهش كه نمونه ما از آن انتخاب شده كل دانشجویان خانم دانشگاه سیستان و بلوچستان است. نمونه این پژوهش شامل 160 نفر می باشد كه 80 نفر مجرد و 80 نفر متأهل می باشد كه به روش تصادفی انتخاب شده است. پژوهش حاضر به این سئوال محقق پاسخ می دهد كه آیا بین دانشجویان خانم مجرد یا متأهل از نظر بلوغ عاطفی تفاوت معناداری وجود دارد یا نه؟

ابراز تحقیق پرسشنامه مقیاس بلوغ عاطفی از بهارگاوا می باشد كه مشتمل بر 48 سؤال است بعد از اجرای پرسشنامه و تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده با استفاده از آمار توصیفی شامل محاسبه جداول فراوانی و نمودارها می باشد و آمار استنباطی كه شامل آزمون خی 2 می­باشد پژوهش به صورت زیر بدست آمد:

«در بین دانشجویان خانم مجرد و متأهل دانشگاه سیستان و بلوچستان تفاوتی از نظر بلوغ عاطفی وجود ندارد و تفاوت بی معنی است»

1-1- مقدمه

دوره بلوغ دورانی مبهم از نظر شناخت خصایص و دوران تمایلات متضاد است. با ورود كودك به دنیای نوجوانی و بلوغ، ولادتی تازه و مرحله ی ویژه و مستقل از دوره های قبل و بعد پدید می آید كه آن را مرحله انتقال، مرحله نجات از كودكی دوران تحولات همراه با دگرگونی های سریع و غافلگیر كننده، مرحله طوفان حیات و مرحله نجات از طفیلی گری نیز می نامند.

افراد در این دوران احیاناً‌ با ترس و بیم هایی مواجه می گردند كه رفع و تعدیل آن نیازمند به حمایت از سوی والدین و مربیان است. (قائمی، 1380، ص 22)

موارد زیر از جمله تغییرات دوران بلوغ است:

– تحولی در اندام او ایجاد شده و شرایط جدید، تعادل اندامی او را بهم می زند.

– در عواطف و احساسات او نیز تغییر پدید می آید و موجب دگرگونی هایی در خشم و ترس و محبت او و … می شود.

– در جنبة‌ ذهن او نیز تحولات رو به رشدی ایجاد می گردد و هوش و عقل و اندیشه و تخیل او را دگرگون می سازد.

– در جنبه روان او در عرصه های فطری و وجدانی،‌ آزادی خواهی و استقلال طلبی، ستایش و نیایش، حقیقت دوستی، و … دگرگونی هایی ایجاد می شود.

– و بالاخره در غدد درونی جوش و خروش و دو غده جنسی شكفتگی و بیداری خاصی پدید می آید كه موجد خواسته هایی در اقناع غریزی می گردد. (قائمی، 1380، ص 28)

1-2- «بیان مسئله»‌

بسیاری از افراد در سنین جوانی و نوجوانی به بلوغ عاطفی دست پیدا نمی كنند در صورتی كه اكثر افراد به بلوغ جنسی و بلوغ تا سن زیر 20 سال دست پیدا می كنند ولی یا به بلوغ عاطفی نمی رسند یا خیلی دیر به این بلوغ می رسند بلوغ عاطفی به این معناست كه فرد به حدی از پختگی می رسد كه می تواند راه حلهای پیچیده تری برای مشكلات روزمره عاطفی خود پیدا كند و از احساس خود به صورت پیچیده تری برای حل این مشكلات استفاده كند و توانایی كنترل نوسانات شدید آن را دارد این مسئله مهم است كه آیا افراد ابتدا به یك بلوغ نسبی عاطفی دستی می یابند و بعد سعی می كنند به زندگی مشترك قدم گذارند یا وقتی ازدواج كردند و زندگی مشتركی را با فرد دیگری آغاز كردند این بلوغ در آن ها رشد می كند بسیاری از افراد معتقدند كه فرد ابتدا باید از لحاظ اقتصادی و اجتماعی به یك استقلال دست پیدا كنند و بعد به نیازهای عاطفی خود توجه داشته باشند. امروزه در بین دختران مجرد افسردگی زیاد دیده می شود این كه فردی نمی تواند عواطف خود را به درستی بشناسد و به طبع نحوه كنترل و ابراز آن ها را نمی داند حالا یا آن ها را به شكل نادرست ابراز می كند یا آن ها را سركوب و انكار می كند و در نهایت مسئله اصلی این پژوهش كه ما به بررسی آن می پردازیم این است آیا بین دانشجویان خانم مجرد و متأهل از لحاظ بلوغ عاطفی تفاوت معناداری وجود دارد یا نه؟ به عبارتی آیا ازدواج تأثیری در بلوغ عاطفی افراد می گذارد یا نه؟‌

مسئله بلوغ عاطفی مسئله ای است مهم كه اگر افراد به آن توجه نكنند ممكن است در زندگی آینده و مشتركشان با فرد دیگری به مشكل برخورد كنند مسلماً‌ كسی كه از نظر عاطفی به سطحی از رشد و بلوغ نرسیده است نمی تواند زندگی مسالمت آمیزی را با فرد دیگری داشته باشد زیرا كه او هنوز تسلطی بر عواطف و احساسات خود ندارد و اینكه نمی داند چگونه آنها را كنترل كند؟ پس اگر ما بدانیم كه فرد آینده شریك زندگیمان به بلوغ عاطفی رسیده و شرایط گرداندن یك زندگی را دارد می توانیم به او اطمینان كرده و در مشكلاتی كه فراروی زوج قرار می گیرد را حل كنیم. لذا بدین منظور ارتباط بین دو متغییر بلوغ عاطفی و متأهل را مورد بررسی قرار می دهیم.

1-3- «اهمیت و ضرورت پژوهش»

دوران بلوغ و مراحل قبل و بعد از آن دورانی مهم و از نظر پایه گذاریها دورانی سرنوشت ساز است آغاز آن به هر گونه ای كه باشد لاجرم فرجامی خواهد داشت كه ممكن است بسیار تلخ یا شیرین داشته باشد. اكثریت افراد بعد از رسیدن به بلوغ نسبی فكری سعی در گرفتن مسئولیتهای اجتماعی می كنند كه چنین چیزی را جامعه و خانواده به شدت از آن ها طلب می كند جوان سعی می كند از لحاظ اقتصادی و اجتماعی زندگی مستقلی برای خود داشته باشد در كنار این زندگی مستقل اجتماعی به روابط با جنس مخالف می پردازند چه به بلوغ عاطفی رسیده باشند چه نه. امر ازدواج خود عامل مهمی در ایجاد بلوغ عاطفی است هر شكست عاطفی خود باعث می شود فرد تلاش بیشتری در كنترل احساسات خود كند. بسیاری معتقدند كه بلوغ عاطفی در میان زنان و مردان متأهل بیشتر از افراد مجرد دیده می شود و به رشد بیشتری رسیده است اگر رشد عاطفی و بلوغ عاطفی فرد با النسبه كامل باشد قابلیت انطباق او بالاست و تمایلات بازگشتی او كم است.

«ازدواج یك امر جهانی است كه در تمام جوامع در طول تاریخ وجود داشته و به یك مجموعه از نیازهای اساسی انسان پاسخ می دهد بقای نسل و پرورش فرزندان تحقق آرزوی دیرین كودكی برای پدر و مادر بودن دستیابی به عالیترین سطح دوستی و صمیمیت دوره جوانی و بزرگسالی ارتباط گرم و دو جانبه عاطفی و جنسی و تقسیم كار و همكاری و همراهی در طول زندگی در شمار اساسی ترین كاركردهای خانواده است. موفقیت در ازدواج حاصل عوامل گوناگون است ازدواج به موقع، همانندیهای شخصیتی شیوه های مناسب ارتباط با یكدیگر، پافشاری بر تعهدات زندگی خانوادگی و برخورداری از امكانات شغلی و مالی و رفاهی را می توان از عوامل مهم به شمار آورد از طرف دیگر كم تجربگی و ناپختگی همسران جوان، مشكلات مربوط به پذیرش هویت متفاوت طرف مقابل، خصوصیات متفاوت در خانواده و دخالتهای بی مورد و انتظارات بیجای آنان از همسران جوان و كمبودهای مالی و شغلی و تدارك وسایل زندگی و مسكن بر مشكلات این جریان پیچیده می افزاید و شاید ناشی از عدم بلوغ عاطفی باشد.»

مفهوم رفتار عاطفی بالغ در هر سطحی حاصل رشد طبیعی عاطفی است شخصی قادر به كنترل عواطف خویش است كه تأخیر در ارضا را تحمل كند بدون اینكه تأسف بخورد و رنج بكشد مورگان می گوید «یك نظر كارآمد درباره بلوغ باید تمام حیطه فردیت،‌ نیروها و توانایی لذت از این نیروها را در نظر بگیرد»

كاپلان و بارون خصوصیات شخصی را كه از لحاظ عاطفی بالغ است بررسی كرده و می گوید «او قابلیت مقاومت در برابر تأخیر در ارضای نیازها را دارد او توان تحمل میزان معقول ناكامی را دارد او به طرح و نقشه درازمدت معتقد است و می تواند توقعات خویش را بر مبنای اقتضای موقعیت به تعویق اندازد یا در آن تجدید نظر نماید.

برجسته ترین علامت بلوغ عاطفی توانایی تحمل تنش است یك علامت دیگری بی تفاوتی، برخی از انواع محركات است كه بر نوجوانان و جوانان اثر می كند و او را بی حوصله یا دستخوش احساسات می نماید بعلاوه شخص بالغ از نظر عاطفی پیوسته دارای گنجایش شادی و تفریح است كول افرادی كه از لحاظ عاطفی بالغ هستند دارای خصوصیات زیرند: مایل به غیر همجنس، درك نگرش رفتار دیگران، میل به پذیرش نگرش ها و عادات دیگران و قابلیت تأخیر پاسخهای خود.

1-4- «اهداف پژوهش»

اهداف پژوهش به دو دسته اهداف كلی و اهداف جزئی تقسیم می شود.

اهداف كلی :

بررسی تفاوت دو گروه خانم های مجرد و متأهل از نظر بلوغ عاطفی

اهداف جزئی:

1- چگونگی پدیدایی بلوغ عاطفی

2- رابطه بلوغ عاطفی با ازدواج

3- رابطه بلوغ عاطفی با دیگر انواع بلوغ مانند زیستی و روانی

1-5- «سئوالهای پژوهش»

1- آیا بین خانم های مجرد و متأهل از نظر بلوغ عاطفی تفاوتی وجود دارد؟

2- آیا از لحاظ عدم ثبات عاطفی بین افراد مجرد و متأهل تفاوتی وجود دارد؟

3- آیا از لحاظ بازگشت عاطفی بین افراد مجرد و متأهل تفاوتی وجود دارد؟

4- آیا از نظر استقلال بین افراد مجرد و متأهل تفاوتی وجود دارد؟

5- آیا از نظر سازگاری بین افراد مجرد و متأهل تفاوتی وجود دارد؟

1-6- «تعاریف نظری»

در پژوهش انجام شده كلمات و اصطلاحات به كار برده شده: بلوغ، بلوغ عاطفی، دانشجو، مجرد، متأهل دانشگاه می باشد.

بلوغ: بلوغ در لغت به معنی رسیدن، به سر رسیدن، رسیدن به سن رشد، مرد تمدن و زن تمدن، سن رسیدگی مرحله ای از زندگی است كه حد فاصل دوران كودكی و بزرگسالی است و این دوره از حیات انسانی با یك سری علائم و تظاهرات جسمانی و روانی توأم است.

بلوغ عاطفی: یعنی این كه فرد به حدی از پختگی احساسی می رسد كه راه حلهای پیچیده تری برای مشكلات روزمره عاطفی خود پیدا كند و از احساس خود به صورت پیچیده تری برای حل مشكلات استفاده می كند توانایی كنترل نوسانات شدید را دارد و یاد گرفته كه احساسات خود را كنترل كند.

دانشجو: به كسی اطلاق می شود كه بعد از اتمام دوران دبیرستان و پیش دانشگاهی از راه كنكور و قبول شدن در آن وارد دانشگاه می شود و مشغول به تحصیل می شود.

مجرد: كسی كه ازدواج نكرده و یا به تنهایی یا در كنار پدر و مادر خود زندگی می كند.

متأهل: كسی كه ازدواج كرده و دارای اهل و عیال است و از زندگی مجردی خود فاصله گرفته است.

1-7- تعریف عملیاتی

بلوغ عاطفی: بر اساس نمره ای كه فرد از پرسشنامه مقیاس بلوغ عاطفی به دست می آورد.

مجرد: افرادی كه هنوز ازدواج نكرده اند.

متأهل: افرادی كه ازدواج كرده اند.

2-1- پیشینة تاریخ ما به دو دستة نظری و عملی تقسیم می شود.

2-2- «پیشینه نظری»

تعریف بلوغ عاطفی: زمانی می توانیم فردی را از لحاظ عاطفی بالغ بدانیم که فرد کلیه عواطف و احساسات خود را به درستی بشناسد و نحوه ابراز صحیح و کنترل آنها را بداند. افسردگی از جایی آغاز می شود که فرد عواطف خویش را به درستی نمی شناسد و بالطبع نحوه کنترل و ابراز آنها را نمی داند پس یا آنها را به شکل نادرست ابراز می کند و یا آنها را انکار و سرکوب می کند.

جهت پیشگیری و کاهش این دسته از افسردگی ها چنانچه ایجاد عدالت مطالعه در خانواده و جامعه بسیار مهم است که این کار یکی از وظایف اساسی آموزش و پرورش و رسانه هایی چون مطبوعات، صدا و سیما است که متأسفانه این ارگانها نه تنها کاری در این زمینه انجام نمی دهند. بلکه در بسیاری موارد خوراکهای اطلاعات بسیار مسمومی را نیز در اختیار مخاطبین قرار می دهند و این به دلیل اهمال کاران متخصصان و نداشتن قدرت مانور آنها در این سازمانها در این رسانه ها می باشد.

تاریخچة روانشناسی بلوغ

در مطالعات تغییرات مربوط به بلوغ «ارسطو» تغییرات خاص از بلوغ جنسی را شرح داده و همچنین به تغییرات روانی همزمان با این تغییرات اشاره کرده است.«ژان ژاک روسو» در قطعه ای از خطابه مدیحه سن برنارد، بوسوئه و همچنین در کتاب چهارم امیل از اسرار دوران بلوغ که آن را تولد ثانوی نامیده است، بحث می نماید. اولین مقاله معتبر و علمی در رابطه با بلوغ توسط برنمایم در سال 1891 منتشر شد و بالاخره با پژوهشهای گسترده استانلی هال به عنوان پدر روان شناسی بلوغ نوجوانی این مطالعات وارد حیطة روان شناسی شد.

مفهوم بلوغ و تفاوت آن با نوجوانی

بررسی و تعیین مفهوم بلوغ از طرف روانشناسان بلوغ و صاحب نظران سایر حوزه های مورد بررسی قرار گرفته است. اکثریت قریب به اتفاق صاحب نظران در مورد واژه های بلوغ و نوجوانی توافق ندارند و معمولاً پیدا کردن نظریه ای مشترک بین آنها کار دشواری است. عمدتآً توجه به تغییرات جنسی در اکثریت تعاریف مورد تأکید بوده است و بلوغ را مرحلة شروع تغییرات جسمی و جنسی دانسته اند که در آغاز نوجوانی اتفاق می افتد.

عوامل مؤثر در بلوغ

در این مقولة روان شناسی بلوغ تأثیر عوامل چون عوامل اجتماعی، اقتصادی، زمان،عوامل عصبی و هورمونی را مورد بررسی قرار می دهد. از آن جائی که بلوغ به عنوان یک مفهوم کلی و گسترده جنبه های مختلفی از رشد را غافل می شود مثل بلوغ جنسی و جسمی، بلوغ عاطفی، بلوغ اجتماعی، بلوغ اقتصادی و …روان شناسی بلوغ علاوه بر ارتباط تنگاتنگ و عمیق خود با سایر حوزه های روان شناختی همچون روان شناسی رشد، روان شناسی شخصیت، روان شناسی بالینی و مشاوره با دیگر شاخه های علمی نیز ارتباط گسترده ای دارد.

بلوغ از دیدگاه روان شناسان:

پژوهشگران تا پیش از دهه هشتاد میلادی به نقش بلوغ در تحول نوجوانان توجه زیادی نداشتند شاید به این علت که در آن سالها بررسی الگوهای بدنی و جنسی اشخاص جالب توجه نمودند.

1- از دید کاپلان و بارون: خصوصیات شخصی را که از لحاظ عاطفی بالغ است بررسی کرده می گوید او قابلیت مقاومت در برابر تأخیر در ارضای نیازها را دارد او توان تحمل میزان معقول ناکامی را دارد او به طرح و نقشه دراز مدت، معتقد است و می تواند توقعات خویش را بر مبنای اقتصادی موقعیت به تعویق اندازد یا در آن تجدید نظر کند.

2- از نظر والتر، دی، اسمیت سون: بلوغ عاطفی جریانی است که طی آن شخصیت فرد مداوماً برای احراز بیش از پیش سلامت عاطفی از لحاظ روانی و فردی می کوشد.

3- ال. ای هولینگ ورث: برخی از خصوصیات اشخاصی که بلوغ عاطفی دارند را این چنین برمی شمارد:

1- او قادر به پاسخگویی تدریجی یا درجه ای از پاسخهای عاطفی است او به طریق همه یا هیچ پاسخ نمی دهد بلکه حد خود را نگه می دارد اگر کلاهش را باد ببرد دستپاچه نمی شود.

2- همچنین می تواند پاسخ های خود را به تأخیر اندازد. آنچنان که به تكانشوری فرد عالی را به تأخیر می انداخت.

3- کنترل ترحم نسبت به خود او به جای نشان دادن ترحم به خود نا آرام می کوشد آن را برای خود احساس کند.

4- طبق نظر بارنارد: معیارهای رفتار عاطفی بالغ به شرح زیر است:

– بازداری بیان مستقیم منفی

– پرورش عواطف مثبت و پیشرو

– تکامل تحمل در شرایط نامطلوب و افزایش رضایت از پاسخهای اجتماعی مطلوب

– افزایش وابستگی به اعمال

– توانایی انتخاب از میان شقوق گوناگون

– رهایی از ترس نامعقول

– درک و عمل مطابق محدودیت ها

– توانایی کسب پیروزی و حیثیت با متانت

– لذت از زندگی روزمره

– آگاهی از توان و پیشرفت دیگران

5- از نظر کول: برجسته ترین علامت بلوغ عاطفی توانایی تحمل تنش است یک علامت دیگر بی تفاوتی به برخی از انواع محرکات است که بر کودکان یا نوجوانان اثر می کند و او را بی حوصله یا دستخوش احساسات می نماید.بعلاوه شخص بالغ از نظر عاطفی پیوسته دارای گنجایش شادی و تفریح است او از کار و تفریح هر دو لذت می برد.

6- از نظر فرد مک کینی: افرادی که از لحاظ عاطفی بالغ هستند دارای خصوصیات زیرند: مایل به غیر همجنس، درک نگرش و رفتار دیگران، میل به پذیرش نگرش ها و عادات دیگران و قابلیت تأخیر پاسخ های خود

7- از دید سئول: اگر رشد عاطفی فردی با انسبه کامل باشد قابلیت انطباق او بالاست، تمایلات بازگشتی او کم است و حساسیت های او در حداقل است. مرتباً برای نیل به تلفیق سالم احساس، تفکر و عمل می کوشد.

8- مورگان: یک نظر کارآمد درباره بلوغ عاطفی باید تمام حیطة فردیت، نیروها و توانایی لذت از این نیروها را در نظر بگیرد.

عاطفه چیست:

کودک در اوایل تولد خود 2 احساس بیشتر ندارد یکی احساس خوشحالی و دیگری ناراحتی که عکس العمل اولی خنده و دومی گریه است این احساس اولیه که لذت والم مقدماتی می باشد انفعال نیز گفته می شود ولی به مرور که سن افزایش یابد و کودک بتواند به تجزیه و تحلیل انگیزه ها پرداخته و در ذهن خود تغییراتی را به عمل آورد می بینم که یک انگیزه ممکن است انفعالات مختلفی به وجود آورد که ترکیب آن ها یک حالت بخصوصی به وجود می آورد که به آن عاطفه می گوییم از همین لحاظ است که گودیناف گفته است کسانیکه بتوانند در مقابل عواطف استقامت نموده و آن را کنترل نماید افرادی سعادتمند می باشند زیرا «گزل» عواطف بر استقامت شخص در مقابل حوادث و محرکهای اجتماعی می افزاید او می گوید تمام بدبختی ها ی بشری از بی انضباطی هیجانات و عواطف شدید آن حاصل می گردد هوش و دانش و استعداد در مقابل عواطف شدیدی اثر و قطره ای هستند در دریای عواطف. اگر شخص به بلوغ برسد به ندرت تسلیم هیجانات می شود و حرکات نامطبوعی ظاهر می سازد.

«جایگاه عاطفه در مغز از نظر زیستی»

آنتونیوراماسید معتقد است که عواطف در تصمیم گیری ها و رفتار اجتماعی ما نقشی مثبت دارند، و نیز اینکه بیمارانی که در ناحیه ونترومیدیال (قسمت پیشین قطعة پیشانی) دچار ضایعه شده باشند قادر به احساس عواطف نیستند و در نتیجه فاقد تصمیم گیری درست و رفتار اجتماعی معقول (که تا حدودی از معیارهای بلوغ عاطفی است) هستند. اگر نظریة راماسید درست باشد ممکن است لازم باشد که ما در تصورات و عقاید خود نسبت به ارادة آزاد مسئولیت اخلاقی وجدان اجتماعی و بسیاری از مسائل دیگر تجدید نظر کنیم.

همة این نتایج برگرفته از دو آزمایش است که دانشمندان و محققانی در مورد آسیب دیدگی مغز فردی که مغزش مورد صدمة یک میلة آهنی بر اثر انفجار شده بود و دیگری توموری که در مغز موری رشد کرده بود انجام شده و تحقیقات به عمل آمده این طور نشان می داد که افرادی که آسیبی در قسمتی از مغز خود داشتند دچار تغییر شخصیت و و خلق و خو شده بودند که با پیگیری و بررسی این دانشمندان مشخص شد که ناحیة مشخصی در مغز وجود دارد که آسیب دیدنش موجب تغییر عواطف می­شود.

«مراحل تشکیل هویت در جوانان دانشگاهی»

متخصصین عقیده دارند بحران هویت در نوجوانان دبیرستانی ناشی از مسائل جدی می باشد که آیا با گروه هم سن تطابق یابند یا قضاوت اخلاقی و ارزشهای شخصی را حفظ نمایند، به تغییرات جسمی خود چگونه بنگرند در نظام اجتماعی دبیرستان چه نقشی را به عهده گیرند در حالیکه جوانانی که دبیرستان را به اتمام رسانده اند مسائل هویت را در قالب نقشهای آتی اجتماعی، شغلی و ارزش می شناسد.

الگوی تحول روانی- اجتماعی

در الگوی تحول روانی- اجتماعی، اریک اریکسون و رابرت هویهورست بر نقش کلیدی و مهم توالی زمان وقوه رویدادهای زندگی به عنوان عوامل تعیین کننده تحول تأکید دارند. سازگاری بستگی به این دارد که افراد تکالیف مهمی را که در موقعیتهای مختلف زندگی تان مواجهه می شوند. با موفقیت پشت سر گذرانید. این تکالیف شامل کسب مهارتهای اجتماعی و شناختی است که البته ارزش آنها، به فرهنگ و جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند بستگی دارد. اریکسون هشت مرحلة تحول روانی- اجتماعی را که شامل دوره زندگی است توصیف کرده :

مراحل تحول در نظریه اریکسون

مرحله

تكالیف تحولی

طفولیت

نوپا

اوایل كودكی

اواسط كودكی

نوجوانی

اوایل بزرگسالی

اواخر بزرگسالی

اعتماد در برابر عدم اعتماد- طفل نسبت به مراقبان خود دارای اعتمایابی اعتماد خواهد بود.

خود پیروی در برابر تردید- نوپا نسبت به توانایی های جدید خود احساس غرور و شك می كند.

ابتكار در برابر احساس گناه – كودك از خود ابتكار نشان می دهد یا می ترسد.

كارایی در برابر احساس حقارت – كودك مهارتهای جدید را فرا می گیرد و یا احساس حقارت می كند.

هویت یابی در برابر سر در گمی- نوجوان هویت قابل قبول خود را كسب می كند یا دچار سردرگمی می شود.

صمیمیت در برابر كناره جویی- جوانان به برقراری روابط نزدیك با دیگران می پردازند یا منزوی می شوند.

باروری، تمامیت در برابر نومیدی – شخص در پایان عمر از زندگی خود رضایت خاطر یا احساس عدم كامیابی دارد.

در هر هشت مرحله افراد با تکالیف متمایز، تعارضات و چالشهایی روبرو می شوند. آمادگی برای نشان دادن یک تکلیف خاص، به بالیدگی زیست شناختی و انگیزه شخص بستگی دارد. (اریکسون، 1963)

هویهورست(1972) تکلیف تحولی را به این صورت تعریف کرد که اگر فردی موضوع معینی را در زندگی با موفقیت پشت سر گذارد، شادکامی و موفقیت وی سبب پیروزی می شود و شکست سبب عدم شادکامی و تأثیر فرد توسط اجتماع شده و فرد با تکالیف بعدی نیز دچار مشکل می شود. اکثر تکالیف تحولی مانند خودبسندگی، هویت یابی بزرگسالی و یا اکتساب ارزشها، اختصاص به دوره خاصی از زندگی (نظیر نوجوانی) فرصتهای بهتری را برای کار روی این تکالیف فراهم می کند. هویهورست هشت تکلیف را که بیشتر نوجوانان باید قبل از بزرگسالی نشان دهند (اما احتمال دارد به طور کامل انجام ندهند) توصیف کرده است.

«تکالیف تحولی هویهورست برای نوجوانان»

– شکل گیری بالیدگی روابط با همسالان مذکر و مؤنث

– سازگاری نقش احتمالی زنانگی یا مردانگی

– وضع جسمانی مورد قبول شخص

– استقلال عاطفی از والدین یا سایر بزرگسالان

– آمادگی برای ازدواج و تشکیل خانواده

– آمادگی شخص برای اشتغال و تأمین نیازهای مالی خود

– کسب ارزشهایی که رفتار شخص را هدایت می کنند.

– برعهده گرفتن مسئولیتهای اجتماعی (هویهورست، 1972)

که هر کدام از این تکالیف فرعی هشتگانه در شکلی گیری هویت شخص نقش دارند.

نحوه چالش و انجام تکالیف ویژه ای که فرد با آنها روبرو می شود به عوامل گوناگونی نظیر :

جنس، فرهنگ، گروههای نژادی و موقعیتهایی که شخص در آن قرار می گیرد بستگی دارد. تکالیف ویژه زندگی شامل کسب نمرات مطلوب در آزمونها، راندن اتومبیل، ارتباط خوب با دیگران یا آموختن مواد درسی است.

تعدادی از تکالیف نظیر اکتساب مجموعه ای از ارزشها، در تعداد زیادی از نوجوانان که زمینه زندگی مشابهی ندارند ممکن است وجود داشته باشد. اما به طور کلی نوجوانان در فرهنگها، جوامع و یا نژادهای مختلف با تکالیف گوناگون و موضوع های متنوعی در زندگی.

رشد و تکامل هیجانی و عاطفی

انسانیت انسان عمدتاً با عواطفش شناخته می شود هر فرد عادی می داند که دارای عواطفی است و زندگی بدون عواطف، زندگی تیره و مکانیکی و بی رنگ خواهد بود. از طرف دیگر سلامت روانی و عقلی شخص به علامت روانی او بستگی دارد. زیرا نظر شخص نسبت به خودش، دیگران، اوضاع اجتماعی، وزندگی به طور کلی از چگونگی رشد و تکامل عواطف وی متأثر می شود. داوریهای هر فرد به کیفیت عواطف او بستگی دارد و شخصی که از رشد عالم هیجانی و عاطفی بهره مند نباشد هرگز فردی واقع بین، نیک اندیش، درست کردار نخواهد بود. در واقع زندگی سعادتمندانه با رشد سالم و طبیعی عواطف شخص رابطه مستقیم دارد.

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی تفاوت بلوغ عاطفی در بین دانشجویان خانم مجرد و متأهل 18 تا 30 سال ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی تفاوت بلوغ عاطفی در بین دانشجویان خانم مجرد و متأهل 18 تا 30 سال – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بلوغ از دیدگاه روانشناسان;عاطفه چیست ;مراحل تشكیل هویت در جوانان دانشگاهی;مفهوم بلوغ و تفاوت آن با نوجوانی;جایگاه عاطفه در مغز از نظر زیستی;تأثیر روانی وارد شدن به دانشگاه;آسیب پذیری و انعطاف پذیری در فرد

بررسی رابطه بین سن و تحول قضاوت اخلاقی دانشجویان رشته روانشناسی و علوم تربیتی doc

در عصری زندگی می‌كنیم كه تنظیم روابط اجتماعی بر اساس اصول اخلاقی اهمیتی فوق‌العاده پیدا كرده است زندگی، آسایش و حرمت شخصی هر یك از ما، بیش از پیش، در گرو آن قرار دارد كه اصول اخلاقی تا چه حد به طور عمومی مورد رعایت قرار می‌گیرند در بسیاری از عرصه‌های نوین كار و زندگی اگر انسان‌ها نخواهند به احكام اخلاقی وفادار بمانند هیچ نیرویی برای بازداری آنها ا

به صفحه دریافت بررسی رابطه بین سن و تحول قضاوت اخلاقی دانشجویان خوش آمدید.

امیدواریم که بررسی رابطه بین سن و تحول قضاوت اخلاقی دانشجویان همان چیزی باشد که نیاز دارید.

قسمتی از متن و توضیحات بررسی رابطه بین سن و تحول قضاوت اخلاقی دانشجویان را در زیر مشاهده می کنید.

در عصری زندگی می‌كنیم كه تنظیم روابط اجتماعی بر اساس اصول اخلاقی اهمیتی فوق‌العاده پیدا كرده است زندگی، آسایش و حرمت شخصی هر یك از ما، بیش از پیش، در گرو آن قرار دارد كه اصول اخلاقی تا چه حد به طور عمومی مورد رعایت قرار می‌گیرند در بسیاری از عرصه‌های نوین كار و زندگی اگر انسان‌ها نخواهند به احكام اخلاقی وفادار بمانند هیچ نیرویی برای بازداری آنها ا

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 103

حجم فایل: 80 کیلو بایت

فصل اول

مقدمه

مقدمه: جایگاه اخلاق در جهان معاصر:

در عصری زندگی می‌كنیم كه تنظیم روابط اجتماعی بر اساس اصول اخلاقی اهمیتی فوق‌العاده پیدا كرده است. زندگی، آسایش و حرمت شخصی هر یك از ما، بیش از پیش، در گرو آن قرار دارد كه اصول اخلاقی تا چه حد به طور عمومی مورد رعایت قرار می‌گیرند. در بسیاری از عرصه‌های نوین كار و زندگی اگر انسان‌ها نخواهند به احكام اخلاقی وفادار بمانند هیچ نیرویی برای بازداری آنها از تجاوز به حقوق یكدیگر وجود ندارد. همبستگی جماعتی و قومی و قوام زندگی اجتماعی نیز ضعیف‌تر از آن است كه افراد را به یكدیگر مرتبط سازد و انسان‌ها بیش از پیش به صورت افراد مجزا، مستقل و بی اعتنا نسبت به یكدیگر درآمده‌اند.

دولتهای ملی، به دنبال جهانی شدن اقتصاد و عروج نهادهای سیاسی بین المللی، قدرت و اعتبار خود را تا حد زیادی از دست داده اند؛ بحرانهای اقتصادی و سیاسی و انقراض باورهای سخت گیرانه سنتی تضعیف دستگاههای امنیتی را به همراه آورده است؛ و نهادهای گوناگون جامعه، محكوم به انشقاق و از هم پاشیدگی، توان نظارت بر اعمال اعضای خود را از دست داده‌اند. در نتیجه، حوزه‌هایی از زندگی اجتماعی كه بر آنها هرج و مرج و اغتشاش حاكم است به طور مداوم در حال تكثیر و گسترش هستند. در این شرایط تنها اخلاق است كه به علت موقعیت استعلایی خود می‌تواند، انسان‌ها را به جدی گرفتن مسئولیت خود در قبال یكدیگر فرا خواند.

اما امروزه آموزه‌های اخلاقی نیز در وضعیتی بحرانی قرار دارند. بنیادها، مراجع و تكیه گاههای سنتی احكام اخلاقی، تا حد معینی مشروعیت خود را از دست داده‌اند و هیچ گونه الگوی رفتاری معینی – حداقل برای نسل جوان – وجود ندارد.

هنجارهای اجتماعی، باورهای مذهبی و آموزشهای فلسفی، سه بنیاد اصلی ترویج آموزه‌های اخلاقی، هر یك به نوعی، دیگر از اعتبار و نفوذ دیرینه خود برخوردار نیستند.

هنجارهای اجتماعی، از یك سو، حالتی آن چنان مجرد و عام پیدا كرده‌اند كه هیچ تكلیف مشخصی را برای كسی تعیین نمی‌كنند و از سوی دیگر، دلیل انشقاق جامعه و تضعیف نهادهای اجتماعی اقتدار و نفوذ خود را بر اذهان مردم از دست داده‌اند. در سطح كلی زندگی اجتماعی، مشروعیت هنجارهای اجتماعی چندان ضربه نخورده است، اما این هنجارها آن قدر از اقتدار برخوردار نیستند كه فرد را از تك‌روی و بی‌توجهی به منافع جمع باز دارند.

به علاوه فرد نیز دیگر از آن توان، شهامت و امكانات برخوردار نیست كه بتواند به صورت خودانگیخته و خودجوش از سر اقتدار و بزرگواری، اخلاقی عمل كند.

قدرت عظیم نهادهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و حاكمیت شرایط بغرنج و پیچیده جهانی بر فراز و نشیب زندگی اجتماعی انسان‌ها را به موجوداتی خرد و حقیر تبدیل نموده است. فرد در چنبرة زنجیر منطق سرمایه، عقلانیت نظم اداری و پیامدهای تصمیم‌های خیل كنشگران قدرتمند گرفتار آمده است. در چنین شرایطی انسان دیگر سرنوشت را به مبارزه نمی‌طلبد، خود را وارد ماجراهای پیچیده برای تغییر شرایط كلی جهان نمی‌سازد و نگران از عواقب اعمال خود، خویش را چندان درگیر مشكلات دیگران نمی‌كند. او بیشتر سعی می‌كند تا از فرصتهای ممكن بهره جسته و امكانات لازم برای بهره مندی از یك زندگی بی دردسر را برای خود فراهم آورد. فداكاری و احساس مسئولیت نسبت به وجود و موقعیت دیگران برای او اهمیت چندانی ندارد. بیهوده نیست كه ما امروزه با خیل افرادی روبرو هستیم كه درصدد بازگردانیدن مشروعیت و اقتدار سابق به بنیادها و مراجع احكام اخلاقی هستند. در زمینة درك مذهبی، اجتماعی و فلسفی از امور رد پای این تلاش را می‌توان مشاهده كرد. این گونه تلاشها در برخی از مناطق جهان و حوزه‌های زندگی اجتماعی با موفقیت روبرو شده‌اند. اینجا و آنجا، مذهب، نهادهای سنتی جامعه و تعقل و استدلال وجهه‌ای نو پیدا كرده‌اند و افراد و گروههای بسیاری راغب شده‌اند كه ادعای از نو طرح شدة این نهادها و مراجع را مورد ملاحظة جدی قرار دهند.

معهذا فریب ظاهر قضیه را نباید خورد. بنیادها و مراجع سنتی هر قدر كه نوسازی شده باشند باز توان ارایة چنان احكام جهان‌شمولی را ندارند كه انسان، جدا از موقعیت اجتماعی و اندیشه و طرز نگرشش به جهان، آنها را معتبر بشمارد. موقعیت قدرتمند این بنیادها و مراجع بیشتر اوقات محدود به یك زمان معین و وضعیت خاص است. مذهب به طور عمده مؤمنین، هنجارهای اجتماعی افراد میان‌سال و كمابیش موفق و استدلال و تعقل روشنفكران را مخاطب قرار می‌دهد.

به علاوه، آنها نمی‌توانند همان گروه مخاطب خود را به صورت جمع و كلیتی واحد تثبیت نمایند. مذهب خود متشكل از مذاهب مختلف است و هر مذهب احكام اخلاقی خاص خود را دارد. اعتقاد و ایمان به یك مذهب به طور معمول انسان را از مؤمنین به مذاهب دیگر دور و حتی گاه منزجر می‌سازد. از این لحاظ، حس عطوفت و اخوت نشأت گرفته از درك مذهب به طور معمول محدود به انسانهای خاص است. هنجارهای اجتماعی نیز به طور مداوم در حال تغییر هستند. هنجارهای حاكم بر نهادهای سنتی اجتماعی نیز هر چند در عرصه‌های خرد زندگی اجتماعی به كار می‌آیند، در عرصه‌های كلان و وسیع زندگی اجتماعی نقشی سركوبگرایانه پیدا می‌كنند. هر چند صلابت و اقتدار این هنجارها ممكن است زمینة امن كار و كوشش را برای برخی فراهم آورد ولی این امنیت به بهای نقض آزادی عمل برخی دیگر از افراد به دست می‌آید. شكست این پروژه‌ها در عین حال شكست تلاش برای بنیان گذاری و فراافكندن هر نوع مرجع فرا-فردی برای اصول اخلاقی است.

در عصری كه انسان تنها و تنها خویشتن را به عنوان جولانگاه اندیشه و تأملات خود در اختیار دارد، در عصری كه همبستگی‌های اجتماعی ضعیف و شكننده هستند، در عصری كه روابط اجتماعی هر چه بیشتر بر پایة ضابطه‌های حقوقی تعریف می‌شوند و بالاخره در عصری كه زندگی به تجریبات شخصی و درد محدود شده است. براستی، چگونه می‌توان برای انسانها مرجعی در ورای فردیت آنها، برای تنظیم روابط اجتماعیشان، فرا افكند. برای چنین انسانی تنها آنچه از درون او می‌جوشد و می‌شكوفد مشروعیت دارد. معیار اصلی تمیز امور برای او ارزشهای فردی و شیوة داوری شخصی خود او هستند، نه احكامی كه از پیش بر حق و درست فرض شده‌اند.

در این وضعیت جدید دیگر از خودگذشتگی، توجه به منافع و حقوق دیگری و كنش اخلاقی اموری نیستند كه به خودی خود به ذهن فرد خطور كنند و یا اگر خطور كنند در اعمال و رفتار او انعكاس یابند. گرفتار در وجود شخصی خویش، او انگیزه و شور دست زدن به كنشی را ندارد كه هدف آن تضمین منافع دیگری باشد.

در این میان، یك عامل و تنها یك عامل می‌تواند موقعیت فرد را تا حدی ثبات بخشد و او را به سمت اتخاذ موضعی اخلاقی نسبت به امور سوق دهد. این عامل همانا وجود دیگری به صورت یك شخص معین با احساسات و تمایلات مختص به خود است. وجود دیگری همیشه به صورت حضور زنده و فعال دیگری در عرصه‌های مختلف زندگی برای فرد مطرح است. او مجبور است در مقابل برخوردهای دم به دم متفاوت دیگران عكس العمل نشان دهد. اگر به برخورد‌های مستقل و پویا با حس مسئولیت فردی نسبت به استقلال دیگری ، تركیب شود، فرد از حد معینی از استقلال و اقتدار برخوردار خواهد شد. در متن احساس مسئولیت نسبت به وجود و تضمین استقلال و پویایی دیگری، در متن معمولی نسبت به استقلال او، فرد می‌تواند احساس كند كه هستی و حضور خاصی در جهان دارد. بدین شكل دیگری میدانی می‌شود كه فرد در آن وسعت حضور و اقتدار خود را باز می‌یابد. در این روند او بر ضعفها و سرگشتگیهای خویش فایق می‌شود. از این رو می‌توان گفت نه خودمحوری و احساس توانمندی بلكه ضعف و فقر وجودی، فرد را بر می‌انگیزد تا با رویكردی اخلاقی تأمین آزادی و بهروزی دیگری را غایت اعمال خود گرداند (محمودیان، 1380).

رشد ملاك‌های اخلاقی:

تاریخ اخلاقیات حركتی است از یك وحدت شكل تقریباً بی چون و چرا در سلوك و رفتار به یك مسئولیت دایم التزاید شخصی. آن روزها دیر زمانی است سپری شده‌اند كه نویسندة اخلاقیات می‌توانست زندگی اقوام ابتدایی، یا حالت به اصطلاح فطرت را هر طور كه دلش می‌خواست تفسیر كند و نظر ساده لوحانه‌ای كه می‌گفت انسان وحشی بر خلاف انسان متمدن زندگی بهتر یا بدتری در یك حالت آزادی نسبی داشته، به كلی متلاشی شده است.

انسان وحشی در چارچوب محدودیتهای نظام اخلاقی اش كه به طرز غرابت آمیزی نامطمئن و به طور باور نكردی پیچیده است، موجود دست و پا بسته‌ای است. ولی تمكینی كه می‌كند از هر

نظر داوطلبانه و تا جایی كه تماسی با تأثیرات خارجی نیافته، عاری از سؤال است.

نظام او ضابطه به غایت خاصی است از رعایت‌ها و وظایفی كه از اصولی كلی سرچشمه نگرفته‌اند و البته به هیچ وجه ملاحظات انسجام و تجانس را هم بر نمی‌تابند. واضح است كه در این جا محلی هم برای تفكر و نظرورزی آزادانه نمی‌تواند وجود داشته باشد چون با اولین اشاره‌ای كه از چون و چرا حكایت كند كل بنا فرو می‌ریزد و همه چیز متلاشی می‌شود.

انسان متمدن مورد متفاوتی را ارایه می‌دهد. ضابطة او در برابر انتقاد پابرجا می‌ماند و او انتظار دارد كه توانایی دفاع از آن را داشته باشد. درست است كه رسوم گرایش بدان دارند تا این ضابطه را یا بخشی از آن را با مقداری قداست در هم آمیزند. نیز درست است كه نادرند مراحلی از تاریخ كه در آنها انتقاد آزادانه به طور بی كم و كاست مجاز بوده باشد. با همة اینها، ضابطه‌ای كه نام بردیم باز هم علی‌الاصول رابطه‌ای منطقی را بین اصول كلی از قبیل عدالت، حقیقت، شرافت و امثال ذالك از سویی و سخنهای اعمال ناشی از اینها را از سوی دیگر به بیان در می‌آورد. در اینجا همواره پای رجوع و توسل واضحی به ذهن و به عواطف در میان است و بیان هنری آرمان‌های اخلاقی مسلماً اثرگذارترین بنای یادبودی است كه یك تمدن می‌تواند برجا بگذارد.

آثاری نظیر ایلیاد و ادیسه یا قصص قهرمانی، به هر تقدیر تكان دهنده‌اند و این تكان دهنده بودن را خصوصاً بدان سبب واجدند كه آفرینندگان خود را نه چنان‌كه بوده‌اند بلكه چنان‌كه می‌خواستند باشند معرفی می‌كنند. چنین آفرینشهایی ضمناً در گذشته و چه در زمان ما عواملی به مراتب اثرگذارتر از فكر مجرد بوده‌اند و هستند و هنر بیشتر از فلسفه در شكل دادن به رفتار نقش دارد. رشد اخلاقی به این ترتیب فاصلة بسیار بعیدی پیدا می‌كند از این‌كه بر اصول مجرد مبتنی باشد، بلكه رشدی است محسوس و انضمامی مثل خود تمدن. تمدن را می‌توانیم به عنوان صنعتی كه با بصیرت به كار گرفته شده تعریف كنیم. اختراع مهارت را می‌زاید، مهارت قدرت را و قدرت به نوبة خود مهارت بیشتر و اختراع وافرتری را به عرصه می‌آورد. اما فرق می‌كند كه تكامل مورد اشارة ما دقیقاً از چه نقطه‌ای مجال شروع پیدا كرده باشد، چه آنچه كه یك‌بار با نظامی عجین شد بر تمام رشد بعدی اش اثر می‌گذارد. این به خصوص در مورد ابداعاتی كه در عرصة اخلاق پدید می‌آیند صدق می‌كند.

با این حال رشد اخلاقی اگرچه الزاماً به وسیلة گذشته محدود می‌شود، ولی وجود دارد. تمدن نمی‌تواند از حركت باز بماند زیرا قوایی كه قادرند به آن ثبات ببخشند درست همان‌هایی هستند كه توانایی بالیدن به آن می‌دهند. اگر از حركت باز بماند، می‌میرد. اجتناب ناپذیری این امر غالباً توسط دولت سازان سنخ افلاطونی به فراموشی سپرده می‌شود. انسان نمی‌تواند به چیزی كه دارد راضی بماند، و سهل گرفتن احتیاجات و جامعه‌ای كه صفات برجسته اش را ساده زیستن و علو اندیشه تشكیل دهد با همة‌ جذابیتی كه دارد از محالات است.

نیازهای ساده، خام و ابتدایی اند، همانطور كه ابزارهای ساده آنهایی هستند كه به درد نمی‌خورند. عقل و درایت عالی بهترین اثرش را تنها در یك سازمان عالی می‌تواند به ظهور برساند. پیشداوری محض است كه چیز بسط یافته را به صرف این‌كه بسط یافته است با سوءظن نگاه كنیم یا قایل باشیم كه تمدنی كه غایت پیچیدگی را پیدا كرده باید به یك معنی محل انحطاط باشد یا معتقد باشیم كه اقوام ساده‌تر، جنس بادوام تری دارند. بر عكس خیلی آسان‌تر است فردی از باشندگان جزایر دریای جنوب (بومیان جزایر ملانزی) بودن تا یك اروپایی بودن.

جامعه نمی‌تواند بدون پیچیده شدن رشد كند.

اما كار تفكر در زمینه اخلاقی این نیست كه مستقیماً به این رشد استعانت كند. تفكر در زمینة اخلاق باید مسایلی را مطرح كند كه تا هنگامی كه او مطرحشان نكرده وجود ندارد و او هم صرفاً به دلیل وضوح فهم و تصور است كه مطرحشان می‌كند. و وقتی این كار انجام گرفت تفكر اخلاقی باید انتظاری بیش از آن نداشته باشد كه فقط تأثیری غیر مستقیم باقی بگذارد. راز تغییر اخلاقی در این است كه قبل از آنی كه خبردار شویم، به سراغمان آمده است (استفن وارد، 1374).

بیان موضوع:

موضوع این پژوهش بررسی رشد قضاوت اخلاقی در دانشجویان دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) و همچنین مقایسه‌ای بین متولدین سالهای 63، 61، 60 و 59 است.

گروه نمونه از دانشكده علوم انسانی، دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین انتخاب شده است. تعداد افرادی كه در این پژوهش شركت داشتند 96 نفر بود كه به چهار گروه 24 نفری تقسیم شدند.

تلاش این بررسی، تحقیق دربارة نظریه روان شناسان شناختی به خصوص پیاژه و كهلبرگ است و در پی پاسخ به این سؤال است كه آیا اخلاق تابع مراحل رشد عقلی است، به عبارتی دقیق‌تر آیا قضاوتهای اخلاقی همراه با افزایش توانش‌های شناختی و سن، رشد می‌یابد؟

هدف پژوهش:

مسأله تحول اخلاقی – اجتماعی با فرایند اجتماعی شدن یا جامعه‌پذیری و همنوایی همبستگی زیادی دارد. جامعه‌پذیری و همنوایی دو زاویه دارد؛ یكی شیوه‌ها و الگوهایی است كه متولیان جامعه برای درونی كردن یا آموزش دادن هنجارهای اقتصادی، عرفی، حقوقی، اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی به كار می‌گیرند.

دیگر این‌كه این الگوها باید از سوی كسی آموخته شود و فرد بخصوصی باید با این الگوها خود را انطباق دهد و سازگار كند. در جامعة ما در آموزش عمومی و اختصاصی مقولة اجتماعی شدن، از هر دو زاویه نقص آشكاری وجود دارد. چنین آموزشی نیاز فردی جامعه است و برای فرهنگ‌پذیری لازم است.

اگر آموزش فرهنگ‌پذیری وارد یك فراسة عملی آموزشی شود، در حد بسیار وسیعی از تعارض‌ها كاسته شده و یك وفاق فرهنگی – اجتماعی بر مبنای معیارهای عام و پذیرفته شده، به وجود می‌آید.

آموزش و پرورش به عنوان یكی از نهادهای اصلی اجتماعی، مهم‌ترین نهادی است كه فرایند جامعه‌پذیری را میسر و تسهیل می‌كند و فرد را مهیای پذیرش نقش‌های محول و محقق خود می‌سازد. امیل دوركیم[1] در این خصوص عقیده دارد كه كنش اساسی آموزش و پرورش اتصال هنجارها و ارزش‌های اجتماعی است. بقای جامعه به تجانس و تشابهات لازم بین اعضای آن بستگی دارد و جامعه با انسجام و یگانگی اجتماعی شكل می‌گیرد و متكی بر احساسات و كار مشترك اعضای خود است. (كدیور، 1378)

با به دست آوردن یافته‌های عینی و پژوهشی و شناخت مقطع‌های مختلف تحولات اخلاقی-اجتماعی می‌توان مبتنی بر یافته‌ها راجع به برنامه‌های آموزشی، كتابهای درسی، شیوه‌های آموزشی و نوع آموزش پیشنهادهایی ارایه داد كه این پیشنهادها مستقیماً در مراكز آموزشی به كار گرفته می‌شود.

از طرف دیگر رشد اخلاق به معنای روان شناختی و علمی با آنچه كه به معنای عام آن مراد می‌شود، تفاوت دارد و این پژوهش می‌تواند این تفاوتها را روشن سازد. همچنین با تبیین روان شناختی اخلاقی و رشد آن می‌توانیم بازخورد اجتماع را نسبت به اخلاق تصحیح كرده و بستر آموزشی آن را تسهیل كنیم.

ضرورت و اهمیت پژوهش:

اخلاق یكی از موضوعات مهم روان شناسی رشد است، اخلاق در روان شناسی تربیتی و تعلیم و تربیت جایگاه مخصوص و ویژه‌ای دارد. اگر به اخلاق در فرایند تعلیم و تربیت توجه شایسته شود، آنگاه تعلیم و تربیت می‌تواند به حالت آرمانی خویش نزدیك شود و چنان‌چه نظام تعلیم و تربیت در شناخت و آموزش و ارایه اخلاق شایسته ناموفق و نارسا باشد حتماً اگر توان مناسب در جهت رشد ذهنی، ‌بدنی، اجتماعی و عاطفی را داشته باشد ولی باز هم احساس می‌شود كه عنصری اساسی و فرایندی همه جانبه در كنار خود ندارد و این چیزی غیر از اخلاق نمی‌باشد.

(رمضانی، 1378)

مطالعات روان شناسان شناختی نشان می‌دهد كه فرایند تحول قضاوت‌های اخلاقی، مانند تحول شناختی، مراحلی ثابت غیر قابل تغییر و جهان شمول را طی می‌كند. در این دیدگاه با تأكید بر مرحله‌ای بودن تحول اخلاقی، مفهوم آمادگی برای تربیت اخلاقی یكی از مفاهیم اساسی است. از نظر روان شناسان شناختی، هر مرحله محدودیت‌ها و نكات قوت خاص خود را دارد. افزودن بر این ، مرحله زبان خاص خود را داشته و باید از آن برای تربیت اخلاقی كودك و نوجوان استفاده كرد. در مرحلة واقع‌گرایی اخلاقی، اخلاق رشد چشمگیری ندارد، زیرا ارتباط كودك و بزرگسالان یك رابطة‌ یك جانبه و مبتنی بر اطاعت است و در آن احترام و همكاری متقابل وجود ندارد. مرحلة اصلی تحول اخلاقی و تربیت اخلاقی با احترام متقابل شروع می‌شود، رفتار اخلاقی خود پیرو در جریان احترام متقابل با همسالان شكل می‌گیرد. از این‌رو شرایط برای ایجاد ارتباطهای اجتماعی كودكان و نوجوانان با همسالان باید هر چه بیشتر فراهم آید. (كدیور، 1378)

آگاهی از پیشروی رشد اخلاقی می‌تواند از جهات مختلف با ارزش باشد. دانستن این‌كه چگونه و چرا كودكان از نظراخلاقی مسایل را درست یا غلط مورد قضاوت قرار می‌دهند ممكن است مستقیماً با انواع استدلال‌هایی كه مربی در مورد خوبی و بدی امور به آنها عرضه می‌دارد، در رابطه باشد. نتایج تحقیقات مختلف در باب رشد اخلاقی مبین این واقعیت است كه گرچه توانایی‌های شناختی روبه رشد نقش مسلمی در تكوین مفهوم درست و غلط در كودك دارند، اما به همان اندازه عوامل دیگری نیز در این میان نقش دارند. در صورتی كه بخواهیم تربیت اخلاقی كودكان و نوجوانان كه یكی از اهداف مهم هر نظام به منزلة نوعی سرمایه گذاری جهت تأمین

آینده‌ای بهتر است، محقق گردد باید قوانین تحول را شناخته و این شناسایی را به كار گیریم.

مسأله تربیت اخلاقی درست همگام با مسایلی است كه ما دربارة منطق و آموزش ریاضیات بیان می‌داریم.

آیا مدرسه می‌خواهد افرادی بار بیاورد كه زیر فشار و اجبار سنتهای قبل باشد. در این صورت اصل اقتدار یا استناد به قدرت اخلاقی معلم با نظام تشویش و تنبیه كه اخلاق اطاعت را تحكیم می‌كند، كافی است.

اما برعكس اگر مدرسه بخواهد افرادی را بار بیاورد كه دارای وجدان آزاد باشند و حقوق و آزادی دیگران را محترم شمرند، بدیهی است كه در این صورت توسل به اقتدار معلم و دروس كه به بهترین وجهی در مورد اخلاق ایراد گردیده است، برای ایجاد روابط زنده‌ای كه از استدلال و خود پیروی و تقابل سرچشمه می‌گیرند، كافی نخواهد بود.

تنها یك زندگی اجتماعی بین خود شاگردان یعنی یك خود رهبری حتی‌الامكان نامحدود كه به موازات كار فكری در بین جمع تشكیل شده باشد، می‌تواند شخصیت‌هایی بار آورد كه به خود حاكم باشند و بین آنها احترام متقابل برقرار باشد. (پیاژه، 1369 )

بشر در سیر تحولی خویش همواره میان دو قطب میان گرایی[2] و میان واگرایی[3] قرار می‌گیرد. این وضعیت در تمام زمینه‌های شناختی، عاطفی و اجتماعی خود را نشان می‌دهد. انسان در هر مرحله از رشد خود از میان گرایی شروع می‌كند و در پایان آن مرحله به میان واگرایی می‌رسد، این آزادسازی ضروری نیاز به تلاش‌های فكری و اخلاقی فراوان دارد. در این میان تعادل جویی از راه خود نظم جویی[4] و به كمك سه عامل دیگر تحول روانی (رشد ارگانیگ، تمرین و تجربه، تعامل‌ها و انتقال‌های اجتماعی) به تشكیل شناخت‌ها در طی سال‌ها منتهی می‌شود. (منصور، دادستان، 1367)

با توجه به مطالب فوق می‌توان گفت كه هدف والای تربیت چیزی جز رهایی فرد از خود میان بینی عقلی و اخلاقی و رسیدن به روابط متقابل كه وابسته به هر نوع زندگی اجتماعی است،‌ نخواهد بود. به عبارت دیگر تربیت اخلاقی پابه پای تربیت عقلی، بر آن است كه افراد را با وجدانی آزاد، بارآورد تا حقوق و آزادی دیگران را محترم بشمارند، ضمن آنكه استقلال و خود پیروی خود را حفظ كنند، این را نباید از نظر دور داشت كه بشر از طریق تماس دایم با محیط اجتماعی است كه موفق می‌شود، وجدان اخلاقی را در خود پایه‌ریزی و تقویت نماید. (پیاژه، 1369)

در یك نظام آموزش و پرورش هدفمند كه به سوی شكوفایی همه جانبه استعدادها و توانایی‌های دانش پژوهان گام بر می‌دارد، باید به موازات پرورش منطقی و عقلانی، جریانات عاطفی، اخلاقی و اجتماعی را مد نظر داشته باشد. دانستن سطح قضاوت اخلاقی كودك ممكن است به والدین و دیگران كمك كند تا با آنها به نحوی متقاعدكننده و منطقی گفتگو كنند. كودكان استدلال دیگران را در صورتی كه با سطح قضاوت اخلاقی آنها متناسب باشد، درك می‌كنند.

متناسب بودن استدلال اخلاقی با سطح درك كودك باعث می‌شود كه كودك حتی در غیاب بزرگسالی‌كه‌استدلال‌آورده‌است‌در‌برابر‌وسوسة كار خلاف مقاومت كند. (ماسن – پاول هنری،‌1370)

آزمودنی‌های این پژوهش در سنین جوانی، واقع می‌باشند. با عنایت به این‌كه تمامی قوای زیستی، روانی، فكری و عاطفی فرد از دوران بلوغ تغییر و تحولات اساسی می‌یابد و بر هر یك از این تغییرات و تحولات نیز قانونمندی خاصی حاكم است،‌ می‌توان اذعان نمود كه هیچ برنامه‌ریزی‌ای برای این دوران بدون آگاهی نسبت به این قانونمندی‌های مؤثر و كارگشا نخواهد بود. البته به اندازه‌ای كه وقوف به این قانونمندی‌ها لازمة یك برنامه‌ریزی جامع و اصولی است،‌ آگاهی به اهداف و مقاصدی كه باید رهنمای رشد و شكوفایی استعدادهای جوانان باشد نیز از اركان اصلی برنامه‌ریزی برای نوجوانان و جوانان خواهد بود.

بنابراین پس از تبیین قانونمندیهای حاكم بر رشد و شكوفایی قوا و استعدادهای نوجوانی و جوانی و برنامه‌ریزی مبتنی بر اهداف و مقاصد تعلیم و تربیتی این دوره، نوبت به تعیین نقش و جایگاه هر یك از دستگاهها و نهادهای دولتی و غیر دولتی در عرصه‌های آموزشی، تربیتی، تبلیغی، ورزشی، هنری، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خواهد رسید تا هر یك به عنوان جزیی از یك مجموعة منظم در برنامة ساماندهی امور جوانان كشور نقش آفرینی كنند. (لطف آبادی، 1380)

تاریخچه مختصر در جهان و ایران

ماری سیلیامك گراوث[5] از اولین كسانی بود كه تحقیقات وسیع و جامعی در زمینة رشد اخلاقی كودكان انجام داد. بعد از آن ژان پیاژه[6] (1980-1896) مراحل تحول اخلاقی را از كودكی تا بزرگسالی مورد بررسی و تعمق قرار داد و سپس لورنس كهلبرگ[7] با الهام از نظریه پیاژه در سطحی وسیع‌تر به تحقیق پرداخت و مراحل تحول را تا سنین بالاتر بررسی كرد.

هارت شورن[8] ومی[9] (1930-1928) در یك تحقیق جامع و رساله اخلاق را مورد سنجش قرار دادند. (كریمی، 1378) پژوهش‌های‌هاروور 1934، جانسون 1962، مدیناس 1959، نشان دهندة یك همگرایی كامل بین سطح استدلال اخلاقی و افزایش سن هستند.

بندورا و مك دانالد (1963) به دنبال این بودند كه نشان دهند رشد اخلاق، مراحلی را كه پیاژه و كهلبرگ گفته اند، طی نمی‌كند. (كریمی، 1378)

پژوهش دیگر در مورد استدلال اخلاقی در بین نوجوانان مخالفت جو و غیر مخالفت جو توسط‌هادفیگز و پریناس[10] (1979) انجام شده است.

دالكر و دیگران (1991) در پژوهش خود نقش والدین را بر تحول استدلال اخلاقی فرزندانشان بررسی كرده‌اند. زیرن[11] (1991)، پژوهشی پیرامون عوامل مؤثر بر استدلال اخلاقی انجام داد.

پژوهش‌های متعددی نظیر شاپیرود، اسمیت (1987) وسیلبرمن؛ اسناری 1993 در مورد تأثیر جنس بر اخلاق صورت گرفته است. فنیگر و دیگران (1992) نشان داده‌اند كه بعد از نوجوانی نیز سطح استدلال اخلاقی دستخوش تغییر می‌گردد. در ایران اولین تحقیق در این زمینه توسط‌هاپیتان در سال 1364، تحت عنوان بررسی اخلاق فاعلی در كودكان ایرانی انجام گرفته است.

نورانی (1366)، مطالعه‌ای دربارة مراحل رشد اخلاقی در ایران از دیدگاه تئوری كهلبرگ انجام داد. پژوهش دیگر توسط اكرمی در سال 1371 تحت عنوان مقایسه تحول قضاوت اخلاقی در كودكان و نوجوانان بزهكار و بررسی تأثیر شرایط خانوادگی انجام گردیده است.

كریمی (74-1373) رابطة بین سطح رشد اخلاق و ارزش‌های افراد را در دانشجویان ایرانی و آمریكایی مورد بررسی قرار داد.

تحقیق دیگر در این زمینه توسط كریمی در سال 1376 تحت عنوان بررسی تجربی تحول ظرفیت عملیاتی و تحول اخلاقی در كودكان ایرانی انجام گرفت.

رمضانی (1378) بر اساس نظریة كلبرگ رشد قضاوت‌های اخلاقی را در كودكان و نوجوانان مطالعه كرد.

مفهوم اخلاق با چه مفاهیم دیگری در ارتباط است؟

مبحث اخلاق و ارزش‌های اخلاقی به ویژه چگونگی شكل‌گیری این ارزش‌ها در كودكان و افراد اجتماع از مباحثی است كه مستقیماً با روان شناسی اجتماعی در ارتباط است. در بسیاری از كتاب‌های روان شناسی اجتماعی فصل یا فصل‌هایی به آن اختصاص داده شده است. (كریمی، 1378)

آدمی دارای حیات اجتماعی و ناگزیر به آن است. آدمی هم به حكم نیاز طبیعی و هم به خاطر رفاه و آسایش طلبی و هم به دلیل تربیتی كه یافته است، در اجتماع و در بین مردم زندگی می‌كند. در اجتماع حاجاتش برآورده می‌شود. زندگیش رنگ و صورتی پیدا می‌كند، به تنوع و

تجدد كه خواستة هر انسانی است، دست می‌یابد. (قایمی، 1364)

انسان علاوه بر آن كه موجودی ناطق و خردورز است موجودی اخلاقی است. اخلاقی بودن او ریشه در اجتماعی بودن او دارد. در گسترة زندگی اجتماعی و همبودگی با دیگران، وجود آزادی عمل و بهروزی دیگران مسأله‌ای است كه انسان را همواره مشغول به خود می‌دارد. (محمودیان، 1380). مسأله رشد اجتماعی را معمولاً با عنوان‌هایی مانند اجتماعی شدن، رشد شناخت اجتماعی، روابط با همسالان و رشد اخلاقی مورد بحث قرار می‌دهند. بحث كهلبرگ در خصوص رشد اخلاقی – كه پژوهش حاضر بر اساس آن صورت گرفته است، رشد اجتماعی را هم در بر می‌گیرد. كهلبرگ در بیان مراحل رشد اخلاقی خود بیشتر بر ادای وظیفه (به معنای ایفای نقش‌های اجتماعی) و اجرای قانون متمركز است. در واقع او در جریان مراحل رشد اخلاقی خود به نوعی روند شكل‌گیری و تحول قانونمداری و اجتماعی شدن را مطرح می‌كند. رشد اجتماعی به تأثیر متقابل كودك با دیگران و پذیرش نقش‌های اجتماعی گفته می‌شود. در نتیجه رشد اجتماعی در برگیرندة رشد نوعدوستی، درستكاری، دفاع از خود، ارتباط و تعلق، همكاری، خویشتن داری و انگیزه پیشرفت است.(ریتادیكسن-نلسون، آلن سی، ایزرائیل، 1378)

اگر قانون را تبلور عینی توافق جمعی بدانیم، قانونمداری از مرحلة چهارم یعنی اخلاق بر اساس قانون و نظم شروع می‌شود. فرد بر اجرای قانون اصرار دارد، حتی اگر به ضرر خود باشد. بنابراین در این مرحله افراد هر قدر بیشتر بتوانند در گروه از عهدة نقش‌های اجتماعی شان برآیند و به تناسبش مقام و پایگاه اجتماعی كسب كنند، اجتماعی‌ترند. قانونمداری در این مرحله، سطحی و به شكل حداقل یعنی رعایت نظم است. در مرحلة پنجم فرد به قانون دموكراتیك متعهد می‌شود. یعنی باید توافق مجموعة جامعه در قانون متبلور باشد و انگیزة عمومی داشته باشد و به انعطاف‌پذیری در قانون قایل می‌شود. در مرحلة آخر، فرد در انجام هر رفتاری به انگیزه‌های عمومی توجه دارد و اخلاق جمعی دارد و انسان را بر همه چیز حتی قانون، برتر می‌داند.

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی رابطه بین سن و تحول قضاوت اخلاقی دانشجویان ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی رابطه بین سن و تحول قضاوت اخلاقی دانشجویان – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
رابطه بین سن و تحول قضاوت اخلاقی دانشجویان ;جایگاه اخلاق در جهان معاصر;رشد ملاک های اخلاقی

بررسی رابطه منبع كنترل ( درونی- برونی) رشته روانشناسی و علوم تربیتی doc

در جوامع کنونی و بویژه با ورود به قرن بیست و یکم اکثریت قریب اتفاق افراد به اصول بهداشتی مربوط به ابعاد مختلف جسمانی خویش آگاهی دارند به والدین از طریق رسانه های گروهی و به فرزاندان از طریق آموزشگاهها این مهم توصیه و سفارش

به صفحه دریافت بررسی رابطه منبع كنترل ( درونی- برونی) خوش آمدید.

امیدواریم که بررسی رابطه منبع كنترل ( درونی- برونی) همان چیزی باشد که نیاز دارید.

قسمتی از متن و توضیحات بررسی رابطه منبع كنترل ( درونی- برونی) را در زیر مشاهده می کنید.

در جوامع کنونی و بویژه با ورود به قرن بیست و یکم اکثریت قریب اتفاق افراد به اصول بهداشتی مربوط به ابعاد مختلف جسمانی خویش آگاهی دارند به والدین از طریق رسانه های گروهی و به فرزاندان از طریق آموزشگاهها این مهم توصیه و سفارش

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 104

حجم فایل: 66 کیلو بایت

فهرست مطالب

چكیده تحقیق 1

مقدمه 3

1- فصل اول 11-8

1-1- بیان مسئله 9

1-2- اهمیت پژوهش 9

1-3- هدف پژوهش 9

1-4-سوالات پژوهش 10

1-5-متغیرهاو تعاریف نظری و عملیاتی آنها 10

1-5-1- منبع کنترل 10

1-5-1-2-تعریف عملیاتی 11

1-5-2-عزت نفس 11

2- فصل دوم 63-12

پیشینه نظری 13

2-1- نظریه ی روانشناسان و جامعه شناسان در باره ی عزت نفس 13

2-1-1- نظریه جیمز 13

2-1-2- نظریه مید 14

2-1-3- نظریه کولی 15

2-1-4- نظریه روزنبرگ 17

2-1-5- نظریه سالیوان 18

2-1-6- نظریه هورنای 20

2-1-7- نظریه آدلر 21

2-1-8- نظریه راجرز 23

2-1-9- نظریه مزلو 26

2-1-10-نظریه ی آلپورت 27

2-1-11-نظریه ی دیگر روانشناسان 28

2-1-12-عزت نفس و غرور 30

2-1-13-نقش خانواده در شكل گیری عزت نفس 38

2-1-14-نقش پدر خانواده بر عزت نفس فرزندان 41

2-1-15-كمك تخصصی برای افزایش عزت نفس 42

2-2-منبع كنترل 44

2-2-1-رویكردها و نظریه های متفاوت درباره منبع كنترل 45

2-2-2-مفاهیم اساسی نظریه یادگیرِی اجتماعی 48

2-2-3-تفاوت های فردی 53

2-2-4-كنترل 53

2-2-5-واكنش در برابر از دست دادن كنترل 54

2-2-6-منبع كنترل 56

2-2-6-1-منبع كنترل درونی 57

2-2-6-2-منبع كنترل بیرونی 58

2-2-6-3-ویژگی های افراد با منبع كنترل درونی 60

2-2-6-4-ویژگی های افراد با منبع کنترل بیرونی 62

2-2-7- تصور راتر در باره انسان 63

3- فصل سوم 73-66

3-1 – طرح پژوهش 67

3-2- جامعه ی مورد پژوهش 67

3-3- نمونه روش نمونه گیری 67

3-4-ابزارتحقیق 67

3-4-1-آزمون منبع کنترل 67

3-4-2-آزمون عزت نفس 69

3-5-روش اجرای پژوهش 72

3-5-1-اجرای اصلی 72

3-6-1-روش آمار 72

4- فصل چهارم 78-73

تجزیه و تحلیل آمارِِِی 74

4-1-یافته های مربوط به سوال پژوهش 74

فصل پنجم 81-79

5-1-بحث و نتیجه گیری 81

5-2-پیشنهادات 82

منابع 83

ضمائم 100-86 پ

چكیده تحقیق

پژوهش حاضر٬ با نام « بررسی رابطه منبع كنترل ( درونی- برونی) با عزت نفس » كه با هدف یافتن رابطه بین عزت نفس و منبع كنترل در پسران و دختران دانشجو وهمچنین یافتن تفاوت منبع كنترل و عزت نفس بین دانشجویان دختر و پسر انجام شد.

منبع كنترل كه دارای دو بعد درونی و بیرونی است و بنابر فرضیات راتر افرادی كه دارای منبع كنترل درونی هستند معتقدند كه اعمالشان نقش عمدهای در به حد اكثر رساندن برون دادهای بد یا خوب دارد و افراد دارای دارای منبع كنترل بیرونی٬ فكر میكنند برون دادهای بد یا خوب ارتباطی با رفتار انها ندارد.

عزت نفس به مقدار ارزشی گفته میشود كه فرد به خود نسبت میدهد و فكر میكند دیگران برای او به عنوان یك شخص قائل هستند.

جامعه آماری مورد نظر در این پژوهش دانشجویان دختر و پسر دانشگاه اصفهان بوده و نمونه انتخاب شده نیز 60 نفر از دانشجویان كه شامل 30 دختر و 30 پسر بوده كه در كتابخانه ادبیات مشغول به درس خواندن بو دند و روش نمونه گیری نیز نمونه گیری در دسترس است.

روش آماری كه در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت ٬با توجه به این كه پژوهش دارای دو متغییر بوده كه هر كدام نیز دارای دو بعد بودند روش خی دو بود.

نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر از قرار زیر است:

1-بین عزت نفس ومنبع كنترل دختران دانشجوی دانشگاه اصفهان٬ رابطه معناداری وجود ندارد.

2-بین عزت نفس ومنبع كنترل پسران دانشجوی دانشگاه اصفهان٬ رابطه معناداری وجود ندارد.

3-بین عزت نفس دختران و پسران دانشجوی دانشگاه اصفهان٬ تفاوت معناداری وجود ندارد.

4-بین منبع كنترل دختران و پسران دانشجوی دانشگاه اصفهان٬ تفاوت معناداری وجود ندارد.

مقدمه

در جوامع کنونی و بویژه با ورود به قرن بیست و یکم اکثریت قریب اتفاق افراد به اصول بهداشتی مربوط به ابعاد مختلف جسمانی خویش آگاهی دارند به والدین از طریق رسانه های گروهی و به فرزاندان از طریق آموزشگاهها این مهم توصیه و سفارش
می شود.

ولی اکثریت جامعه متاسفانه به امر بسیار مهم بهداشت روانی خود و فرزندان اهمیت نمی دهند و بهتر آنکه بیان نمائیم آگاهی ندارند. در حالی که بر حسب آمارهای کشورهای مختلف تعداد افراد مبنی بر مشکلات و معضلات روانی رو به فزونی است.

در این میان یکی از مباحث مهم در امر بهداشت روانی عزت نفس یا همان خود بزرگواری می باشد. که یکی از خصوصیات مهم و اساسی شخصیت هر فردی را تشکیل می دهد و به طور حتم روی سایر جنبه های شخصی انسان اثر می گذارد. و کمبود یا فقدان آن باعث عدم رشد سایر جنبه های شخصیت یا ناموزونی آنها خواهد شد و حتی ممکن است پایه گذار بیماریهای روانی گوناگون مانند افسردگی، کمرویی، پرخاشگری، ترس و … شود (بیابان گرد، 1373،ص 10) عزت نفس عبارت است از ارزشی که اطلاعات و اعتقادات خود فرد در مورد تمام یا چیزهایی که از او ناشی می شود به دست می دهد (شاملو، سعید، ص 70).

عزت نفس و منبع کنترل از جمله مفاهیمی هستند که در چند دهه اخیر مورد توجه بسیاری از روانشناسان و پژوهشگران قرار گرفته اند، اما قدمت تاریخی این موضوع در مباحثی که علماء و فلاسفه تعلیم و تربیت در گذشته داشته اند نیز به چشم می خورد در طول صد سال گذشته نیز بسیاری از روان شناسان این نظر را پذیرفته اند که انسان دارای یک نیاز به عزت نفس می باشد (مانند آدلر[1] 1930، آلپورت[2] 1937، راجرز[3] 1959، سالیوان [4] 1953، طارن هورنی [5] 1937، جیمز [6] 1890 ، مازلو[7]، 1970) از میان افراد طارن هورنی 1937 روشی را که افراد تلاش می کنند بواسطه آن یک خود پنداره مطلوب از خود بدست آورده و از آن محافظت و دفاع نمایند را مورد بحث قرار داده است.

فرنچ[8] (1968) و ارگو[9] (1972) از عزت نفس به عنوان یک سپر فرهنگی در مقابل اضطراب نام می برند. کوپراسمیت(1967) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که کودکان با عزت نفس بالا افرادی هستند که احساس اعتماد به نفس، استعداد، خلاقیت و ابراز وجود می کنند و به راحتی تحت تاثیر عوامل محیطی قرار نمی گیرند.

افزایش پیشرفت تحصیلی، افزایش تلاش فرد در کسب موفقیت، داشتن اعتماد به نفس، متکبر و پرخاشگر بودن، تمایل به داشتن سلامتی بهتر، افزایش پیشرفت تحصیلی، افزایش تلاش فرد در کسب موفقیت، داشتن اعتماد به نفس، متکبر و پرخاشگر بودن، تمایل به داشتن سلامتی بهتر، لذت بردن از روابط با دیگران، پیش بینی مثبت نسبت به موفقیتهای بعدی، ارتباط تنگاتنگ در بین عزت نفس و ابراز وجود، از نشانه های بارز سطوح عزت نفس بالا در افراد است.

جورج کلی[10] 1955 در کتاب روانشناسی ساخت های شخص این نظریه را مطرح کرده است، انسان در پی آن است که محیط خود را پیش بینی و کنترل کند. کلی پیشنهادی کرده است که هر فرد بشر ساخت ها برای خود تدوین کرده که از طریق آنها رویدادهای جهان را ملاحظه و تفسیر می کند و از این راه می تواند رویدادها را پیش بینی و کنترل کند. وی خاطر نشان کرد «ساخت ها تجاربی هستند که پویش های ذهنی در آن جریان دارند. این ساخت ها انتظار توام با پیش بینی تغییر در رویدادها را ممکن می سازند». کلی خاطر نشان می سازد که وقتی ساخت های شخص در ایفای نقش شکست می خورند، فرد احساس تهدید، گناه، خصومت و پرخاشگری می نماید (جورج کلی، کتاب روانشناسی ساخت های شخصیت، 1955، ص 3-2)

در بین نظریه پردازان یادگیری اجتماعی جولیان راتر (1954) پایه فرضیات و منطق علمی خود را تحت تاثیر نظریات طانتور قرار داده و کاربرد نظریات وی در زمینه یادگیری اجتماعی متاثر از نظریات آدلر است.

فرض راتر بر این است که: وقوع فردی نه تنها ناشی از ماهیت و اهمیت هدف ها برای فرد بدنبال دارد. در نظریه ی یادگیری راتر (1954) نیروی بالقوه رفتاری که در یک موقعیت خاص روی می دهند تابعی است از انتظاری که فرد از رفتار خو در مقابل پاداش مناسب دارد و همچنین ارزش آن پاداش برای فرد.

یکی از مفاهیم ویژه و پر اهمیت در نظریه یادگیری اجماعی راتر منبع یا مکان کنترل است. این مفهوم دارای دو بعد کنترل درونی و بیرونی است. بنابر فرضیات راتر، افرادی که دارای کنترل بیرونی هستند دارای ادراک مثبت یا منفی از حوادث و رویدادهایی هستند که ارتباطی با رفتار فرد ندارد و قوای کنترل فردی است. راتر این افراد را معتقد به شانس یا برونی فرض می کند در بعد دیگر کنترل درونی قرار دارند. این کنترل فردی است راتر این افراد را معتقد به مهارت یا درونی فرض می کند (راتر، 1972، ص 28).

ایستین و کوموریت (1971) با انجام تحقیقی دریافتند که آزمودنیهایی که عزت نفس پایین و متوسط داشتند هر دو بطور معنی داری دارای منبع بیرونی کنترل، و آنهایی که دارای عزت نفس بالا بودند دارای منبع درونی کنترل هستند .

آنچه در ادامه می آید پژوهشی است که پیرامون ارتباط منبع کنترل با عزت نفس در بین دانشجویان یکی از دانشگاه ها انجام شده است.

«فــصـل اول»

1-1- بیان مسئله:

عزت نفس یک شاخص بسیاری مهم در شخصیت افراد است که با مقدار ارزشی که ما به خود نسبت می دهیم و فکر می کنیم دیگران برای ما قائل هستند گفته می شود و منبع کنترل دارای دو بعد است کنترل درونی (ما بر سرونوشت خود کنترل داریم و دلیل شکست ما و موفقیت هایمان خود ما هستیم) منبع کنترل بیرونی( ما بر سرنوشت خود کنترل نداریم و دلیل شکست ما و پیروزی ما سرنوشت و بخت و اقبال است).

مسئله در این پژوهش این است که آیا بین عزت نفس و منبع کنترل دانشجویان دختر و دانشجویان پسر رابطه معنا داری وجود دارد و آیا بین عزت نفس دختران و پسران دانشجو تفاوت معنا داری وجود دارد و همچنین اینکه آیا بین کنترل دختران و پسران دانشجو تفاوت معنا داری وجود دارد یا نه.

1-2- اهمیت پژوهش:

با توجه به اینکه منبع کنترل و عزت نفس تعیین کننده نگرش فرد نسبت به دنیای پیرامون و خود فرد است و همچنین تمام کارکردها و جوانب زندگی خود را تحت الشعاع قرار می دهد به همین منظور در این تحقیق به دنبال بررسی و یافتن ارتباط بین دو مقوله
عزت نفس و منبع کنترل با هم هستیم.

1-3- هدف پژوهش:

هدف این پژوهش این است که با یافتن رابطه بین عزت نفس و منبع کنترل و با استفاده از نتیجه این پژوهش مبنی بر این که کدام بعد از ابعاد درونی و بیرونی منبع کنترل با عزت نفس بالا معنا دار نسبت به بالا بردن عزت نفس در افراد اقدام کند.

1-4- سئوالات پژوهش:

1- آیا بین عزت نفس و منبع کنترل در دانشجویان دختر دانشگاه س و ب رابطه ای وجود دارد؟

2- آیا بین عزت نفس و منبع کنترل در دانشجویان پسر دانشگاه س و ب رابطه ای وجود دارد؟

3- آیا بین عزت نفس پسران و دختران دانشجو دانشگاه س و ب تفاوت معنادار وجود دارد؟

4- آیا بین منبع کنترل دختران و پسران دانشجو دانشگاه س و ب رابطه معنادار وجود دارد؟

1-5- متغیرها و تعاریف نظری و عملیاتی آنها

1-5-1- منبع کنترل

1-5-1-1- تعریف نظری: مفهوم کنترل دارای دو بعد درونی و بیرونی است. بنابر فرضیات راتر افرادی که دارای منبع کنترل درونی هستند معتقد هستند که اعمالشان، نقش عمده ای در به حداکثر رساندن برون داده های بد یا خوب دارد.(199، آزاد، 1372).

افرادی که داری منبع کنترل بیرونی هستند فکر می کنند برون داده های بد یا خوب ارتباطی با رفتار خود آنها ندارد و از کنترل آنها خارج است.

1-5-1-2- تعریف عملیاتی: منبع کنترل مولفه ای است که آزمون منبع کنترل جولیان راتر آن را می سنجد.

1-5-2- عزت نفس:

مقدار ارزشی که ما به خود نسبت می دهیم عزت نفس نامیده می شود به عبارت دقیق تر، عزت نفس مقدار ارزشی است که ما فکر می کنیم دیگران برای ما به عنوان یک شاخص قائل هستند (ساندفرد[11]، فرانک[12]، 1956)

عزت نفس مولفه ای است که آزمون عزت نفس کوپراسمیت آن را می سنجد.

«فــصـل دوم»

2- پیشینه ی نظری

2-1- نظریه ی روانشناسان و جامعه شناسان درباره عزت نفس

جامعه شناسان و روان شناسان بصیرت ها و رهنمودهای عمده ای را برای مطالعه عزت نفس ارائه داده اند و عزت نفس را یک مورد مهم می دانند بر نظرات برخی از آنها به طور اختصار اشاره می کنیم.

2-1-1- نظریه ی جیمز[13]

کوپراسمیت در رابطه با نظریه جیمز (1967) می نویسد:

«جیمز (1892) از اولین کسانی است که در مورد عزت نفس نگاشته است به اعتقاد وی آرزوها و ارزشهای انسان نقش اساسی در تعیین اینکه آیا او خود را مطلوب می پندارد یا نه دارند. احساس فرد در این دنیا کاملاً به آنچه می خواهد باشد یا انجام دهد بستگی دارد.

وی می پنداشت که قضاوت فرد در مورد ارزش خود تابعی است از موقعیتها و کمالات وی نسبت به آنچه ادعا یا آرزوی خوب انجام دادن آن را دارد».

بنابراین بر اساس نظریه جیمز فردی که توانائی موسیقی اش بیشتر نسبت به توانایی ریاضی اش می بالد چنانچه در یک کنسرت بد عمل نماید در مقایسه با عملکرد در امتحان ریاضی عزت نفس وی بیشتر از تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

اگر فرد به هیچ وجه به ریاضیات خود نبالد عملکرد ضعیف در امتحان ریاضی عزت نفس او هیچ تاثیری نخواهد گذاشت. جیمز این موضوع را با طرح کلی فرمول عزت نفس ابراز نموده است.

عزت نفس = موقعیت / آرزوها یا انتظارات

بر اساس فرمول فوق اگر در زمینه ارزشمند پیشرفت به آرزوها نزدیک باشد یا به آن زمینه دست یابیم نتیجه آن عزت نفس بالاست. اگر اتلاف زیادی بی پیشرفت و آرزوها وجود داشته باشد، خود را ضعیف می دانیم. (کوپر اسمیت، 1967).

رومهاودی (1986) می نویسد: «جیمز در ادامه نظریه اش پیشنهاد می کند که شخص
می تواند عزت نفس خود را از طریق افزایش پیشرفت و یا کاهش آرزوهایش افزایش دهد».

2-1-2- نظریه ی مید[14]

کوپر اسمیت [15] (1967) درباره ی نظریه مید می گوید «او به عنوان جامعه شناس توجه اش به فرآیندی بود که در اثر آن فرد عضو سازگار اجتماعش می شود. مید نتیجه می گیرد که در جریان این فرآیند فرد ایده ها و نگرش های ابراز شده توسط افراد مهم زندگی اش را درونی می نماید. اعمال و نگرش های آنها را مشاهده می کند و آنها را اغلب بدون شناخت پذیرشته و مثل اینکه از آن خویش می دارد. او نگرش خودش را کسب می کند که با نگرش هایی که افراد مهم در زندگی او ابراز کرده اند هماهنگ است و با درونی کردن واکنش دیگران نسبت به خودش آنگونه که آنان برای او ارزش قائل اند برای خودش ارزش قائل می شود». و خودش را تا حدی که آنها او را طرد کرده نادیده گرفته و باور می کند چیزهایی را که دیگران به او نسبت می دهند.

از گفته های مید می توان نتیجه گرفت که عزت نفس تا حدی از ارزیابی منعکس شده دیگران ناشی می شود.

هیچ انسانی در ارزیابی از خود یک جزیره ی تنها نیست که فقط خودش باشد. او در درون خود آئینه منعکس کننده گروه اجتماعیش را حمل می کند. اگر او ارزش زیادی برای خودش قائل است، افرادی در زندگی او بوده اند که با توجه به احترام با او رفتار نموده اند و اگر او خود را دست کم می گیرد افراد مهم دیگر بصورت یک شی با او رفتا نموده اند. تفکر و نحوه ی رفتار افراد مهم کلید اصلی نظریه مید در مطالعه عزت نفس است.

2-1-3- نظریه ی کولی

گی ریشه[16] (1989) درباره ی نظریه کولی می نویسد: «او همانند مید از دید جامعه شناسی به فرد نگاه می کند و نقش محیط را بسیار مهم می داند. او خود را جنبه ی اجتماعی شخصیت توصیف می کند. و در بحث مفهوم خود بیان می نماید که اصولاً خود و جامعه دو پدیده همانند هستند که در یک ارتباط متقابل شکل می گیرند.

آگاهی شخصی از خودش بازتاب افکار دیگران است.

آلبرخت(1986) می گوید از نظر کولی از طریق پاسخ ها یا بطور متداولتر تعبیر و یا تفسیر پاسخ هایی که شخصی از دیگران دریافت می کند شکل می گیرد. درست همان طور که ما چهره مان را درآیند می بینیم خومان را در آیینه اجتماعی تحت تاثیر واکنش دیگران به وجودمان صحبت هایمان و نیازهایمان می بینیم و این همان است که کولی آئینه خود نامیده است.

به اعتقاد وی سرگام در رشد آئینه خود نما وجود دارد.

1- تصویر ظاهر شخص در نظر دیگران(آیا مرا چاق می بینید یا لاغر)

2-تصویر قضاوت دیگران از آن ظاهر (آیا ظاهر مرا مثبت ارزیابی می کند یا منفی)

3-نتایجی که در آن مورد احساس می کند (غرور، خجالت، تحقیر)

بنابراین اگر ما احساس کنیم دیگران به طور منفی به ما پاسخ می دهند این می تواند به شدت به مفهوم خود ما تاثیر بگذارد مگر اینکه دیگران تصویب و پذیرش را به ما بدهند.

2-1-4- نظریه ی روزنبرگ

پترسون [17] (1977) درباره ی نظریه ی روزنبرگ می گوید او با ابراز موضعی شبیه جیمز فرض می کنند که فرآیند قضاوت فرد درباره ارزش خود را می توان طی سه گام مورد تحلیل قرار داد.

اول، خرد ابعادی را که بر اساس آن درباره ی خود قضاوت می نماید انتخاب می نماید.

(مثلاً قضاوت در مورد یک توانایی ورزشی یا تحصیلی)

دوم: فرد خودش را در این ابعاد ارزیابی می نماید.

(مثلاً من یک ورزشکار بد و یا دانش آموز ضعیف هستم).

سوم: اینکه فرد این ارزیابی را بر حسب ارزش خود تفسیر می نماید. (مثلاً من یک ورزشکار و یا دانش آموز ضعیف هستم اما با وجود این یک انسان ارزشمند هستم).

کوپر اسمیت (1967) در این باره می گوید: روزنبرگ مطالعات وسیعی در مورد پیشایندهای عزت نفس انجام داده است.

تحقیق او گامی مهم در روشن کردن بسیاری از شرایط اجتماعی همراه با افزایش یا کاهش عزت نفس نشان می دهد اطلاعات او از یک مطالعه ارزیابی که بر روی بیش از 5000 دانش آموز دبیرستانی انجام شد به دست آمده است.

2-1-5- نظریه ی سالیوان

کوپراسمیت (1967) با تحقیق بر روی نظریه سالیوان بر این باور است که او یکی از اجزاء مهم شخصیت انسان را نظام خویشتن می داند که از طریق رابطه با اشخاص مهم رشد می کند از نظر سالیوان خویشتن منشاء اجتماعی دارد.

او تفسیر مید از آبشخورهای اجتماعی شخصیت را می پذیرد. و سپس به یک تحلیل گسترده تری از فرآیندهای بین فردی می رسد.

پترسون (1977) می گوید: «سالیوان از عزت نفس بر اساس نیاز به امنیت بین فردی نظر می دهد. طبق این نظریه ارزش خود با احساس توان فرد برای اجتناب از ناامنی بین فردی بالا می رود.»

اسمیت (1977) عنوان می کند که سالیوان معتقد است فرد بطور مداوم در مقابل از دست دادن عزت از خود دفاع می کند. زیرا این فقدان اضطراب ایجاد می نماید در واقع فرد نیازمند است. دفع اضطراب کند. زیرا اضطرابی را که در اثر تهدیدات بر عزت نفس (از طریق طرد یا ارزیابی منفی دیگران) حاصل شده است دفع نماید.

زیرا اضطراب که یک پدیده فردی است. هنگامی اتفاق می افتد که فرد انتظار طرد یا تحقیر شدن به وسیله دیگران را دارد یا واقعاً بوسیله خود یا دیگران طرد یا تحقیر می شود.

سالیوان همچنین در مورد اینکه فرد چگونه یاد می گیرد که تهدید به عزت نفس خود را تقلیل دهد یا بی اثر نماید صحبت نموده است.

افراد می آموزند که با سبک های مختلف و درجات مختلف با چنین تهدیدهایی رویاروی شوند.

توانایی اجتناب با کاهش از دست دادن عزت نفس در حفظ سطح نسبتاً بالا و مطلوب عزت نفس مهم می باشد. گرچه سالیوان ر مورد اینکه این توانایی چگونه به وجود می آید. بحثی به عمل نمی آورد ولی می پندارد که تجربیات اولیه خانوادگی اش نقش مهمی را ایفاد می نماید. او بر بنیان بین فردی عزت نفس یعنی اهمیت ویژه والدین و خواهران و برادران و اهمیت روش های کاهش دهنده حوادث تحقیر کننده تاکید کرده است.

به اعتقاد پروین[18] (1994) تاکید سالیوان بر تاثیرات اجتماعی از نظریه های او در مورد رشد انسان مشهود است.

این نظریات در تاثیرات بین فردی و در تاکید بر مراحل مهم رشد بعد از عقد ادیپ به اریکسون است. مخصوصاً تاکید سالیوان بر دروه ی نوجوانی و قبل از نوجوانی شایان ذکر است.

در خلال مرحله نوجوانی تجارب کودک با دوستان و معلمان خو با تاثیرات والدین رقابت می نماید.

مقبولیت اجتماعی اهمیت پیدا می کند، اعتبار کودک در میان دیگران منبع مهمی برای عزت نفس با اضطراب می شود.

2-1-6- نظریه ی هورنای [19]

در ارتباط با نظریه ی هورنای کوپراسمیت(1996) می نویسد:هورنای (1952-1965) نیز به فزاینده بین فردی و طرق دور کردن احساس خود تحقیری تاکید دارد. او فهرستی از عوامل گوناگون که احساس بی پناهی و انزوا را ایجاد می نماید به دست می دهد و معتقدات اضطراب اساسی، منبع عمده ناشادمانی و کاهش کارآمدی شخصی می باشد.

کوپراسمیت(1967) در این باره می نویسد: شرایطی را که هودنای برای ایجاد اضطراب نام می برد و معتقد است این شرایط احتمالاً موجب اضطراب می شوند عبارت می داند از:

تسلط، بی تفاوتی، فقدان احترام، توهین، فقدان نخستین، فقدان گرامی، انزوا و تبعیض. او بیان می دارد اگر چه فهرست عوامل ویژه ممکن است انتهایی نداشته باشد اما پیشامد مشترک تمام این شرایط اختلال در روابط بین کودک و والدین است که عموماً با خودمداری والدین صورت می گیرد.

هورنای در بحث دفاع در مقابل احساس اضطراب بر عزت نفس تاکید می کند. اما در مورد دفاع ها می گوید که یک روش رویایی با اضطراب تشکیل تصویر آرمانی از ظرفتهای افراد است. در واقع فرد برای غلبه بر اضطراب باید عزت نفس، خود را تقویت نماید و برای تقویت عزت نفس باید تصویر آرمانی بسازد.

این تصویر آرمانی بهردلیل عالی و بلند پایه بودن اثر تقویت و عزت نفس را دارد.

اما چنانچه این تصویر آرمانی غیر واقع بینانه باشد و به آن نرسد منجر به نارضایتی
می شود.

بدینسان تصویر آرمانی نقش مهمی در اینکه فرد خود را چگونه ارزیابی می نماید دارد. تصویر آرمانی هورنای از آرزوهای جیمز متفاوت است. زیرا تصویر آرمانی (هورنای) ضرورتاً ناشی از احساسات منفی است. ولی آرزوها(جیمز) ممکن است از احساسات مثبت یا منفی برخیزد.

در هر دو مورد نتیجه می گیریم که سطح قابلیت انعطاف آرمان، یک جزء اساسی در ارزشیابی خود است.

2-1-7- نظریه ی آدلر

آدلر [20] (1956-1927) در مقایسه با دیگر نظریه پردازان بر اهمیت ضعیف و ناتوانائیهای واقعی که منجر به عزت نفس پایین می شود تاکید بیشتری نموده است.

کوپر اسمیت(1967) درباره ی نظریه ی آدلر می گوید: او در ابتدای کار تصور می نماید که احساس حقارت در حول و حوش اعضا یا الگوهای مشخصی از رفتار که واقعاً نقص دارند به وجود می آید این نقص های واقعی (مثل کوری، ضعف جسمانی و …) ممکن است احساس ناکفایتی را بوجود آورند.

اما بعداً آدلر این نقایص و ناتوانائیها را حقارت عضوی نامیده از تعریف اجتماعی و فردی احساس حقارت متمایز می نماید.

آدلر به شرط و پیشایند را که ممکن است پیامدهای تاسف باری در رشد عزت نفس داشته باشد ذکر می کند.

اول حقارت های عضوی و تفاوتهای اندازه و قدرت این اشرایط تا حد زیادی غیر قابل اجتناب می باشد اما به علت اینکه اثرات برانگیختگی دارند می توانند منجر به نتیجه مطلوب گردند.

او مفروض می دارد که احساس حقارت ناگزیر در تجربیات دوران کودکی هر فرد بوجودمی آید.

مقایسه بین قدرت و اندزاه که کودکان انجام می دهند آنها را بر این نتیجه گیری وا می دارد که در حقیقت ضعیف و ناقص می باشند و نتیجه آن احساس مقاومت و نابسندگی است که کودک را در رسیدن به شایستگی بیشتر تحریک می کند.

پیشایند دوم که مهم نیز می باشد عبارت از عدم دریافت میزان مناسب پذیرش و حمایت و تشویق از والدین و دوستان نزدیک می باشد.

کودکان دارای حقارت عضوی با دریافت پذیرش و حمایت می توانند ضعفها را جبران و به قوت تبدیل نمایند اما آنها بدون چنین حمایتی ناامید و پریشان می شوند.

پیشایند سوم افراط زیاد در حمایت و پذیرش است. در صورتیکه آدلر معتقد به اثرات سودمند حمایت و پذیرش می باشد ولی در مورد اثرات تخریبی افراط زیاد اخطار می دهد او معتقد است که کودکان نازپرورده به میزان غیر واقع بینانه ای از ارزش دست خواهند یافت.

آنها خود محور و طلبکار می باشند و خواهان شرکت در روابط دو جانبه اجتماعی نیستند و یا آمادگی آنرا ندارند.

ایزدی (1351) در این باره می نویسد:

آدلر چهار موقعیت خانوادگی را مولد احساس حقارت دانسته است.

مراقبت افراطی، کمال طلبی والدین یا خرده گیری بیش از حد آنها، طرد شدن از طرف والدین، ناپروردگی.

2-1-8- نظریه راجرز

راجرز[21] در نظریه ی خویش درباره ی مفهوم خود و خود ایده آل عقیده ای مشابه عقیده ی جیمز دارد پترسون [22] (1977) معتقد است تفاوت جیمز و راجرز در آن است که جیمز توجه اش نسبت به واقعی و خود آرمانی و راجرز توجه اش به ناهماهنگی خودهای واقعی و خودآرمانی به عنوان تعیین کننده عزت نفس است.

به نظر راجرز هر چه ناهماهنگی بین خودهای واقعی و آرمانی بیشتر باشد عزت نفس کمتر و میزان ناسازگاریی بیشتر خواهد بود.

کوپر اسمیت (1967) در این باره می گوید:

راجرز در مورد منشاء عزت نفس مستقیماً صحبت نکرده ولی بحث او در مورد شرایطی که خویشتن پذیری را تسهیل و تعارض را کاهش می دهد در شناخت ما از آن موضوع سهم است.

راجرز مفروض می دارد که تمام افراد خودانگاره ای از خود شکل می دهند که به حفظ سازگاری به دنیای خارج کمک می نماید. چون این خوانگاره در اثر تعادل یا محیط رشد می کند، قضاوت ها ، ترجیحات و کمبودهای موقعیت خانوادگی و اجتماعی خاص را منعکس می کند راجرز اثرات مهلک محیط هایی را که در مورد فرد به عنوان یک موجود بد قضاوت می نمایند را نشان می دهد این قضاوت های تند و خرد کننده فرا را از پذیرش خود باز می داغرد و بدینسان می تواند باعث رنجش شده و با تهدید ارزشمندی و شایستگی او اثر تخریبی داشته باشد.

وی (راجرز) معتقد است یک جو آسان گیرد. بیان آرزو و عقاید و عاطفه را ممکن ساخته و به مقایسه ها و ارزشیابی تند مکرر متوسل نمی شود خرد را قادر به شناخت و خویشتن پذیری می کند.

شاملو (1368) می نویسد: بنابراین می توان گفت بر اساس نظریه ی راجرز احساس عزت نفس در اثر نیاز به نظر مثبت به وجود می آید.

نیاز به نظر مثبت دیگران شامل بازخوردها یا رفتار گرم و محبت آمیز، احترام، صمیمیت، پذیرش و مهربانی از طرف محیط و بخصوص اولیاء کودک می شود.

راجرز معتقد است که کودک از همان اول کودکی احتیاج به محبت و مهربانی دارد.

اگر اولیاء به طفل محبت بدون قید و شرط نشان دهند بعدها از چنان عزت نفسی برخوردار می شود که لزومی در طرد کردن تجارب واقعی نمی بیند لیکن اگر اولیاء به کودک به طور مشروط محبت کنند و یا نظر مثبت بدهند کودک تجربه هایی را که با مفهوم خودش هماهنگ نباشد طرد و انکار می نماید.

به عبارت دیگر انسان اصولاً موجودی فعال و خود شکوفا است و به عنوان بخشی از فرآمند خود شکوفایی در جستجوی حفظ و نگهداری همخوانی بین خویشتن و تجربه است.

پروین[23] (1372) در این باره می گوید البته به دلیل تجربیات گذشته در مورد توجه مثبت مشروط ممکن است مواردی که عزت نفس را تهدید می کند انکار یا تحریف شود نتیجه حالتی از ناهمخوانی است که در آن اضطراب و عدم انعطافی را تجربه می کنیم که با نحوه تثبیت شده ای از ادراک و تجربه همراه است.

پروین در ادامه می گوید مطالعات بسیاری در حمایت از این نظریه که سلامت روانی و عزت نفس زمانی با یکدیگر همبسته اند که بین خویشتن اصلی و خویشتن آرمانی تفاوت زیادی وجود نداشته باشد.

به عبارت دیگر عزت نفس و رضایت از زندگی می تواند به عدم تشابه با خویشتن مطلوب مربوط شود تا شباهت با خویشتن آرمانی.

2-1-9- نظریه ی مزلو

به نظر مزلو [24] (1989)همه افراد جامعه ما (به جزء برخی از بیماران) به یک ارزشیابی ثابت و استوار و معمولاً عالی از خودشان به احترام به خود یا عزت نفس یا به احترام به دیگران تمایل و یا نیاز دارد.

امروز اهمیت محوری نیاز به عزت نفس به طور فزاینده ای مورد توجه روانکاوان و نیز روانشناسان بالینی قرار گرفته است.

پروین در ارتباط با نظریه ی مزلو در 1992 می نویسد:

نظریات مزلو به دو جهت ارزش داشته است. اولاً در انگیزش انسان نظری ارائه می کند که در آن بین نیازهای زیستی مانند گرسنگی، خواب، تشنگی و نیازهای روان شناختی همچون عزت نفس، و تعلق، تفاوت قائل می شود. ما نمی توانیم به عنوان یک ارگانیسم روان شناختی و بدون ارضاء نیازهای دیگر به طور کامل رشد کنیم.

مزلو بر این اعتقاد است که روانشناسان بیشتر به نیازهای زیستی پرداختند و نظریه هایی در شخصیت ارائه کرده اند که در اساس آن انسان فقط به کمبود پاسخ می دهد و در جستجوی کاهش تنش است.

2-1-10- نظریه آلپورت

آلپورت[25] در سال (1961) هفت مرحله رشد را معرفی می کند که در مراحل اولیه احساس شخص نسبت به خویشتن شکل می گیرد.

مراحل او شامل:

1- مرحله ی کودکی

2- مرحله خویشتن جسمانی

3- مرحله خود هویتی

4- مرحله عزت نفس

5- مرحله بسط مفهوم خویشتن

6- مرحله معامله گر منطقی

7- مرحله تلاش شخصی

او در توضیح مرحله 4که مرحله عزت نفس است می گوید: عزت نفس به عنوان قدردانی شخصی از اعمال و رفتارش است. یعنی تائید او بر دیگران برای او پاداش است و عزت نفس را افزایش دهد.

2-1-11- نظرات دیگر روانشناسان در ارتباط با عزت نفس

پروین (1992) در مورد نظرات دیگر روانشناسان چنین می نویسد : اپستین معتقد است افراد با عزت نفس بالا آستانه تحمل پائینی نسبت به شکست نشان می دهند و بر عکس افراد با عزت نفس پایین خود را همواره تحقیر می کنند و تحمل شکست را ندارند.

نظریه پردازان کمال نفس بالا را جنبه ی مهم خود پنداره می دانند که با سازگاری فرد ارتباط دارد.

همچنین در نظریه های کمال خودپذیرشی به ادراک رضایت از خویشتن استناد می کند. در واقع رهبران مذهبی نیز عشق به خویشتن را رد نمی کنند اما معتقدند که شخص سالم علاوه بر علاقه بر خویشتن به دیگران هم علاقمند است.

به طور کلی ارزش گذای نسبت به خویشتن را می توان عزت نفس نامید. اسمیت هارتر و روزنبرگ عزت نفس را عنصری از خود پنداره می دانند که به قضاوت ما نسبت به توانائیهای بالقوه و بالفعل دلالت دارد.

و فردی که عزت نفس بالایی دارد خود پذیرا و خود ارزشمند است. روانشناسان اجتماعی عزت نفس را ارزیابی مثبت و منفی فرد از خود می دانند. به طور کلی فرض می شود عزت نفس تا حدودی با ثبات است .همچنین به افزایش عزت نفس اهمیت زیادی می دهند. برخی از عوامل به تفاوتهای فردی در میزان عزت نفس بالا اشاره دارد مثلاً در بین کودکان 4-10 ساله قهرمان ورزش بودن در افزایش عزت نفس تاثیر بسزایی دارد.

در حالیکه عزت نفس بین جوانان تحت تاثی روابط عاشقانه قرار می گیرد (هوستر 1986) این تاثیر پذیری بستگی به زمان دارد و در دوران مختلف رشد شخصیت متفاوت است. یکی دیگر از افرادی که در زمینه عزت نفس تحقیقات وسیعی انجام داده و نظراتی را ارائه داده است کوپراسمیت می باشد. پروین (1994) در این باره ابراز می دارد که اسمیت (1967) مطالعه ای در زمینه ی عزت نفس انجام داده است و عزت نفس را یک ارزشیابی فردی معرفی کرده است که معمولاً با توجه به خویشتن حفظ می شود. به این ترتیب عزت نفس عبارت است از قضاوتی فردی از شایستگی که ویژگی عام شخصیت است نه یک نگرش لحظه ای یا اختصاص برای موقعیت های خاص.

س. گوردون (1968) متوجه شد 40 تا 70 درصد از اصطلاحاتی که افراد برای توصیف خویش به کار می برند، از یک بار سنجش و ارزشی برخوردار هستند. یعنی این اصطلاحات از معانی ضمنی خوب یا بد برخوردارند. این امر حاکی از آن است که یک قسمت با اهمیت از نحوه ی نگریستن ما به خودمان عبارت است از ارزیابی مثبت و منفی راجع به خودمان.

هاماچک (1978) پیشنهاد کرده است میان حقایقی که معتقدیم درباره ی ما صدق می کنند و شیوه ی ارزیابی ما از این حقایق فرق قایل شویم به عنوان مثال، ممکن است دو نفر خود را در ورزش بی کفایت تلقی کنند، اما نتیجه این امر برای آن دو می تواند متفاوت باشد. اولی ممکن است این مسئله را دال بر بی ارزشی خود بداند. در حالی که نفر دوم این بی کفایتی را مسئله بی اهمیتی تلقی می کند. هاما چک ارزیابی حقایق تصور شده درباره خود را عزت نفس می نامد. به گفته اس.اپستاین «افراد برخوردار از عزت نفس بالا در درون یک والد مهربان حمل می کنند که به موفقیت آنها افتخار کرده و پشت به شکست های او صبور و شکیباست. »

بر عکس، کسی ک عزت نفس پایینی دارد در درون خود یک والد ناراضی حمل می کنند که در برابر شکستهایشان بسیار خرده گیر عمل کرده و در هنگام موفقیت صرفاً یک لذت کوتاه مدت و گذرا ارائه می دهد.»

2-1-12- عزت نفس و غرور

به نظر راجرز و سایر نظریه پردازان خودشکوفایی، عزت نفس بالا جنبه مهمی از خود پنداره است است و با سازگاری فرد ارتباط دارد.

به گفته آنها، افراد برخوردار از کارکرد آرمانی، خود را با تمامی نقاط قوت و ضعف می پذیرند اما این دیدگاه ممکن است عده ای را دچار و دردس سازد. ضرب المثل «خواره چون بالارو و سرنگون شود». حاکی از آن است که عزت نفس مفرط می تواند چیز نابخردانه ای باشد. برخی از مذاهب و ادیان غرور را گناه شمرده اند.

ما از کسانی که خودپسند هستند بدمان می آید. و ممکن است در مورد اینکه خویشتن پذیری بیش از حد مانع تغییرات مورد نیاز در زندگیمان شود. نگران باشیم پس اجازه دهید این موضوع را دقیقتر بررسی کنید

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی رابطه منبع كنترل ( درونی- برونی) ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی رابطه منبع كنترل ( درونی- برونی) – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
عزت نفس و غرور ;فاوت های فردی;نظریه ی آلپورت;نظریه ی روانشناسان و جامعه شناسان در باره ی عزت نفس;نقش خانواده در شكل گیری عزت نفس;نقش پدر خانواده بر عزت نفس فرزندان;رویكردها و نظریه های متفاوت درباره منبع كنترل;ویژگی های افراد با منبع كنترل درونی

بررسی تاثیرات آلودگی محیط زیست بر رفتار رشته روانشناسی و علوم تربیتی doc

ابتدا فلزات سنگین، که یکی ازمهم ترین آلاینده های زیست محیطی محسوب می شوند، معرفی شده و سپس به بررسی تاثیرات سرب به عنوان یکی ازفراوانترین وسمی ترین فلزات سنگین برروی رفتار کودکان وهمچنین رفتارهای ضد اجتماعی پسران جوان بررسی شده است نتیجه این بررسی ها نشان می دهد که درکودکانی که درمعرض تماس با سرب قرارمی گیرند، کاهش ضریب هوشی، ناتوانیهای گفتاری، کا

به صفحه دریافت بررسی تاثیرات آلودگی محیط زیست بر رفتار خوش آمدید.

امیدواریم که بررسی تاثیرات آلودگی محیط زیست بر رفتار همان چیزی باشد که نیاز دارید.

قسمتی از متن و توضیحات بررسی تاثیرات آلودگی محیط زیست بر رفتار را در زیر مشاهده می کنید.

ابتدا فلزات سنگین، که یکی ازمهم ترین آلاینده های زیست محیطی محسوب می شوند، معرفی شده و سپس به بررسی تاثیرات سرب به عنوان یکی ازفراوانترین وسمی ترین فلزات سنگین برروی رفتار کودکان وهمچنین رفتارهای ضد اجتماعی پسران جوان بررسی شده است نتیجه این بررسی ها نشان می دهد که درکودکانی که درمعرض تماس با سرب قرارمی گیرند، کاهش ضریب هوشی، ناتوانیهای گفتاری، کا

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 76

حجم فایل: 120 کیلو بایت

فهرست

فصل اول:کلیات

1-1 مقدمه 2

1-2 مفهوم آلودگی 4

فصل دوم: آلودگی هوا

2-1 آلودگی هوا 6

2-2 فلزات سنگین 7

2-2-1 اثر سرب بر رفتار کودکان 8

2-2-2 اثر سرب دربروزرفتارهای ضد اجتماعی پسران 11

2-3 تاثیر دود سیگاردرسلامت رفتاروروان 13

2-3-1 رایطه ی سیگار کشیدن مادرباردارومشکلات رفتاری کودکان 15

2-4 پلی کلرید بی فنیل 19

2-5 تاثیر سرب و پلی کلرید بی فنیل بررفتار رت ها 22

2-6 تاثیر آلودگی سموم بر رفتار 23

2-6-1 تاثیرات عصبی – رفتاری متیل مرکوری بر نوزادان و حیوانات 28

2-7 تاثیر گاز خردل بر جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی 30

2-8 تاثیر آلودگی هوا بر رفتار حشرات انگل گیاهی 33

2-9 عوامل مختلف اکولوژیکی متاثراز آلودگی هوا و تاثیرآن برانسان 34

فصل سوم: آلودگی صوتی

3-1 آلودگی صوتی 36

3-2 تاثیرات روانی و رفتاری آلودگی صوتی 39

3-3 سرو صدای محیط کار 41

3-4 تاثیر سروصدای بخش NICU بر نوزادان 43

3-5 تاثیر صداهای زیر آب بر پستانداران دریایی 45

3-5-1 آلودگی صوتی آب ورفتار خودکشی دلفین ها 48

فصل چهارم: آلودگی آب

4-1 آلودگی آب 51

4-2 تاثیر حلال های شیمیایی در سلامت رفتار 52

4-2-1 اثر رفتاری استات سرب در سیاه ماهی قنات 54

4-2-2 تاثیر رفتاری مس بر موجودات آبزی 55

فصل پنجم: آلودگی نوری

5-1 آلودگی نوری 58

5-2 اثر بر انسان 60

5-3 اثر برحیوانات 60

5-4 اثر بر گیاهان 61

نتیجه گیری 62

چکیده

درفصل اول مقدمه ای جهت آشنایی با اهداف این تحقیق آورده شده، وسپس مفهوم آلودگی بیان گردیده است.

درفصل دوم، آلودگی هوا وبرخی آلاینده های موجود درهوای آلوده، ازنظرتاثیرشان برسلامت رفتارو روان مورد بررسی قرارمی گیرد.

ابتدا فلزات سنگین، که یکی ازمهم ترین آلاینده های زیست محیطی محسوب می شوند، معرفی شده و سپس به بررسی تاثیرات سرب به عنوان یکی ازفراوانترین وسمی ترین فلزات سنگین برروی رفتار کودکان وهمچنین رفتارهای ضد اجتماعی پسران جوان بررسی شده است. نتیجه این بررسی ها نشان می دهد که درکودکانی که درمعرض تماس با سرب قرارمی گیرند، کاهش ضریب هوشی، ناتوانیهای گفتاری، کاهش حافظه کوتاه مدت، کاهش سرعت عکس العمل ها، بیش فعالی، تحریک پذیری زیاد و سایررفتارهای منفی را می توان مشاهده کرد. همچنین براساس این تحقیقات، رفتارهای ضد اجتماعی در پسرانی که نسبت به پسران دیگر بیشتر درتماس با این آلاینده بودند، افزایش بیشتری را نشان می دهد.

ازآنجا که مواد موجود درسیگارمی توانند باعث آلودگی هوا شده وازاین جهت سلامت جسم و روان را تهدید می کنند، بحثی درمورداثرات سیگارکشیدن مادران دردوران بارداری برروی سلامت رفتارهای کودکان آنها بیان شده است، که نشان می دهد کودکانی که مادران آنها دردوران بارداری مصرف زیاد سیگارداشته اند،کودکانشان دچاراختلالات رفتاری بیشتروتمایلشان برای ارتکاب اعمال مجرمانه وضد اجتماعی ، بیش ازسایرکودکان می باشد. البته این نتایج را نمی توان به تمام این کودکان تعمیم داد.

پلی کلرید بی فنیل (PCB ) یکی دیگر ازآلاینده های زیست محیطی محسوب می شود که نقش آن در رفتارکودکان وهمچنین تاثیرات آن همراه با سرب بررفتار رت ها مورد توجه قرارگرفته است. نتایج نشان می دهد، کودکان آلوده شده با (PCB) دچارمشکلات حرکتی، گفتاری،اختلالات شخصیتی، ونیز کاهش حافظه خواهند بود.علاوه براین بررسی این ماده به همراه سرب برروی رتها و نوزادان نارس نشان می دهد، تاثیرات این دوماده بربدن بسیارمشابه هم بوده واحتمال می رود، مواد موجود دراین دو ترکیب از طریق فرایندهای مشابهی تاثیرات خود را اعمال می کنند.

یکی از آلاینده های دوران جنگ تحمیلی، گازخردل بود که با گذشت زمان نسبتا طولانی ازآن دوران همچنان تاثیرات مخرب آن بر جانبازان شیمیایی باقی مانده است، که در این فصل مختصری درمورد این تاثیرات ازجنبه روانی ورفتاری صحبت شده است. با انجام آزمایشاتی که برروی جانبازان جنگ تحمیلی صورت گرفته است، مشخص شده است که آن دسته ازجانبازان که با گازهای سمی که به طور عمده گازخردل می باشد مسموم شده اند، نسبت به دیگرجانبازان دچاراختلالات روانی و رفتاری مانند اختلالات اضطرابی،افسردگی و کاهش کیفیت بیشتری درزندگی روزمره خود می باشند.

بعد ازبحث آلاینده ها به بحث درباره سموم پرداخته شده است ومتیل مرکوری(MeHg) به عنوان یکی ازاین سموم معرفی و تاثیرات عصبی- رفتاری آن برنوزادان و حیوانات گفته خواهد شد. مطالعات بر روی اثراین ماده برانسان وحیوان نشان می دهد، متیل مرکوری به عنوان یکی ازخطرناکترین آلاینده های موجود در محیط زیست می تواند سبب بروزمشکلات حسی – رفتاری وعقب ماندگیهای ذهنی در کودکان شود. ازاثرات دیگر آن می توان کاهش وزن زمان تولد را نام برد.

درپایان این فصل، تاثیرات آلودگی هوا برحشرات انگل گیاهی مورد بررسی قرارگرفته است.حشرات انگل گیاهی برای گیاهان آفت به عنوان یک کنترل کننده بیولوژیکی حائزاهمیت می باشند، اما آلاینده های موجود درهوا به خصوص اوزون باعث کاهش رفتارهای انگلی دراین حشرات شده، و در نهایت باعث کاهش مبارزه طبیعی با گیاهان آفت خواهد شد.

درفصل سوم به بررسی آلودگی صوتی، به عنوان یکی ازشایعترین آلودگیهای زیست محیطی خواهیم پرداخت. بعدازتعریف آلودگی صوتی ، آلودگی صوتی محل کار وتاثیر آن برکارکنان این مکانها مورد بررسی قرار خواهد گرفت. افرادی که درمکان های پرسروصدا مانند برخی ازکارخانجات مشغول به کارمی باشند، با خطر کاهش شنوایی غیر قابل جبران روبرو خواهند بود. علاوه براین بسیاری ازاین افراد دربرخوردهای روزمره خود با دیگران دچارمشکل می باشند. درواقع آلودگی صوتی با تاثیر بر روان وکاهش سلامت روانی، سلامت رفتاری این افراد را نیزدچاراشکال می کند.

یکی ازمکان های حساس به سروصدا بخش مراقبت های ویژه نوزادان می باشد،بنابراین دراین فصل سعی شده است تاثیرات آلودگی صوتی دراین بخش، برروی نوزادان مورد ازریابی قرارگیرد. باتوجه توجه به این نکته که شنوایی انسان در بدو تولد کامل است، نوزادان قادرخواهند بود صداهای اطراف خود را شنیده ونسبت به آن واکنش نشان دهند. بنابراین هرگونه آلودگی صوتی دراین بخش،می توانند باعث ایجاد تنش درنوزادان شود.

اثرات مخرب آلودگی صوتی تنها شامل انسان ها نمی شود، بلکه حیوانات و دیگرموجودات نیزازاین تاثیرات درامان نیستند. بنابراین تاثیرصداهای زیرآب بررفتار پستانداران دریایی وبه عنوان نمونه بر رفتاردلفین ها مورد بررسی قرارگرفته است. موجودات زیرآب ها می توانند امواج صوتی که به عمق آب می روند را دریافت کنند. بسیاری ازاین صداها برای این موجودات آزاردهنده بوده و باعث بروز واکنشهای متفاوتی درآن ها خواهد شد. یکی ازپستانداران آبزی دلفین ها می باشند که با آزمایشاتی که در رابطه با رفتار خودکشی آنها صورت گرفته است، مشخص شده که عامل اصلی این رفتار، آلودگی صوتی موجود درآبها می باشد.

درفصل چهارم، آلودگی آب ها وآلاینده هایی که موجب آلودگی آب می شوند، مورد بررسی قرارگرفته است.

با صنعتی شدن شهرها و گسترش کارخانجات این تهدید بیشترشده است. حلال های شیمیایی که توسط انسان ساخته می شوند، درصورت ورود به آبها باعث آلودگی آن ها خواهند شد، بنابراین دراین فصل به بررسی تاثیر این مواد بررفتارپرداخته شده است.

سپس تاثیرات استات سرب برسیاه ماهی قنات وتاثیرات مس برموجودات آبزی، به عنوان دومورد از آلاینده های آب بیان شده است. تاثیر استات سرب برسیاه ماهی قتات نشان داد که غلظت مشخصی ازاین ماده باعث رفتارهای غیرنرمال مانند چرخشهای سریع وبی تابی دراین موجود خواهد شد.

درمورد آلودگی آب با مس و بررسی دو رفتارشناگری ونورگرایی درگونه پلانکتونی به نام Nauplii Barnacl این نتیجه به دست آمد که غلظت مس بیش ازحد مجازبراین دو رفتاراثرات منفی و مخربی خواهد گذاشت.

درفصل پنجم آلودگی نوری مورد بررسی قرار گرفته است. این آلودگی نسبت به دیگر آلودگیها تقریبا ناشناخته مانده و به آن توجه کافی نشده است. در این فصل اثر این آلودگی برانسان، حیوانات وگیاهان بیان شده است.درمورد انسان این تاثیرات به صورت به هم خوردن ساعت بیولوژیک بدن و درنتیجه تغییرات مختلفی که درچرخه های خواب و بیداری و تنظیم حرارت بدن و… اتفاق می افتد خواهد بود

حیوانات براثراین آلودگی قوه جهت یابی خود را ازدست خواهند داد و در پیدا کردن مسیردچارمشکل خواهند شد وگاهی براثربرخورد با موانع احتمال کشته شدنشان وجود دارد.

فصل اول

کلیات

مقدمه

مفهوم آلودگی

1-1مقدمه

درقرن اخیربا پیشرفت تکنولوژی و توسعه ی فناوری، ساخت ابزارآلات گوناگونی که به ارتباط موثروسهل الوصول ترانسان ها و برطرف کردن بسیاری ازنیازهای آنان منجرگردیده ، ازیک طرف نوید زندگی راحت تررا داده است واز طرفی استفاده بیش ازاندازه ویا غیرصحیح ازاین ابزارآلات پیامدهای مخربی برای انسان ومحیط زیست او به همراه داشته است.

یک مثال روشن دراین زمینه ،رشدروزافزون وسایط نقلیه شهری است که ازطرفی باعث گردیده رفت وآمد انسانها درشهرهای بزرگ راحت ترگردد، وازطرفی بسیاری ازآلودگی ها، ازجمله آلودگی هوا و آلودگی صوتی وبه دنبال آن بسیاری ازناراحتی های جسمی وروحی راایجاد کرده است.لطمات روحی روانی وحتی جسمانی می تواند دررفتارهای انسان نیز تاثیر گذارباشد ونحوه ارتباط اورا با دیگران وبا محیط اطرافش تحت تاثیر قرار دهد.

البته نباید ازاین نکته غافل شد که اثرات منفی آلودگیها فقط گریبان انسان رانخواهد گرفت، بلکه میتواند روی تمام اکوسیستم های طبیعی که قطعا بی ارتباط با هم نخواهند بود، تاثیرات مخرب خود را اعمال کند. هیچکس نمی تواند این حقیقت راانکار کند که آلودگی آبها چه تاثیرات مخربی رابرزندگی آبزیان خواهد داشت وانسان هم که ازاین منابع استفاده می کند از تاثیرات مخرب آن درامان نخواهد ماند.

البته شاید به آن اندازه که به تحقیقات مختلف درزمینه تاثیرات جسمانی آلودگیها پرداخته شده در زمینه تاثیرات رفتاری آن کوتاهی شده باشد. چه بسا بسیاری ازافراد، نمی توانند بین دو پدیده آلودگی ورفتارارتباط برقرار کنند.

بنابراین دراین تحقیق سعی شده است که تا حدامکان به بررسی تاثیرات این آلودگی ها برروان ورفتار انسانها دیگرموجودات پرداخته شود .

البته لازم است قبل ازاینکه این ارتباط توسط تحقیقاتی که صورت گرفته است مشخص گردد، یک تعریف کلی ازآلودگی وانواع آن ارائه شود تا درک درست تری نسبت به این مسئله بدست آید.

لازم به توضیح است که جمع آوری اطلاعات،به اجبارازسایتهای مختلف که به ارتباط این دوپدیده مهم زیست محیطی و بهداشتی توجه کرده ، استفاده گردیده است.

1-2مفهوم آلودگی

آلودگی عبارت است ازهرگونه تغییردرویژگیهای اجزاء متشکل منابع و حیات موجودات زنده بطوری طوری که استفاده ی پیشین ازآنها ناممکن گردد (دبیری،1379 ).

آلودگی به وسیله ی فعالتیهای انسان ایجاد می شود و مستقیم یا غیرمستقیم منافع وحیات موجودات زنده را به مخاطره می اندازد. آلودگی، باعث آسیب به اکوسیستم های خشکی ، آبی، هوا وهمچنین عملکرد طبیعی آنها خواهد شد.آلاینده های زیستی بسیارگوناگون بوده وساخته دست بشرمی باشند که دراشکال مختلف وجود داشته ومی توانند برجنبه های مختلف زندگی تاثیرگذارباشند.درواقع انسان به دست خود موجبات نابودی خویش را فراهم می کند.

این آلاینده ها مستقیم یا غیر مستقیم بر سلامت وکیفیت زندگی انسان تاثیرگذارمی باشند وهمین طورکه گفته شد دراشکال مختلف وجود خواهند داشت.

  • آلودگی هوا
  • آلودگی صوتی
  • آلودگی آب
  • آلودگی نوری
  • آلودگی صنعتی
  • · آلودگی خاک

سعی شده است چهار مورد نخست ازاین آلودگی ها تعریف وتاثیرآنها بر رفتارشرح داده شود.

فصل دوم

آلودگی هوا

آلودگی هوا

فلزات سنگین

اثرات دود سیگار بر رفتار

اثرات PCB

اثرات سموم بر رفتار

اثرات گاز خردل

اثرات آلودگی هوا برحشرات انگل گیاهی

اثر عوامل اکولوژیکی متاثر ازآلودگی هوا

2- 1 آلودگی هوا

هوا چیست؟ هوا مخلوطی ازگازهاست که هریک قشرنسبتا نازکی را دراطراف زمین به وجود آورده اند وبه کار برده می شوند می باشد(دبیری،1379 ).

اجزاء اصلی هوا: نیتروژن، اکسیژن، آرگون، دی اکسید کربن، نئون،هلیوم ،متان،گزنون، هیدروژن، کریپتون، آرنون ،نیتروس اکسید ،آمونیاک، دی اکسید نیتروژن، مونواکسید نیتروژن، دی اکسید گوگرد سولفید هیدروژن واجزاء فرعی می باشند(دبیری،1379 ).

هوای آلوده : اضافه شدن هرماده ای که تا حدی، خواص فیزیکی وشیمیایی هوا راتغییر می دهد، به این مواد آلاینده گفته می شود(دبیری،1379).

براین اساس هرنوع ماده ای که طبیعی یا مصنوعی بتواند ازهوا بدست آید، به عنوان آلوده کننده طبقه بندی می شود که ممکن است مایع ، جامد ، گاز،یا مخلوطی ازاین ها باشد.

انواع آلوده کننده ها: مونواکسید کربن، اکسیدهای نیتروژن،هیدروکربنها ،اکسیدهای سولفور(SOx) وذرات معلق (دبیری،1379).

منابع آلوده کننده : نقل وانتقالات ، احتراق ، فرایندهای صنعتی، زباله های جامد و مواد متفرقه (دبیری،1379).

فلزات سنگین ، سموم موجود درطبیعت و دود سیگار،ازجمله آلاینده های زیست محیطی می باشند که تاثیر آنها بررفتارانسان و سایرموجودات دراین جا بررسی خواهد گردید.

2-2 فلزات سنگین

درجوامع صنعتی،گریزی ازمواد شیمیایی و فلزات سمی نیست.علاوه برخطرهای زیادی که این مواد درخانه وبیرون ازخانه دارد، بسیاری ازشغل ها مستلزم قرار گرفتن درمعرض این آلاینده ها می باشد

فلزات سنگین به صورت فلزی هیچ نقشی دربدن ندارند ومی توانند بسیارسمی باشند.

این فلزات ممکن است درمحیط رها شوند. درهوا ،آب آشامیدنی ،غذا و یا درتعداد معدودی ازتولیدات شیمیایی توسط انسان می توان آنها را یافت.

راههای متعددی برای ورود این فلزات به داخل بدن وجود دارد. این فلزات ازطریق تنفس یا همراه با غذا ویا جذب ازطریق پوست وارد بدن می شود،که اگربا سرعتی بیش ازسرعت مکانیسمهای سم زدایی بدن درداخل بافتها تجمع یابند، به مرورزمان اثرات سمیت خود را دربدن آشکار می کنند.

باید توجه داشت که برای ایجاد مسمومیت لزوما وجود غلظت های بسیاربالا الزامی نیست. همانطوری که فلزات سمی دربافت های بدن تجمع می یابند،بعدازمدتی به سطوح غلظتی سمی خود می رسند،این حالت زمانی به هشدار تبدیل می شود که بدانیم فلزات سنگین دربدن چه می کنند.

تحقیقاتی که روی اثرات فلزات سنگین انجام شده است، تاکید می کند که این مواد می توانند به صورت مستقیم با مختل کردن عوامل مغزی وعصبی،بررفتارتاثیربگذارند. درواقع تاثیرآنها برموادانتقال دهنده ( نورو ترانسمیتر) خواهدبود که عملشان انتقال پیام های سلولی بخشهای مختلف بدن وتغییردرعملکرد فرایندهای مختلف متابولیکی درداخل بدن خواهد بود.

یکی ازسیستم های مهمی که نقش بسیاری درکنترل رفتارها خواهد داشت، سیستم هورمونی غدد درون ریزبدن می باشد. فلزات سنگین با اثربراین سیستم وبا مختل کردن عملکرد آن، تغییردررفتاررا باعث می شود. درنهایت می توان فلزات سنگین را این گونه معرفی کرد : فلزات سنگین عناصرکم مقداری هستند که دانسیته آنها درنهایت 5 برابرآب می باشد. بنابراین آنها عناصرپایداری هستند، به این معنی که بدن قادر نخواهد بود که آن ها را تجزیه کند.

ازجمله این عناصرمی توان سرب، جیوه ،آرسنیک ،کادمیوم و…. را نام برد .

2-2-1 اثر سرب بر رفتار کودکان

موضوعی که امروزه توجه زیادی را به خود معطوف کرده است ، اثربالقوه تماس زیاد با سرب و اثربرسیستم عصبی- رفتاری کودکان می باشد. نتایج می دهد که تماس زیاد با این آلاینده ی محیط زیست موجب کاهش ضریب هوشی، کاهش درحافظه ی کوتاه مدت، ناتوانی های گفتار، کاهش مهارت های حرکتی ظریف وهمچنین کاهش سرعت عکس العمل ها وکاهش میزان هماهنگی چشم با دست خواهد شد.همچنین تحقیقات اپیدمیولوژیکی نیزبرای تعیین رابطه ی سطح سرب خون ورفتاردردوران کودکی ونوزادی صورت گرفته است.

مطالعات مختلفی که درآن ارتباط ضریب هوشی کودکان (IQ) و سرب موجود درمحیط بررسی شده صورت گرفته است. محققین سعی کرده اند که ارتباط بین درجه بندی کامل (IQ) درکودکان5 ساله و وبزرگتربا سرب بدنشان را بررسی کنند.برای بررسی این رابطه، 26تحقیق که به صورت اپیدمیولوژیکی صورت گرفته بود مورد بازبینی قرارگرفت ودرنهایت نتیجه ای که حاصل شداین بود که تماس با سرب باعث نقصان اندکی درضریب هوشی خواهد شد.

اما باید چند عامل تسهیل کننده ی دیگر مد نظر قرار بگیرد:

1) آیا مطالعات انجام شده مشخص هستند؟

2) آیا کنترل کافی روی عوامل گمراه کننده وجود داشته است؟

3) آیا منحنی های انتخابی به کار گرفته شده ،قابل پیگیری می باشند؟

4) آیا کودکان با ضریب هوشی پائین، رفتاری را پذیرفته اند که آنها را درتماس بیشتربا سرب قرار دهد.ارتباط بین سطح سرب خون واثرات آن بربروز تغییرات رفتاری درسطوح بسیارزیاد 30 میلی گرم دسی لیتر گزارش شده است.

گرچه ارتباط دادن سطح پائین سرب با اثرات زیان بار برروی نمو هوشی- عصبی- رفتاری مشکلتر است.دراینجا به رابطه ای اشاره می شود به نام رابطه معلولی معکوس:

براساس بررسی های انجام شده، مشخص شده است که تماس کودکان با سرب منجربه کاهش ضریب هوشی،ایجاداختلال فعالیت زیاد بدون تمرکز(بیش فعالی) وسایررفتارهای منفی، مانند تحریک پذیری فعالیت شدید وحتی ضداجتماعی خواهد شد.

اغلب کودکانی که رفتارغیرمودبانه و فعالیت شدید دارند، هشدارهای پرهیزازخوراکی های بی ارزش آلوده به سرب واجتناب ازقرارگرفتن درمعرض هوای آلوده به سرب را فراموش می کنند.

درتائیداین فرضیه،محققان اخیرا گزارش کرده اند کودکانی که اختلالات رشد ونمودارند،تمایل به نشان دادن رفتارهای خاک خوری (اشتها به غذاهای نامناسب ویا موادغیرخوراکی)، که آن ها را درمعرض خطر تماس بامقداربیشتری ازسرب نسبت به کودکان سالم قرارمی دهد دارند.

ازآنجا که فرضیه ی معلولیت معکوس رانمی توان به صورت آینده نگربررسی کرد،بیشترتحقیقات در مسائل مربوط به ارتباط BLL (میزان سرب خون) وIQ ازروشهای آماری استفاده می کنندکه قطعا نمی توان از طریق آنها نتایج قطعی و قابل قبولی راجع به رابطه علت- معلولی به دست آورد.

کمبودهای تغذیه ای گمان می رود که برروی رشد تفکراثردارد، که خودمی تواند برروی مکانیسمهای جذب مکانیسمهای سرب تاثیرگذار باشد.

تحقیقات نشان می دهد،کسانی که ازمهارت های رفتاری وشناختی خوبی برخوردارمی باشند،مغزخود را ازاثرات سمی سرب بهترحفظ می کنند. بنا برهمین تحقیقات،اثرات مخرب سرب برمغزافرادی که دچاراختلالات رفتاری وشناختی ونیزدارای محدودیت هایی درخواندن می باشند، بیش ازدوبرابرونیم نسبت به افراد دیگراست،اما این تحقیقات بیان نمی کند کسانی که دارای مهارتهای رفتاری یا شناختی می باشندازابتلا به اثرات مخرب سرب محفوظ خواهند بود. به گفته محققان هرچه تواناییهای شناختی مثل خواندن که دردوران بزرگسالی درمعرض اثرات مخرب سرب قرارمی گیرد بیشترباشند ، اثرات حفاظت بخش بیشتری اثرات سرب خواهد داشت ، حتی اگراثرات منفی سرب برسیستم عصبی ازاثر آن بر مهارت های حرکتی اعمال شده باشد .

محققان درمورد تاثیرمهارت های خواندن درحفاظت مغزمی گویند : افرادی که دارای تعداد سیناپسهای قشری بیشتری درمغزخود می باشند،این عامل ظرفیت مغزی بیشتری رااعمال می کند وباعث خواهد شد که درصورت آسیب دیدن برخی ازمدارهای مغزی،این امکان وجود داشته باشد که مغزازمدارهای بیشتری جهت پردازش موثرکارها استفاده کند.

2-2-2 تاثیر سرب در بروز رفتارهای ضد اجتماعی پسران

حقیقتا بسیاری ازتمایلات مجرمانه دردوران بزرگسالی، می تواند قبل ازتولد کودک شکل بگیرد.

با توجه به تحقیقات چهارساله ای که برروی پسران جوان درمورداثرات رفتاری سرب صورت گرفته وامروزه به صورت مقالاتی به چاپ رسیده است، این مسئله به خوبی نشان داده شده است.

این مطالعات برروی 800 نفراز پسران مدارس پترزبورگ صورت گرفته ونشان داده است، آن دسته ازپسرانی که میزان سرب استخوانشان بالا بود،تمایلشان به ارتکاب اعمال مجرمانه وتخلفات شدیدبیش از پسرانی بود که سطح سرب استخوانشان پائین بود(برادی ،1996).

البته هیچ کدام ازاین پسران ازمیزان سربی که دربدنشان بود، دچارمسمومیت جسمانی نشده بودند.

همچنین دراین مطالعه رابطه مستقیمی بین میزان سرب دراستخوان پای کودکانی که رفتارآن ها توسط والدین یا مربیان گزارش شده بود، با میزان رفتارهای مجرمانه وغیرمودبانه آنها برقرار شد.

دکتر(Herbert Nidleeman ) روانشناس واستاد دانشگاه علوم پزشکی پترزبورگ،مطالعات دیگری برروی تاثیرات سرب انجام داده ومتوجه شده است که حتی با درنظرگرفتن عواملی که میزان احتمال رفتارهای مجرمانه وضداجتماعی راافزایش می دهد،ازجمله وضعیت اقتصادی، اجتماعی وخانوادگی، درآن دسته ازافرادی که دارای وضعیت نابسامانی ازاین جنبه بودند، آن هایی که میزان سرب بدنشان بالاتربود گرایشات بیشتری برای رفتارهای مجرمانه ازخود نشان می دادند (برادی ،1996).

یکی دیگرازمحققین وروانشناسان، مطالعه طولانی مدتی برروی رفتارهای ضداجتماعی کودکان انجام داد و نتیجه گرفت بسیاری ازرفتارهای ضداجتماعی کودکان وجرم های سنگینی که نوجوانان مرتکب می شوند، ازمواردی مثل مصرف الکل و تخلفات کوچک شروع می شود(برادی ،1996).

دکترNidleeman چنین بیان می کند:من نمیگویم سرب عامل اصلی ایجاد تخلفات اجتماعی است ولی به نظرمن یکی از مهم ترین عوامل تسهیل کننده این رفتارها می باشد وهمینطوربیان می کندکه سرب سم مهلکی برای مغز به حساب می آید که باعث جلوگیری ازانتقال ایمپالس های عصبی خواهد شد، و خود این عامل خطرانجام رفتارهای مجرمانه درکودکان را بالا خواهد برد (برادی ،1996).

البته مطالعات قبلی که دررابطه بااثرسرب صورت می گرفت،برهوش کودکان ومیزان رشدشان بیشتر تاکید می کرد ومیزان سرب خون را به عنوان یک شاخص دربدن درنظر می گرفت .

اما درطی تحقیقی که دکتر( (Blingerمحقق سرب شناسی که دربیمارستان کودکان شهربوستن فعالییت داشت انجام داد بیان کرد: برخلاف بسیاری ازتصورات گذشته، میزان سطح سرب استخوان نسبت به میزان سطح سرب خون می تواند شاخص بهتری محسوب شود، به عنوان مثال یک کودک درآزمایش اندازگیری سطح سرب بدنش می توانست دارای سطوح بالاترسرب دراستخوان خود باشد ولی دارای سطح سرب خون بالایی نباشد. ، و بیان می کند بسیاری از رفتارهای مجرمانه وتخلفات سهمگینی که درجامعه صورت می پذیرد،می تواند به دلیل آلودگیهای محیط زیست اطرافمان باشد وسرب به عنوان یکی ازخطرناک ترین آلاینده ها درنظر گرفته می شود (برادی ،1996).

درطی مطالعاتی که روی انواع فاکتورهای خانوادگی واجتماعی که ارتباط مستقیمی با این گونه رفتارها داشتند ، ازقبیل وضعیت اقتصادی وشرایط خانوادگی، مانند تعداد کودکان یا حضورپدرومادرهردو یا یکی از آنها درخانواده صورت گرفت، مشخص شدکه میزان سرب هم به همان اندازه حتی بیشتردربروزرفتارهای ضداجتماعی موثر خواهد بود(برادی ،1996).

تا به امروز ارتباط مستقیم میان سرب ورفتارهای ضد اجتماعی همچنان برقرار است.

درحدود50 سال قبل K.Randy نورولوژیست کودکان بیمارستان بوستن،توانست ارتباط سم سرب در کودکان رابا مشکلات رفتاری ازقبیل حمله کردن به معلمان ودانش آموزان دیگربا چاقو پیدا کند.

درطی مطالعا ت دیگری که 987پسرآفریقایی- آمریکایی وهمچنین دختران راازبدو تولد تا 22سالگی بررسی می کرد،نشان داد سرب یکی ازعوامل مهم دربروزاعمال مجرمانه می باشد (برادی ،1996).

2-3 تاثیر دود سیگار در سلامت رفتارو روان

سیگار راه ورود به دنیای افسونگراعتیاد را فراهم می آورد . سیگاردربیشترمواقع می تواند زمینه را برای استعمال گونه های دیگرمواد مخدر،برای شخص استعمال کننده فراهم آورد.درواقع سیگارباعث خواهد شد که رفتارهای مقاومتی درفرد سیگاری کاهش یافته و فرد بدون هیچ مقاومتی میل و وسوسه خاصی به مصرف مواد مخدرو لذت جویی ازآن را در خود تقویت کند.

مطالعات پژوهشگران نشان میدهد،رابطه روشنی بین مصرف سیگارواعتیاد به مواد مخدروجود دارد اکثرکسانی که به یکی ازانواع موادمخدرآلودگی داشته باشند،به راحتی اعتراف می کنند دلیل گرفتاری آنها در گردابی به نام اعتیاد، به دلیل آشنایی اولیه ی آنها با سیگار بوده است.

نیکوتین و سیگار کشیدن : چندین هزار سال است که انسان ها توتون مصرف می کنند. مرمان بومی درآمریکای شمالی وجنوبی اولین کسانی بودند که گیاه توتون را پرورش دادند وبرگهای آن را به دلیل آثارروان گردان آن مصرف کردند.دراواسط قرن نوزدهم سیگار ساخته شد که دود بسیارملایمی داشت ومی توانستند آنرا فرودهند.گرچه سیگارساخته شد ولی درجوامع درمورد آن اختلاف نظروجود داشت. در جامعه ی ما کشیدن سیگار مجاز واز نظر اجتماعی قابل قبول است.

نکته تاسف انگیزاین است که درجوامعی که مصرف دارو راملامت می کنند، مصرف سیگارقابل قبول است وهر ساله یک صنعت 30 میلیارد دلا ری را به خوداختصاص می دهد.

بااین حال آگاهی ازاین نکته با اهمیت است که تفاوت اصلی بین سیگار کشیدن وداروهایی مثل کوکائین والکل دراین است که مصرف کوکائین به میزان خیلی زیاد موجب تضعیف کارکرد ذهنی خواهد شد،

بااینکه نیکوتین داروی روانگردان است اثرمخرب مغزی-رفتاری آن ضعیف است((khorasandccc.ir

نیکوتین عنصری فعال واعتیاد آوراست و یکی ازپرمصرف ترین داروهای روانگردان جهان محسوب می شود. درهر سیگار 10 میلی گرم از سم نیکوتین وجود دارد که موقع استعمال آن فقط 1 میلی گرم آن جذب بدن می شود وبقیه یا می سوزد یا وارد هوا می شود ، که60 میلی گرم آن یک شخص بالغ و10 میلی گرم آن یک کودک را می کشد((khorasandccc.ir.

آثارنیکوتین بررفتار:نیکوتین را می توان به شیوه های مختلفی به کاربرد،اما دودکردن آن رایجترین مسیرکاربری می باشد.نیکوتین به سرعت جذب دستگاه گردش خون می شود ومی تواندغلظت خون را به سرعت افزایش می دهد و ظرف مدت 7 ثانیه وارد مغز می شود ((khorasandccc.ir.

این ماده ی مخدرمی تواند آثارپیچیده ومخربی بردستگاه عصبی مرکزی و محیطی داشته باشد وهم به صورت محرک رفتاروهمینطوربه صورت یک عامل کند ساز رفتارعمل کند. دربررسی آثاررفتاری سیگار کشیدن،افراد می گویند آن ها به دلیل آثار تحریک کننده و آرام کننده ی نیکوتین سیگارمی کشند.

البته چنانکه پیش تر ذکر شد، کاهش رفتارهای مقاومتی یکی ازاثرات اصلی سیگار کشیدن است.

نظریه های وابستگی به نیکوتین:عوامل اجتماعی درمصرف سیگاراثردارد.فشارهمسالان،سرمشق گیری ازوالدین وامتحان کردن می تواند به شروع این رفتارها کمک کند. زمانیکه این عادت شکل گرفت،عوامل دیگری که به آثاررفتاری خود نیکوتین مربوط می شود به نگهداری این رفتارها کمک خواهد کرد((khorasandccc.ir.

درپژوهش دارویی، نیکوتین را با 5 داروی دیگرمقایسه کرده اند.محققان نیکوتین راازنظرمسمومیتی که ایجاد می کند ضعیفترین ولی ازنظرمیزان وابستگی قویترین به شمارآورده اند ( khorasandccc.ir).

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی تاثیرات آلودگی محیط زیست بر رفتار ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی تاثیرات آلودگی محیط زیست بر رفتار – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
تاثیرات آلودگی محیط زیست بر رفتار;آلودگی آب ;تاثیرات روانی و رفتاری آلودگی صوتی